MARKETING MODERN

آموزش بازاریابی ومدیریت بازارحرفه ای

۲۴۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مارکتینگ» ثبت شده است

💢چگونه بازار هدف ایده‌آل‌مان را شناسایی کنیم؟

💢چگونه بازار هدف ایده‌آل‌مان را شناسایی کنیم؟
@bazaryabimodern1987
👈در بیشتر صنایع، می‌توانیم بازارمان را به بخش‌های مختلفی تقسیم کنیم. مثلاً فرض کنید یک موسسه خدمات عکاسی داریم. در این صنعت، می‌توانیم بازارمان را به این چهار بخش اصلی تقسیم کنیم:
1️⃣عکاسی عروسی و مراسم‌ها
2️⃣عکاسی صنعتی و تبلیغاتی
3️⃣عکاسی خبری
4️⃣عکاسی شخصی و خانوادگی
👈طبق اصول بازاریابی مدرن، نباید همۀ این چهار بخش را به عنوان بازار هدف‌مان انتخاب کنیم. با در نظر گرفتن این اصل، این سوال پیش می‌آید که چگونه می‌توانیم از بین بخش‌های مختلف یک بازار، بازار هدف ایده‌آل‌مان را انتخاب کنیم؟
👈برای این منظور می‌توانیم از این سه شاخص استفاده کنیم:
1️⃣رضایت شخصی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایده‌آل است که از کار کردن در آن و با مشتریان حاضر در آن، شخصاً لذت می‌بریم. یادمان باشد، اگر بازار هدفی را انتخاب کنیم که از ارتباط با مشتریان حاضر در آن لذت نمی‌بریم، دیر یا زود از حضور در آن بازار هدف خسته می‌شویم و آن را رها می‌کنیم
2️⃣ارزش مالی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایده‌آل است که مشتریان آن حاضر باشند محصول یا خدمت‌مان را با قیمتی مناسب خریداری کنند
3️⃣سودآوری مالی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایده‌آل است که درآمد حضور در آن، از هزینۀ حضور در آن بیشتر باشد و سود مناسبی نصیب‌مان بشود. یادمان باشد، فروش زیاد لزوماً به معنای سود بالا نیست، پس نباید صرفاً به این دلیل که فروش در یک بخش از بازار، بیشتر از بخش دیگر است، بخش پرفروش‌تر را انتخاب کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ما بروشور متحرک نیستیم

💢ما بروشور متحرک نیستیم
@bazaryabimodern1987
👈فروشندگان آماتور به اشتباه تصور می‌کنند: اگر بتوانیم شرکت و محصول‌مان را به خوبی معرفی کنیم و جزییات فنی آن را به طور دقیق برای مشتری توضیح بدهیم، قطعاً وظیفۀ اصلی‌مان را انجام داده‌ایم و موفق می‌شویم
👈این دسته از فروشندگان وقتی بعد از شروع معرفی شرکت و محصول‌شان با قیافه‌های عبوس مشتریان و عدم موفقیت در فروشندگی مواجه می‌شوند، تازه یاد این ضرب‌المثل قدیمی در فروش می‌افتند: ما بروشور متحرک نیستیم! 
👈این ضرب‌المثل به ما تاکید می‌کند که نباید فروشندگی را با ارائه اطلاعات دقیق دربارۀ شرکت و محصول‌مان به مشتری اشتباه بگیریم
👈در حقیقت، اگر فروشندگی را در ارائه اطلاعات به مشتری خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما به عنوان فروشنده و یک بروشور وجود دارد؟
👈علاوه بر این، اگر فروشندگی را در حفظ کردن بروشور محصول و توضیح آن به مشتری با شیوه‌ای جذاب خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما و فروشندگان رقبا وجود دارد؟ 
👈شخصاً معتقدم فروشندگانی که بروشور متحرک و سخنگو هستند، هیچ ارزشی برای مشتریان خلق نمی‌کنند و در نتیجه، کاملاً طبیعی است که مرتب از مشتری «نه» می‌شنوند
👈پس اگر می‌خواهیم نرخ «نه» شنیدن از مشتریان را کاهش بدهیم، باید عادت‌مان به «بروشور سخنگو بودن» را ترک کنیم و به این مساله بیاندیشیم که چگونه می‌توانیم با خلق ارزش برای مشتری و مرتبط کردن محصول یا خدمت پیشنهادی‌مان با نیازها، خواسته‌ها، مشکلات، آرزوها و اهداف او، از مشتری «بله» بگیریم؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون قدرت برتر

💢قانون قدرت برتر
@bazaryabimodern1987
1️⃣قدرت بی‌اعتنایی: به طور کلی، هر کسی که نسبت به موفقیت یا عدم موفقیت مذاکره بی‌اعتناتر باشد، قدرت بیشتری در مذاکره دارد
2️⃣قدرت کمیابی: اگر به طرف مقابل ثابت کنیم که پیشنهادمان یک پیشنهاد منحصر به فرد است که جای دیگری به او ارائه نمی‌کنند، قدرت‌مان در مذاکره افزایش می‌یابد
3️⃣قدرت اختیار: باید به طرف مقابل ثابت کنیم توانایی و اختیار کافی برای تصمیم‌گیری را داریم تا مرعوب ما شود
4️⃣قدرت جسارت: می‌توانیم با نشان دادن تمایل‌مان به پذیرش ریسک ترک مذاکره، قدرت‌مان را افزایش بدهیم
5️⃣قدرت تعهد: در این نوع قدرت، به طرف مقابل ثابت می‌کنیم که متعهد به یافتن راه‌حلی برای موفقیت مذاکره هستیم و اگر مذاکره شکست بخورد، مقصر اصلی او است نه ما
6️⃣قدرت تخصص: در مذاکره به طرف مقابل نشان می‌دهیم که اطلاعات بیشتری از او داریم و در نتیجه قدرت‌مان هم بیشتر است
7️⃣قدرت شناخت طرف مقابل: در طول مذاکره به طرف مقابل ثابت می‌کنیم که با نیازها، خواسته‌ها و شرایط او کاملاً آشنا هستیم و در نتیجه نمی‌تواند به ما دروغ بگوید یا بلوف بزند
8️⃣قدرت همدلی: به طور کلی اگر طرف مقابل احساس کند که با او رو راست و همدل هستیم، معمولاً در مذاکره انعطاف بیشتری از خودش نشان می‌دهد
9️⃣قدرت تشویق و تنبیه: اگر طرف مقابل‌مان به این نتیجه برسد که توانایی تشویق یا تنبیه او را داریم، قدرت‌مان افزایش می‌یابد
🔟قدرت سرمایه: بدون شک، هر کسی که سرمایۀ مالی و غیرمالی بیشتری در مذاکره داشته باشد، قدرت بیشتری هم دارد 
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢روی فروش‌های بزرگ متمرکز نشویم

💢روی فروش‌های بزرگ متمرکز نشویم
@bazaryabimodern1987
👈بسیاری از فروشندگان به اشتباه تصور می‌کنند موفقیت در فروش یعنی بتوانیم یک معاملۀ بزرگ را جوش بدهیم و پس از آن پول هنگفتی به جیب بزنیم و بابت زحمتی که کشیده‌ایم، کلی خوش بگذارنیم و مثلاً برای مدتی به یک مسافرت برویم و سپس برگردیم و باز هم روی یک فروش بزرگ دیگر تمرکز کنیم
👈فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که این نگرش به فروشندگی، باعث شکست آنها می‌شود. به همین دلیل، علاوه بر تمرکز روی فروش‌های بزرگ، روی فروش‌های کوچک و معمولی هم تمرکز می‌کنند
👈فروشندگان حرفه‌ای به این دلایل هم روی فروش‌های بزرگ و هم فروش‌های معمولی تمرکز می‌کنند: 
1️⃣فروش‌های بزرگ زمان زیادی از فروشند می‌گیرد. به همین دلیل یک فروشندۀ حرفه‌ای هم‌زمان با تلاش برای به نتیجه رساندن یک فروش بزرگ، روی به نتیجه رساندن چند فروش کوچک هم تمرکز می‌کند
2️⃣فروش‌های بزرگ مستلزم تلاش زیادی است که اگر به نتیجه نرسد یعنی هدر رفتن تمام آنها. به همین دلیل، یک فروشندۀ حرفه‌ای تمام انرژی خود را روی یک معاملۀ بزرگ متمرکز نمی‌کند بلکه آن را بین چند معاملۀ مختلف پخش می‌کند
3️⃣فروش‌های بزرگ مستلزم منابع فراوان است. برای مثال، فروشنده باید هزینۀ زیادی بابت ملاقات با مشتری یا ارسال هدیه برای او بکند. حالا اگر معاملۀ مدنظر به نتیجه نرسد، تمام منابع فروشنده هدر می‌رود. به همین علت، یک فروشندۀ حرفه‌ای تمام منابع خود را به یک معامله اختصاص نمی‌دهد بلکه آنها را بین معامله‌های گوناگون توزیع می‌کند
4️⃣موفقیت در فروش‌ به مشتریان بزرگ مستلزم مهارت‌ و تجربه بالا در فروشندگی است. به همین دلیل بسیاری از فروشندگان تازه‌کار نمی‌توانند در فروش‌های بزرگ به موفقیت برسند.از این‌رو، یک فروشندۀ حرفه‌ای تا زمانی که تجربه و مهارت کافی برای موفقیت در فروش‌های بزرگ را به دست نیاورده، روی آنها تمرکز نمی‌کند
👈بر همین اساس، برای موفقیت در فروشندگی باید روی ترکیبی از مشتریان مختلف اعم از مشتریان بزرگ، متوسط و کوچک تمرکز کنیم نه این که تمام وقت، انرژی و منابع‌مان را به مشتریان و فروش‌های بزرگ اختصاص بدهیم و بعد که به نتیجه نرسید، چیزی برای‌مان باقی نماند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

تفاوت مخاطبِ هدف با بازار هدف چیست؟

تفاوت مخاطبِ هدف با بازار هدف چیست؟
@bazaryabimodern1987 
بازار هدف بزرگترین گروه متشکل از افرادی است که شما می‌خواهید به آن‌ها دسترسی داشته باشید؛ چیزی که پایه و اساس تصمیم‌گیری‌های مهم دربارهٔ نوع محصول، کانال‌های توزیع، قیمت‌گذاری و ترویج آن است.
مثلاً بازار هدف یک «هایپرمارکت همواره تخفیف»، مجموعه‌ای از افراد است که احتمالاً بیش از هر چیزی به‌دنبال خرید مایحتاج زندگی با کمترین قیمت‌اند و به موارد دیگر مثل کیفیت دقت نمی‌کنند. از طرفی، در نزدیکی فروشگاه زندگی می‌کنند.
ولی «مخاطب هدف» زیرمجموعهٔ بازار هدف است که می‌خواهید با او از طریق پیام یا تبلیغات خاصی ارتباط برقرار کنید. شما معمولاً می‌خواهید این فرد را به‌سمت محصول یا خدمت مشخصی سوق دهید.
تعیین مخاطب هدف نقش مهمی در تصمیم‌گیری برای نحوهٔ برقراری ارتباط دارد: چه چیزی را چه زمانی، در چه جایی و به چه کسی بگویید.

تفاوت مخاطب هدف با بازار هدف چیست
مخاطبِ هدف می‌تواند مشتری بالقوه باشد یا کسی که مشتری فعلی شماست. این مسئله هم باز در نحوهٔ برقراری ارتباط تاثیرگذار است.
مثلاً همان هایپرمارکت همواره تخفیف را در نظر بگیرید که تصمیم گرفته است از طریق تبلیغات پیامکی، فروش «نوار بهداشتی» را افزایش دهد.
در این شرایط، مخاطبِ هدف آن زنان جوانی هستند که در نزدیکی آن زندگی می‌کنند و به‌دنبال خرید با تخفیف یا قیمت پایین‌ هستند؛ یعنی بخشی (سگمنت) از همان بازار هدف.
از طرفی، ممکن است  زنان دهه شصتی بازار هدف شما باشد؛ ولی مخاطبِ هدف شما والدین یا همسر آن‌ها باشد که احتمالاً در یک مناسبت خاص، می‌خواهند هدیه‌ای برای این افراد بخرند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

جملات موثر در فروش

جملات موثر در فروش 
@bazaryabimodern1987 
۱. فروشندگان معمولی می‌گویند: «نمی دانم».
فروشندگان نابغه می‌گویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»
۲. فروشندگان معمولی می‌گویند: «جنس فروخته‌شده پس گرفته نمی شود.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست، چطور می‌توانیم رضایت شما را جلب کنیم.»
۳. فروشندگان معمولی می‌گویند: «خونسرد باشید.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «من از شما عذرخواهی می‌کنم.»
۴. فروشندگان معمولی می‌گویند: «این که تمام شده؛ چرا این یکی را نمی‌برید؟»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «شاید از این جنس هنوز در انبار داشته باشیم، اجازه بدهید نگاهی بکنم. اگر نبود، پیشنهادهای دیگری هم برایتان دارم.»
۵. فروشندگان معمولی می‌گویند: «ساعت کار ما تمام شده.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «تعطیلی فروشگاه ساعت … و شروع به کار آن ساعت …. است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟»
۶. فروشندگان معمولی می‌گویند: «خرید شما همین است؟»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «آیا این محصول را هم دیده‌اید که همراه با کالایی که شما خریده‌اید استفاده می‌شود؟» یا: «آیا تا به حال از فلان کالای ما استفاده کرده‌اید؟»
۷. فروشندگان معمولی می‌گویند: «چیزی که می‌خواهید آن طرف است.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «لطفا با من بیایید؛ به شما نشان می‌دهم که کجاست.»
۸. فروشندگان معمولی می‌گویند: «من نمی‌توانم این کار را انجام بدهم.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «کاری که می‌توانم انجام بدهم این است که...»
۹. فروشندگان معمولی می‌گویند: «این بخش به من مربوط نمی‌شود.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.»
۱۰. فروشندگان معمولی می‌گویند: «ما الان این کالا را تمام کرده‌ایم.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «الان از این کالا در فروشگاه نداریم، اما … روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟»
۱۱. فروشندگان معمولی می‌گویند: «این برخلاف سیاست فروشگاه ماست.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «سیاست مغازه ما این است؛ اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من می‌توانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که...»
۱۲. فروشندگان معمولی می‌گویند: «من اینجا تازه‌کار هستم.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.»
۱۳. (هنگام مکالمۀ تلفنی) فروشندگان معمولی می‌گویند: «گوشی...»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «ممکن است خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید.»
۱۴. فروشندگان معمولی می‌گویند: «الان سرم شلوغ است.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «خوشحال می‌شوم بتوانم به شما کمک کنم.» یا: «هم‌اکنون چه کمکی می‌توانم به شما بکنم؟»
۱۵. فروشندگان معمولی می‌گویند: «شما اشتباه می‌کنید.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «فکر می‌کنم سوء تفاهمی پیش آمده است. اجازه بدهید در موردش صحبت کنیم و حلش کنیم.»
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چطور استراتژی بازاریابی خود را در ۵ گام طراحی کنید؟

💢چطور استراتژی بازاریابی خود را در ۵ گام طراحی کنید؟
@bazaryabimodern1987 
برای مدیرانی که می‌خواهند برنامه بازاریابی دقیق، علمی و قابل اجرا داشته باشند، این ۵ گام ضروری است:

1. تحلیل وضعیت (Situation Analysis)

🔸تحلیل رقبا

🔸تحلیل مشتری

🔸تحلیل SWOT

2. تعیین بازار هدف (Target Market)

🔸بخش‌بندی بازار

🔸انتخاب بخش‌های سودآور

🔸تعیین پرسونای مشتری

3. تعیین موضع‌سازی (Positioning)

🔸نوشتن پیام اصلی برند

🔸تعریف وعده ارزش (Value Proposition)

4. طراحی آمیخته بازاریابی (Marketing Mix – 4P)
🔸محصول
🔸قیمت
🔸توزیع
🔸ترویج
5. اجرا و کنترل (Implementation & Control)
🔸تعیین KPI

🔸بودجه‌بندی

🔸ارزیابی و اصلاح

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢5 اصل انتخاب بازار هدف

💢5 اصل انتخاب بازار هدف
@bazaryabimodern1987
1️⃣هر مشتری‌ای، مشتری هدف‌مان نیست
خیلی از شرکت‌ها تصور می‌کنند هر فرد یا شرکتی که به محصول‌شان نیاز دارد، پس حتماً مشتری هدف‌شان است. این استدلال، در نگاه اول، یک استدلال منطقی، ولی در واقعیت، یک اشتباه مرگبار است، چون ممکن است آن مشتری، پول لازم برای خرید محصول‌مان را نداشته باشد، از محصول‌مان خوشش نیاید، به تازگی از رقبا خرید کرده و فعلاً احتیاجی به محصول ما ندارد و یا به دلایل متعدد دیگری، جزء مشتریان هدف ما نباشد
2️⃣بازار هدف گسترده به معنای موفقیت بیشتر نیست
بسیاری از شرکت‌ها به اشتباه فکر می‌کنند هر چقدر بازار هدف‌شان را گسترده‌تر تعریف کنند، احتمال موفقیت‌شان در بازار، افزایش می‌یابد. اما این استدلال، کاملاً غلط است، چون نفوذ در یک بازار هدف بزرگ و گسترده، نیازمند برخورداری از منابع مالی و غیرمالی زیادی است که خیلی از شرکت‌ها فاقد آن هستند. در نتیجه، اگر بین منابع و گستردگی بازار هدف شرکت، همخوانی منطقی وجود نداشته باشد، احتمال شکست افزایش می‌یابد
3️⃣تمرکز بر تعداد کمی بازار هدف، رمز موفقیت در بازاریابی است
تمرکز بر تعداد زیادی بازار هدف، مثل شکار با تفنگ ساچمه‌ای است که گلولۀ آن پس از شلیک، به چند تکه تقسیم می‌شود، به این امید که هر کدام، به یک هدف بخورد. در مقابل، تمرکز بر یک یا چند بازار هدف، مثل شکار با تفنگ تک تیرانداز است که گلولۀ آن دقیقاً به هدف می‌خورد و احتمال خطا رفتن آن بسیار اندک است. در نتیجه، هر چه روی بازارهای هدف متنوع‌تری تمرکز کنیم، احتمال موفقیت‌مان را کاهش می‌دهیم، و در مقابل، هر چه روی یک یا چند بازار هدف مشابه تمرکز کنیم، احتمال موفقیت‌مان را افزایش می‌دهیم
4️⃣هر چه بازار هدف‌مان را شفاف‌تر تعریف کنیم، احتمال موفقیت‌مان بیشتر می‌شود
تعریف کاملاً شفاف بازار هدف، به تمام واحدها و کارمندان شرکت اعلام می‌کند که مشتری هدف‌مان دقیقاً چه کسی است و چه ویژگی‌هایی دارد. برای مثال، فرض کنید یک شرکت تولیدکنندۀ لوازم آرایشی داریم. اگر بازار هدف‌مان را «خانم‌های علاقه‌مند به زیبایی» تعریف کنیم، بازار هدفی غیرشفاف خواهیم داشت. ولی اگر بازار هدف‌مان را «خانم‌های 18 تا 40 ساله، شهرنشین و دارای درآمد متوسط به بالا و علاقه‌مند به لوازم آرایشی طبیعی» تعریف کنیم، یک بازار هدف شفاف خواهیم داشت
5️⃣هر چه در یک بازار هدف، متخصص‌‌تر بشویم، اهمیت قیمت برای مشتری کمتر می‌شود
فرض کنید فردی دچار بیماری قلبی است. به نظرتان این فرد، به یک پزشک عمومی مراجعه می‌کند؟ یا به یک متخصص قلب؟ قطعاً به یک متخصص قلب. از طرف دیگر، آیا این فرد توقع دارد متخصص قلب، هم اندازۀ یک پزشک عمومی، حق ویزیت بگیرد؟ قطعاً خیر. همین موضوع در بازاریابی هم وجود دارد. هر اندازه در یک بازار هدف متخصص‌تر بشویم، امکان مراجعه مشتریان هدف به ما افزایش می‌یابد و از سوی دیگر، اهمیت قیمت برای آنها کمتر می‌شود و در نتیجه می‌توانیم قیمت بالاتری را برای محصول‌مان تعیین کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

تکنیک افزایش فروش در انتهای ماه کاری

تکنیک افزایش فروش در انتهای ماه کاری 
@bazaryabimodern1987
⭕️ در آخرین روز از ماه به چه کاری مشغول هستید؟ به اعتقاد ما باید همچنان که در روز اول هر ماه برای بدست آوردن مشتری بالقوه وقت صرف می کنید، در روز آخر ماه هم برای آن وقت بگذارید ، اگر که وقت بیشتری را برای آن صرف نمی کنید.
👈 اگر می خواهید در ماه بعدی در موقعیتی بهتر نسبت به این ماه قرار داشته باشید، همواره باید به دنبال بدست آوردن فرصت های جدید باشید. فراموش نکنید که اگر در روز آخر ماه به جای ایجاد فرصت های جدید در پی پیگیری فروش های بالقوه قبلی هستید، در حال از دست دادن زمان هستید.
✅ پس سعی کنید: حداقل 50% از زمان خود را در روز آخر هر ماه به ارسال ایمیل به خریداران جدید، درخواست از مشتریان قبلی برای معرفی شما به دیگران، جستجوی برای مشتریان بالقوه جدید در شبکه لینکدین و تماس با مشتریان قدیمی برای فروش های بالقوه جدید اختصاص دهید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۱ مخالفین ۰

💢قانون صورت معکوس

💢قانون صورت معکوس
@bazaryabimodern1987
👈قبل از هر گونه‌ مذاکره‌ای که شامل مبلغی هنگفت یا جزییات زیاد است، این روش رایج بین وکیل‌ها را به‌کار بگیرید: صورت معکوس
👈صورت معکوس به این روش است که در دانشکده‌های حقوق به دانشجویان وکالت آموش می‌دهند، قبل از ورود به دادگاه، خودشان را جای وکیل طرف مقابل بگذارند
👈سپس تمام شواهد، مدارک و مستندات را از منظر وکیل طرف مقابل و با قصد برنده شدن پرونده، بررسی کنند
👈وقتی تمام مواردی که به وکیل طرف مقابل کمک می‌کند تا در دادگاه برنده شود را فهرست کردند، دفاعیه خودشان را آماده کنند
👈ما هم قبل از ورود به مذاکره باید همین کار را انجام بدهیم. یعنی: خودمان را جای طرف مقابل می‌گذاریم و تمام مواردی که به او کمک می‌کند از ما امتیاز بگیرد را مشخص می‌کنیم
👈سپس به این موضوع می‌اندیشیم که چگونه می‌توانیم برگ برنده‌های در اختیار طرف مقابل را خنثی کنیم یا در مقابل امتیازهایی که از ما خواهد گرفت، از او امتیاز بگیریم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

7 رمز پنهان برای فروش موفق

7 رمز پنهان برای فروش موفق

@bazaryabimodern1987
1️⃣گزینش هدف (هدف‌گذاری)
2️⃣یک برنامه فروش را دنبال کنید
همه پزشکان بزرگ، وکلای بزرگ، تکنسین‌های بزرگ و کسانی که فروش بزرگی دارند، در یک چیز مشترکند، آن‌ها همگی برنامه‌ای را که شامل سوال کردن و گوش دادن به مشتریان است، دنبال می‌کنند.
3️⃣به مشتریان اجازه انتخاب بدهید
4️⃣تمرین فروش کنید
5️⃣هرگز به فروشندگان خود به عنوان ابزار فروش نگاه نکنید
6️⃣به همه مشتریان توجه کنید
7️⃣با ابرستاره‌ها احاطه شوید
توقع مشتریان همواره بسیار زیاد است و رقابت بین مشتریان هرگز شدید نیست. روزی خواهد آمد که دیگر کالاها برای مشتریان ایجاد انگیزه نمی‌کنند، در آن زمان کارکنان شما نباید کوتاه یا بلند باشند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢4 خواستۀ یک فروشنده از مشتریانش

💢4 خواستۀ یک فروشنده از مشتریانش
@bazaryabimodern1987
1️⃣از مشتری بخواهیم مشتریان دیگری به ما معرفی کند

2️⃣از مشتری بخواهیم رضایت از ما را به صورت رسمی بیان و تایید کند

3️⃣از مشتری بخواهیم به ما اجازه بدهد او را به عنوان یک مشتری راضی به مشتریان جدیدمان معرفی کنیم تا از او دربارۀ ما پرس و جو کنند

4️⃣از مشتری بخواهیم مجدداً از ما خرید کند یا میزان خریدش را افزایش بدهد
👈برخی از فروشندگان تصور می‌کنند درخواست کردن این قبیل موضوعات از مشتری، یک کار غیرحرفه‌ای است. اما فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که این کار نه تنها غیرحرفه‌ای نیست، بلکه کاملاً حرفه‌ای و مورد پذیرش مشتریان است
👈در این بین تنها یک نکتۀ مهم وجود دارد: از مشتریانی باید درخواست کنیم که مثلاً ما را به سایرین معرفی کند که توانسته‌ایم رضایت آنها را به خوبی جلب و آنها را به مشتریان وفادارمان تبدیل کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️چگونه مودبانه "نه" بگوییم؟

🔴▪️چگونه مودبانه "نه" بگوییم؟
@bazaryabimodern1987
1⃣کلمه «ممنونم» را اضافه کنید.
اضافه کردن یک «ممنونم»، کلمه «نه» را بسیار دلپذیرتر می‌کند. وقتی از شما می‌خواهند کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید، از طرف مقابل برای اینکه به فکر شما بوده تشکر کنید.
مثال: «نه ممنونم، اما خیلی خوشحالم که مرا برای همراهی دخترت به شهربازی انتخاب کردی.»
2⃣یک برنامه دیگر پیشنهاد دهید.
وقتی کسی از شما می‌خواهد کاری را انجام دهید که چندان رغبتی به آن ندارید، کار دیگری را پیشنهاد دهید که می‌توانید برای او انجام دهید.
مثال: «متاسفم نمی‌تونم هفته دیگه از پسرت نگهداری کنم اما اگه دوست داشته باشی می‌تونم از دوستانم بپرسم که وقت این کار را دارند یا نه.»
3⃣وقت بخواهید.
به جای اینکه فورا بگویید «بله»(و بعد بخاطر آن پشیمان شوید)، از طرف مقابل بخواهید چند روز به شما وقت بدهد که فکر کنید.
مثال: «خوشحال می‌شم کمکت کنم هفته دیگه انباری خونتو تمیز کنی، اما نمیدونم برنامه هفته دیگم چیه. می‌تونم بعدا بهت خبر بدم؟»
4⃣بگویید که نیاز ندارید.
به جای اینکه بخاطر خوردن لازانیایی که خواهرشما یا دوستتان مدام تعارفتان می‌کند، خودتان را اذیت کنید، بگویید که سیر شده‌اید.
مثال: «الان سیر شدم ولی بدم نمیاد کمی با خودم ببرم خونه که بعدا بخورم.»
5⃣ساده بگیرید.
گاهی وقت‌ها مودبانه‌ترین راه برای «نه» گفتن این است که خیلی ساده بگویید «نه» بدون هیچ توضیحی.
مثال: «متاسفم، نمیتونم»
مهم‌ترین چیزی که باید بفهمید این است که گفتن «نه» کار زشت یا خودخواهانه‌ای نیست. در واقع اگر زیاد «بله» بگویید، ممکن است سلامت احساسی و جسمی خودتان را به خطر بیندازید و وقت کمتری را بتوانید صرف رسیدگی به کارها و اهدافی که برای خودتان مهم است صرف کنید.
ناتوانی برای «نه» گفتن همچنین ممکن است سطح استرس شما را هم بالا ببرد. بر اساس وبسایت کلینیک مایو(Mayo Clinic)، افراد باید قبل از متعهد شدن به انجام کاری میزان بله گفتن‌هایی که موجب استرس می‌شود را در نظر بگیرند. اگر «نه» گفتن برایتان سخت است، بعضی از این روش‌های مودبانه را امتحان کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ماتریس اگر _پس در مذاکره

🔴▪️ماتریس اگر _پس در مذاکره 
@bazaryabimodern1987
✅ سناریوهای «اگر- پس» و یک برنامه‌ی پشتیبان داشته باشید.
✅وقتی واردِ مذاکره‌ای می‌شوید، داشتن سناریوها و گزینه‌های مختلف در ذهن، بسیار مفید است؛ مذاکره‌ها را با یک «ماتریس اگر- پس» تنظیم کنیم؛ یعنی جدولی داشته باشیم با ردیف‌هایی از «اگرها»، یعنی چیزهایی که ما می‌خواهیم، ولی ممکن است طرف مقابل به آنها نه بگوید، در مقابل این ردیف‌ها، ستون‌هایی از «پس» وجود دارد، یعنی مواردی که در صورتِ رد شدنِ «اگرها» توسط مشتری، غیرقابل مذاکره خواهند شد و قطعی هستند.
✅داشتن گزینه‌هایی در ذهن، به کاهش ترس ما از مذاکره، کمک می‌کند؛ یکی از دلایل این مسئله این است که با این کار، اولویت‌های شما مشخص می‌شود.
✅توجه کنید که در صورت به توافق نرسیدن، کدام عوامل نقش ایفا خواهند کرد و پیامدهای عدم توافق، برای مشتریان شما، شرکت شما، تیم شما و خود شما چه خواهد بود.
✅بر شکست تمرکز نکنید و بر آنچه می‌توانید انجام بدهید و موارد عملیِ همراه با آن، تمرکز کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🚀 راه‌های رسیدن ویزیتور به تارگت فروش ماهانه

🚀 راه‌های رسیدن ویزیتور به تارگت فروش ماهانه 
@bazaryabimodern1987
🔹 ۱. تقسیم تارگت به هدف‌های کوچک‌تر
به‌جای فکر کردن به ۳۰۰ میلیون در یک ماه، آن را تبدیل کن به:
روزانه چقدر؟
هفتگی چقدر؟
مثال:
۳۰۰ میلیون در یک ماه → روزی ۱۰ میلیون
اینجوری رسیدن به هدف آسان‌تر و قابل کنترل‌تر می‌شود.
🔹 ۲. برنامه‌ریزی مسیر (تور ویزیت)
ویزیتوری که مسیرش مشخص باشد، وقتش تلف نمی‌شود و مشتری‌های مهم را از دست نمی‌دهد.
تور ویزیت = افزایش سرعت رسیدن به تارگت.
🔹 ۳. تمرکز روی مشتریان پرسود
همه مشتری‌ها ارزش یکسان ندارند.
مشتری‌هایی که:
سریع خرید می‌کنند
حجم خرید بالایی دارند
پرداختی مطمئن دارند
در اولویت هستند و کمک می‌کنند سریع‌تر تارگت تکمیل شود.
🔹 ۴. فروش مکمل و افزایش سبد خرید
به‌جای اینکه فقط محصول اصلی را بفروشی، پیشنهاد بده:
محصول جانبی
سایز دیگر
برند مکمل
این کار بدون اضافه‌کردن مشتری جدید، فروش را افزایش می‌دهد.
🔹 ۵. معرفی و فروش محصولات جدید
مشتری‌ها عاشق چیزهای جدیدند.
اگر محصول جدید شرکت را خوب معرفی کنی، فروش یکباره بالا می‌رود و به تارگت نزدیک می‌شوی.
🔹 ۶. پیگیری مداوم
بخش بزرگی از تارگت با پیگیری مشتری‌هایی که قبلاً خرید کرده‌اند به دست می‌آید.
یک تماس یا پیام ساده گاهی فروش بزرگی می‌سازد.
🔹 ۷. تقویت مهارت فروش
ویژگی‌های ضروری برای رسیدن به تارگت:
دانش محصول
توانایی پاسخ به اعتراض
مهارت مذاکره
مهارت معرفی محصول
کنترل احساسات و اعتماد به نفس
هرچه حرفه‌ای‌تر باشید، فاصله‌تان از تارگت کمتر می‌شود.
🔹 ۸. حفظ انرژی، نظم و ثبات
ویزیتوری که وسط ماه افت می‌کند، رسیدن به تارگت برایش سخت می‌شود.
باید روز به روز، منظم و با انرژی حرکت کند.
🔹 ۹. درخواست کمک و حمایت از شرکت
ویزیتور حرفه‌ای اگر مشکلی در کالا، قیمت یا مسیر داشت، سریع با مدیر فروش صحبت می‌کند.
هدف مشترک است → رسیدن به تارگت.
🌱 جمع‌بندی
تارگت فروش ماهانه هدفی است که مسیر تلاش ویزیتور را روشن می‌کند.
با برنامه‌ریزی، تقسیم هدف، مشتریان مناسب، فروش مکمل، پیگیری مؤثر و تقویت مهارت‌ها، رسیدن به تارگت نه‌تنها ممکن، بلکه کاملاً قابل پیش‌بینی می‌شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢پرسش‌های کلیدی دربارۀ مشتریان کلیدی

💢پرسش‌های کلیدی دربارۀ مشتریان کلیدی
@bazaryabimodern1987
1️⃣مشتری کلیدی در حال حاضر چه پروژه‌ها و برنامه‌هایی را پیگیری می‌کند؟ این پروژه‌ها و برنامه‌ها چه فرصت‌هایی را برای فروش بیشتر ما به آنها ایجاد می‌کنند؟
2️⃣مهم‌ترین نیاز و خواستۀ مشتری کلیدی چیست؟ چگونه می‌توانیم این نیاز و خواسته را بهتر برآورده کنیم تا مشتری کلیدی ارتباطش را با ما حفظ کند؟
3️⃣مشتری کلیدی چه مشکلات و چالش‌هایی را در ارتباط با مشتریان خودش دارد؟ آیا می‌توانیم با استناد به این مشکلات و فرصت‌ها، فروش‌مان به مشتری کلیدی را افزایش بدهیم؟
4️⃣مشتری کلیدی در مقایسه با رقبایش در چه موقعیتی قرار دارد؟ آیا می‌توانیم با استناد به موقعیت رقابتی مشتری کلیدی، فروش‌مان به او را افزایش بدهیم؟
5️⃣مشتری کلیدی چه تغییراتی را در ساختار سازمانی، تیم مدیریتی و کارمندان خود پیگیری می‌کند؟ این تغییرات چه فرصت‌هایی را برای فروش بیشتر ما به مشتری کلیدی ایجاد می‌کنند؟
6️⃣مشتری کلیدی با چه فرصت‌ها و تهدیدهایی در بازار و صنعت خودش مواجه است؟ آیا می‌توانیم با استناد به این فرصت‌ها و تهدیدها، فروش‌مان به مشتری کلیدی را افزایش بدهیم؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

نکات(تاثیر زبان بدن در مصاحبه شغلی)

نکات(تاثیر زبان بدن در مصاحبه شغلی)

@bazaryabimodern1987
1⃣ 70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
2⃣ 67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
3⃣ 55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبه‌شونده به اتاق مصاحبه.
4⃣ 47 درصد مدیران ابراز می‌کردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمده‌اند نداشتند.
5⃣ 38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و هم‌چنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
6⃣ 33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
7⃣ 26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن می‌دانند.
8⃣ 21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.
💡 پی نوشت:
در چند دقیقه اول یک مصاحبه شغلی, زبان بدن شما است که سخن می گوید, چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست.
☝️توصیه می شود که حداقل ۳ درصد از درآمدتان را روی توسعه خودتان سرمایه گذاری کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢5 شیوۀ جایگاه‌یابی ارزشی

💢5 شیوۀ جایگاه‌یابی ارزشی
@bazaryabimodern1987
1️⃣جایگاه‌ بیشتر در برابر بیشتر
در این جایگاه، برند یا محصولی با کیفیت بسیار بالا و طبیعتاً قیمتی بالا به بازار عرضه می‌کنیم. برای مثال، نوشت‌افزار مون‌بِلان در این جایگاه قرار دارند
2️⃣جایگاه بیشتر در برابر همان قیمت
در این جایگاه، برند یا محصولی با کیفیت بالا ولی در سطح قیمت رقبای فعلی‌مان عرضه می‌کنیم. برای مثال، خودروی لِکسوس با این که کیفیت بالاتری از بقیۀ رقبایش دارد، ولی قیمت آن در سطح قیمت رقباست 
3️⃣جایگاه همان در برابر قیمت کمتر
در این جایگاه، کیفیت برند یا محصول‌مان را ثابت نگه می‌داریم، ولی قیمت آن را نسبت به رقبا کاهش می‌دهیم. برای مثال، کیفیت تایر خودروی گودیِر مشابه رقبایش است، ولی قیمت آن بین 15 تا 20 درصد ارزان‌تر است
4️⃣جایگاه‌ کمتر در برابر قیمت بسی کمتر
در این جایگاه، کیفیت برند یا محصول‌مان را اندکی کاهش می‌دهیم، ولی در مقابل، قیمت آن را نسبت به رقبا به شدت پایین می‌آوریم. برای مثال، هواپیمایی ساوت وِست خدماتی مثل پذیرایی در طول پرواز را حذف کرده، ولی قیمت آن تقریباً نصف بقیۀ شرکت‌های هواپیمایی است
5️⃣جایگاه‌ بیشتر در برابر قیمت کمتر
در این جایگاه، کیفیت برند یا محصول‌مان را نسبت به رقبا افزایش و قیمت‌مان را نسبت به آنها کاهش می‌دهیم. برای مثال اسباب‌بازی‌های تویز آر آس، کیفیت بالاتری نسبت به رقبا دارند، ولی قیمت‌شان از رقبا کمتر است
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢«بله» مشتری را پیگیری کنیم

💢«بله» مشتری را پیگیری کنیم
@bazaryabimodern1987
👈یکی از اشتباهات مرگبار فروشندگان آماتور، وقت گذاشتن بیش از حد برای مشتری بالقوه‌ای است که می‌دانند به احتمال زیاد نمی‌خرند
👈نتیجۀ ناملموس و پنهان این اشتباه، آن است که وقت، انرژی و حوصلۀ پیگیری از مشتریان بالقوه‌ای که احتمالاً از ما می‌خرند را نخواهیم داشت
👈بنابراین، مرز بین موفقیت در فروشندگی، در تشخیص بین مشتری بالقوۀ سرکاری و مشتری بالقوۀ واقعی قرار دارد
👈بر این اساس، اگر می‌خواهیم به یک فروشندۀ حرفه‌ای تبدیل شویم، باید مهارت‌مان در شناسایی مشتریان بالقوه‌ای که احتمال خریدن او بالاست را افزایش بدهیم
👈برای این منظور باید در کنار «نه»های مشتریان، به «بله»های آنها هم دقت کنیم و این «بله»ها را پیگیری کنیم
👈بعضی از این «بله‌»ها عبارتند از: بله می‌توانیم سه‌شنبۀ آینده ساعت 3 جلسه داشته باشیم؛ بله می‌توانم شما را به رییس‌مان معرفی کنم؛ بله در حال بررسی پیشنهادتان هستم و تا سه روز دیگر نظرم را به شما اعلام می‌کنم
👈فروشندگان حرفه‌ای وقتی این قبیل «بله»ها را از مشتری بالقوه می‌شنوند، به این نتیجه می‌رسند که احتمال زیاد این مشتری قصد خرید دارد
👈بر این اساس، تلاش می‌کنند تا مشتری را به مرحلۀ بعدی خرید هدایت کنند. مثلاً وقتی مشتری می‌گوید «بله می‌توانم شما را به رییس‌مان معرفی کنم»، از این جمله به سادگی عبور نمی‌کنند، بلکه همان‌جا تلاش می‌کنند وقت جلسه با رییس شرکت مشتری را تنظیم کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون جهانی مذاکره

💢قانون جهانی مذاکره
@bazaryabimodern1987
👈خریداران حرفه‌ای یک ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید: قیمت‌ها و شرایط فروش توسط یک انسان تنظیم شده‌اند، بنابراین می‌توانند توسط یک انسان دیگر تغییر کنند
👈طبق این ضرب‌المثل، همیشه شانسی برای تغییر شرایط از طریق مذاکره وجود دارد که ما به این واقعیت، اصطلاحاً قانون جهانی مذاکره می‌گوییم
👈بر اساس این قانون، باید زندگی را همانند یک فرایند طولانی و وسیع مذاکره ببینیم. آن گاه متوجه می‌شویم که تقریباً در تمام شرایط و موقعیت‌ها، می‌توانیم روی موضوعات گوناگون مذاکره کنیم و شرایط را به نفع خودمان و دیگران بهبود بدهیم
👈اما در واقعیت، بسیاری از مردم این قانون را نادیده می‌گیرند و برای شرایط بهتر و منافع بیشتر، مذاکره نمی‌کنند
👈عدم تمایل به مذاکره ریشه در ضمیر نیمه‌هوشیار انسان‌ها دارد، چون تمام ما ترس عمیقی از تایید نشدن و رد شدن درخوا‌ست‌مان داریم
👈تنها راه غلبه بر این ترس، روبه‌رو شدن با آن است. پس از این به بعد تلاش کنیم در هر شرایطی، با اعتماد به نفس کامل، درخواست‌مان را مطرح و دربارۀ آن مذاکره کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود
@bazaryabimodern1987
👈موفقیت در فروش به این دلایل روز به روز سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود:
1️⃣تعداد رقبا روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه مشتریان گزینه‌های بیشتری برای انتخاب دارند
2️⃣با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان راه‌های بیشتری برای بررسی پیشنهادات فروشندگان دارند. در نتیجه حرف‌ها و ادعاهای فروشندگان را به راحتی باور نمی‌کنند
3️⃣به دلیل تلاش رقبا برای تمایز خلاقانه از یکدیگر، انتظارات مشتریان روز به روز افزایش می‌یابد و برآورده کردن این انتظارات روز به روز سخت‌تر می‌شود
4️⃣به دلیل تشابه رقبا به یکدیگر، میزان وفاداری مشتریان به یک برند یا محصول روز به روز کاهش می‌یابد
5️⃣فشارهای مدیران ارشد شرکت‌ها به فروشندگان برای افزایش فروش روز به روز بیشتر می‌شود
6️⃣سرعت تغییرات بازارها روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه فروشندگان باید مرتب تلاش کنند خودشان را با شرایط روز بازار تطبیق بدهند
7️⃣با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات در دسترس مشتریان روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه، فروشندگان اطلاعات کمتری برای تاثیرگذاری بر مشتریان در اختیار دارند
8️⃣با توجه به افزایش تعداد رقبا و تلاش آنها برای تعامل مستقیم با افراد تصمیم‌گیر اصلی در سازمان‌ها، دسترسی به این افراد روز به روز سخت‌تر می‌شود
👈با این شرایط، مهم‌ترین کاری که یک فروشنده می‌تواند انجام بدهد تا موفق باشد، چیست؟
👈خیلی از فروشندگان به اشتباه تصور می‌کنند باید روی مواردی مثل روابط دوستانه‌تر با مشتریان یا تغییر شرکت و صنعتی که در آن هستند، تمرکز کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

ویژگی های نوابغ فروش:

ویژگی های نوابغ فروش:


🔹 احترام به مشتری و احترام به او
🔹 استقامت و بردباری
🔹 پیگیری
🔹آمادگی و انگیزه فروش
🔹انتقاد پذیر باشین
🔹 احساس مسولیت داشته باشید
🔹 خدمت فراگیر
🔹نو آوری و ابتکار
🔹درک نیاز مشتری
🔹 کمک کردن به مشتری برای پیدا کردن نیاز
🔹 سوالات مناسب پرسیده شود
🔹 وقت صرف کردن برای پیدا کردن سلیقه فروش
🔹و اینکه هیچ گاه حدس نزنید

موافقین ۰ مخالفین ۰

یکی از اشتباهات رایج مدیرها اینه که فکر می‌کنن اگه افراد کارشون رو بلدن، تیم باید درست کار کنه.

یکی از اشتباهات رایج مدیرها اینه که فکر می‌کنن
اگه افراد کارشون رو بلدن، تیم باید درست کار کنه.

اما در واقع تیم می‌تونه از دو جا ضربه بخوره:

🔹 ۱) نبود اطلاعات کافی (Information Gap)

این یعنی هرکس برداشت خودش رو از کار داره.

نشونه‌ها:
• هرکس کارو «یه‌جور» انجام می‌ده
• خروجی‌ها یک‌دست نیست
• سؤال‌های مشابه تکرار میشه
• بخش‌ها نمی‌دونن بقیه دارن چی کار می‌کنن
• کیفیت بالا و پایین میشه

علت‌ها:
• نتیجه نهایی تعریف نشده
• توقعات مدیر مبهمه
• نمونه‌ی درست ارائه نشده
• استاندارد کیفیت نوشته نشده
🔹 2) نبود هماهنگی (Coordination Gap)

یعنی اطلاعات هست،
اما قرار نیست‌ها درست چیده نشده.

نشونه‌ها:
• پروژه جلو میره، اما کند
• کارها وسطش گیر می‌کنه
• تحویل یک نفر وابسته به تأخیر دیگریه
• تیم نمی‌دونه کارها چه زمانی باید به هم برسند
• مسئولیت‌ها مرز ندارن

علت‌ها:
• نبود تقویم پروژه
• نبود ارتباط بین نقش‌ها
• مشخص نبودن ترتیب کارها
• چک‌پوینت‌های ناهماهنگ

🔹 ۳) مدل تشخیص ۶۰ثانیه‌ای

سوال ۱:
“آدم‌ها می‌دونن نتیجه نهایی دقیقاً چیه؟”
اگر نه → مشکل از اطلاعاته.

سوال ۲:
“آدم‌ها می‌دونن چه زمانی کار رو به کی باید تحویل بدن؟”
اگر نه → مشکل از هماهنگیه.

سوال ۳:
“کیفیت کارها ثابت هست؟”
اگر نه → اطلاعات.

سوال ۴:
“کارها گیرشون معمولاً وسط کاره یا آخر کار؟”
وسط = هماهنگی
آخر = اطلاعات
🔹 ۴) نسخه اصلاح سریع (Quick Fix)

اگر مشکل از اطلاعاته:
✔ نمونه استاندارد بده
✔ خروجی را واضح تعریف کن
✔ چک‌لیست کار بده
✔ معیار کیفیت بساز

اگر مشکل از هماهنگیه:
✔ ترتیب کارها رو مشخص کن
✔ تقویم پروژه بنویس
✔ چک‌پوینت هفتگی بساز
✔ نقاط تحویل (Handover) رو تعریف کن
🔹 تیم‌هایی که اطلاعات ندارن → خروجی‌های متفاوت می‌دن
🔹 تیم‌هایی که هم‌آهنگ نیستن → خروجی‌های دیر می‌دن

اطلاعات = کیفیت
هماهنگی = سرعت
هرکدوم لنگ بزنه،
کسب‌وکار کند و پرهزینه میشه.

موافقین ۰ مخالفین ۰

🗣️ مذاکره و متقاعدسازی یعنی چی؟

🗣️ مذاکره و متقاعدسازی یعنی چی؟
@bazaryabimodern1987
یعنی بتونی خواسته‌‌ای که داری رو جوری بیان کنی که طرف مقابل با میل خودش بپذیره.
نه زور، نه فشار… فقط ارتباط درست و شناخت نیازهای طرف مقابل.

📌 مهارت‌های کلیدی:

🔹گوش‌دادن فعال

🔹پرسیدن سؤال‌های دقیق

🔹ارائه دلیل منطقی و قابل قبول

🔹بیان مزیت‌ها به زبان مخاطب
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون چهار

💢قانون چهار
@bazaryabimodern1987
👈در هر مذاکره و قرارداد پیچیده‌ای، جزییات بی‌شماری وجود دارد که باید دربارۀ آنها گفتگو کنیم و تصمیم‌ بگیریم
👈ولی معمولاً موارد اصلی و مهم یک مذاکره و قرارداد را می‌توانیم در نهایتاً چهار مورد خلاصه کنیم
👈برای مثال، وقتی می‌خواهیم یک خودرو بخریم، این چهار عامل از بقیۀ عوامل مهم‌ترند: قیمت، سلامت، لوازم جانبی و وضعیت بیمۀ خودرو
👈در چنین معامله‌ای، بقیۀ موارد مثل شیوۀ پرداخت، زمان تحویل، سوابق تعمیر و نگهداری و غیره، موارد فرعی به حساب می‌آیند که ارزش وقت و انرژی زیاد را ندارند
👈برای همین، قانون چهار به ما یادآوری می‌کند قبل از ورود به یک مذاکره، چهار مورد اصلی‌مان را مشخص کنیم و بیشتر وقت و انرژی‌مان را به گفتگو دربارۀ آن چهار موضوع اختصاص بدهیم
👈طبق قانون چهار، وقتی دربارۀ چهار موضوع اصلی یک مذاکره به توافق برسیم، توافق دربارۀ سایر موضوعات جزیی راحت‌تر و سریع‌تر خواهد بود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈 چرا نباید هیچ وقت با لباس غیررسمی به ملاقات مشتری برویم؟

👈 چرا نباید هیچ وقت با لباس غیررسمی به ملاقات مشتری برویم؟
@bazaryabimodern1987
👈دلیل اول به جایگاه ما به عنوان فروشنده برمی‌گردد. ما قرار است با فروختن محصول یا خدمتی مشخص به مشتری، وضعیت کنونی او را تغییر بدهیم. برای موفقیت در این مسیر باید همیشه حرفه‌ای رفتار کنیم و از این‌رو، باید همیشه حرفه‌ای لباس بپوشیم
👈دلیل دوم این که وقتی لباس غیررسمی می‌پوشیم، می‌پذیریم که جلسۀ ما با مشتری، اتفاق ویژه و مهمی نیست. با این ذهنیت، به شخصیت خودمان لطمه می‌زنیم
👈دلیل سوم این که پوشیدن لباس غیررسمی به قدرت چانه‌زنی ما در مذاکره لطمه می‌زند. فرض کنید می‌خواهیم با مشتری بر سر قیمت چانه بزنیم. وقتی لباس غیررسمی پوشیده‌ایم، ناخودآگاه قدرت‌مان برای این کار کاهش می‌یابد
👈دلیل چهارم این که با پوشیدن لباس غیررسمی به همکاران‌مان هم این پیام را می‌دهیم که ما یک شرکت معمولی و بی‌نظم هستیم که می‌توانند در آن هر کاری دل‌شان می‌خواهد، انجام بدهند
👈در نهایت این که وقتی لباس غیررسمی می‌پوشیم، گزینه‌هایمان برای بقیۀ روز را محدود می‌کنیم. فرض کنید با لباس غیررسمی به ملاقات یک مشتری قدیمی رفته‌ایم. در این حالت، قطعاً نمی‌توانیم با همان لباس غیررسمی به ملاقات یک مشتری جدید و کاملاً جدی برویم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات

🔴▪️ نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات
@bazaryabimodern1987
1 - آدم ها تمایل دارند با کسانی کار کنن که دوستشان دارند . پس جوری رفتار کنید که دوست تان داشته باشند . مودب و صبور باشید .
2 - مردم جذب آدم هایی می شوند که سر حرفشان می ایستند . یعنی اگر قولی می دهید ، دقیقا چیزی را که گفته اید ، انجام دهید.آن را در همان زمان که گفته اید یا حتی زودتر انجام دهید .
3 - مردم به آدم های خوش قلب اعتماد می کنند . وقتی به آن ها توصیه ای می کنید که به آن ها بیشتر از خودتان سود می رسانید ، به خوش قلبی تان ایمان می آورند .
4 - مردم تمایل دارند با آدم هایی کار کنند که در کارشان متخصص باشند . پس اول از همه احتیاج دارید تا در زمینه ی فعالیت تان از طریق تمرین ، تحقیق ، تعلیم ،آموزش و مطالعه تخصص پیدا کنید .
5 -مردم دوست دارند که سرمایه شان را در اختیار آدم های صادق، با اخلاق و درست قرار دهند. پس در مطالب بازاریابی تان دروغ نگویید .
6 - مردم به اشخاصی گرایش دارند که از نظر ظاهری ، گیرا باشند و یا حداقل زننده نباشند پس همیشه آراسته باشید .
7 - مردم با آن هایی که واقعی به نظر بیایند راحت تر هستند . بهترین راه برای نشان دادن این که آدم عادی هستید این است که صمیمی و دوستانه رفتار کنید و به بقیه علاقه نشان بدهید .
8 -مردم به افرادی که به آن ها گوش می دهند و توجه می کنند ، جواب میدهند . این کلیشه ی قدیمی یادتان باشد : شما دو گوش دارید و یک دهان .
9 - مردم کنار کسانی که مثل خودشان هستند ، احساس راحتی می کنند .رمز این کار این است که یک مورد مشترک بین خودتان پیدا کنید . بعد ، از همان برای برقراری ارتباط استفاده کنید .
10 - مردم جذب افراد فروتن می شوند . پس خودستایی نکنید .
11 - مردم تحت تاثیر اشخاصی قرار می گیرند که پرمشغله به نظر می رسند ، پس هیچ وقت از کسادی بازارتان نگویید.
12 -مردم تمایل دارند افراد مفید دور برشان باشند .افرادی که با آن ها زندگی شان راحت تر می شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قدرت چانه‌زنی خریداران

💢قدرت چانه‌زنی خریداران
@bazaryabimodern1987
1️⃣شدت رقابت بین شرکت‌های حاضر در بازار/صنعت
2️⃣قدرت چانه‌زنی خریداران
3️⃣قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان مواد اولیه، تکنولوژی، نیروی کار و غیره
4️⃣احتمال و میزان سخت یا آسان بودن ورود رقیب جدید به بازار/صنعت
5️⃣احتمال و میزان سخت یا آسان بودن ورود محصول جایگزین محصول ما به بازار
👈پورتر معتقد است قدرت چانه‌زنی خریداران در شرایط زیر افزایش می‌یابد:
👈اگر تعداد خریداران کمتر از تعداد فروشندگان باشد
👈اگر خریداران وابستگی کمتری به یک فروشنده داشته باشند و بتوانند محصول مورد نیازشان را از فروشندگان دیگر تامین کنند
👈اگر کنار گذاشتن یک فروشنده و رفتن به سراغ فروشنده دیگر، کم هزینه‌تر و ساده‌تر باشد
👈اگر میزان خرید یک خریدار، بخش عمده‌ای از میزان فروش فروشنده را تشکیل بدهد و فروشنده به خریدار وابسته باشد
👈اگر محصولات موجود در بازار، تفاوت چندانی با هم نداشته باشند و خریدار بتواند هر کدام را که دوست داشت، بخرد
👈اگر خریداران به صورت جمعی و از طریق مثلا یک اتحادیه، خرید کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

📌 سه نکته مهم که خیلی‌ها برای مذاکره و متقاعد سازی رعایت نمی‌کنن:

📌 سه نکته مهم که خیلی‌ها برای مذاکره و متقاعد سازی رعایت نمی‌کنن:
@bazaryabimodern1987
1️⃣ کنترل فضا: کسی که آرام‌تر و متمرکزتره، مذاکره رو هدایت می‌کنه.
2️⃣ شناخت محرک خرید: بفهم چی باعث میشه طرف مقابل سریع‌تر تصمیم بگیره.
3️⃣ ارائه پیشنهاد مرحله‌ای: یک‌باره به نتیجه نچسب؛ مسیر تصمیم‌گیری رو قدم‌به‌قدم بساز.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️برای شاد کردن همکارانتان تلاش کنید.

🔴▪️برای شاد کردن همکارانتان تلاش کنید.
@bazaryabimodern1987
🔸وجود اطرافیان شاد در محیط کار باعث شادی شما می‌شود‌‌. هر چه شما به افراد شاد نزدیک‌تر باشید، درصد بالاتری از شادی و انرژی مثبت ناشی از آن نصیبتان می‌شود و در نتیجه تداوم یافتن این محیط شاد و پرانرژی است که بهره‌وری هم به نحو چشمگیری افزایش می‌یابد‌‌. اگر در اطراف ما افراد شاد حضور ندارند بکوشیم با تشویق دیگران به شاد بودن، بر شادی خودمان بیفزاییم‌‌.
🔹راه‌های زیادی برای شادتر کردن دیگران وجود دارد:
1⃣تعریف و تمجید از آنها
2⃣دادن هدیه‌های کوچک و نه‌چندان گران‌قیمت
3⃣داستان تعریف کردن
4⃣انجام کار گروهی
5⃣پیشنهاد روش‌هایی برای مقابله با استرس
6⃣گوش فرا دادن به مشکلات دیگران
🔸وقتی دیگران را به خندیدن و شاد شدن وادار می‌کنید، به طور غیرمستقیم از او می‌خواهید از نگرانی و ناراحتی درباره کار و زندگی‌اش خودداری کند. اگر چنین شود، احساس رضایت و شادکامی شما نیز چند برابر خواهد شد‌‌.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قدرت چانه‌زنی در مذاکره

💢قدرت چانه‌زنی در مذاکره
@bazaryabimodern1987
👈قدرت چانه‌زنی (Bargaining power) بیانگر ظرفیت و توانایی نسبی یک فرد، گروه یا شرکت برای تاثیرگذاری بر طرف دیگر مذاکره جهت گرفتن بیشترین امتیازها می‌باشد
👈قدرت چانه‌زنی به عوامل متعددی بستگی دارد و در طول زمان با توجه به مسیر مذاکرات، شرایط طرف مقابل و شرایط محیطی، تغییر می‌کند. به بیان دیگر، شاید ما یک مذاکره را با قدرت چانه‌زنی بالایی شروع کنیم ولی در طول مذاکره، قدرت چانه‌زنی‌مان کاهش پیدا کند 
👈به طور کلی، قدرت چانه‌زنی در یک مذاکره به عوامل زیر بستگی دارد:
🎯توانایی ترک میز مذاکره، بدون خدشه وارد شدن به منافع‌مان
🎯داشتن گزینه‌های جایگزین برای مذاکره به جای مذاکره با طرف مقابل فعلی
🎯داشتن اخبار و اطلاعات به‌روز یا محرمانه و دانش کافی از موضوع مذاکره
🎯تسلط به مهارت‌های مذاکراتی و فریب نخوردن از طرف مقابل
🎯توانایی‌های مهارتی برای تاثیرگذاری بر طرف مقابل، به خصوص نشان دادن خود به عنوان شخصی معتبر و قابل اطمینان
🎯استفاده به‌جا از برگ‌های برنده در مذاکره، به خصوص رو نکردن تمام برگ‌های برنده در ابتدای مذاکره
🎯توانایی اختلاف‌افکنی در طرف دیگر مذاکره
🎯توانایی جلب حمایت افراد، گروه‌ها و شرکت‌هایی بیرون از مذاکره (برای مثال، توانایی جلب حمایت رسانه‌ها یا مدیرعامل شرکت دیگری که با شرکت طرف مذاکره ارتباط کاری دارد)
🎯تسلط بر خود در طول مذاکره، به خصوص بی‌نیاز نشان دادن خود در مذاکره
🎯داشتن زمان کافی برای قرار نگرفتن تحت فشار زمانی
🎯تقویت روابط دوستانه و شخصی با طرف مقابل، پیش از مذاکره و در طول مذاکره
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چه کنیم تا تیم‌ کاری‌مان اثربخش‌تر شود؟

💢چه کنیم تا تیم‌ کاری‌مان اثربخش‌تر شود؟
@bazaryabimodern1987
👈عواملی اصلی که موجب افزایش اثربخشی فعالیت‌های تیمی می‌شوند را می‌توان به چهار بخش اصلی تقسیم کرد:
1️⃣طراحی فعالیت
👈تیم‌ها زمانی به بالاترین سطح اثربخشی می‌رسند که کارکنان از آزادی عمل و اختیار کافی برخوردار باشند
👈برای این منظور باید وظایف و فعالیت‌های تیم را به گونه‌ای طراحی کنیم که اعضای تیم بتوانند مهارت‌ها و استعدادهایشان را به‌کار گیرند
👈از سوی دیگر، وظایف و فعالیت‌های تیم را باید به گونه‌ای طراحی کنیم که اعضا اثرات مهم فعالیت‌شان بر شرکت را به خوبی لمس و درک کنند
2️⃣ترکیب اعضای تیم
👈یک تیم زمانی به حداکثر اثربخشی می‌رسد که اعضای تیم این سه مهارت را داشته باشند: 
👈اعضای تیم باید در زمینه‌های تخصصی مورد نیاز، اطلاعات کافی را در اختیار داشته باشند
👈اعضای تیم باید مهارت حل مساله و تصمیم‌گیری را داشته باشند
👈اعضای تیم باید مهارت گوش دادن موثر و حل تعارض‌ها و اختلافات را داشته باشند
👈از طرف دیگر، یادمان باشد اثربخش‌ترین تیم‌ها نه خیلی کوچک‌ هستند (تیم‌های 4 تا 5 نفره، تیم‌های کوچک به حساب می‌آیند) و نه خیلی بزرگ (تیم‌های 10 تا 12 نفره، تیم‌های بزرگ به حساب می‌آیند) بلکه بین 6 تا 10 نفر هستند
3️⃣شرایط محیطی
👈سه عامل محیطی بیش از سایر عوامل روی اثربخشی تیم‌های کاری اثر می‌گذارد که عبارتند از:
👈تیم‌های کاری باید به منابع مورد نیاز برای انجام وظایف‌شان دسترسی داشته باشند
👈اعضای تیم‌های کاری باید در مورد تقسیم وظایف و شیوۀ ارزیابی عملکرد اعضا توافق داشته باشند
👈سیستم پاداش‌دهی شرکت باید بر اساس ارزیابی عملکرد تیم بازطراحی شود
4️⃣فرایندها
👈تیم‌های کاری وقتی به حداکثر اثربخشی می‌رسند که سه فرایند مشخص در آنها وجود داشته باشد:
👈فرایند مشخصی برای تعیین هدفی مشخص، واقع‌گرایانه و قابل اندازه‌گیری برای تیم
👈فرایند مشخصی برای تعیین اهداف مشخص، واقع‌گرایانه و قابل اندازه‌گیری برای اعضای تیم
👈فرایند مشخصی برای بحث و گفتگو و ایجاد تعارض‌های مدیریت شده بین اعضای تیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💪 بالاترین میزان فروش در مذاکرات حضوری اتفاق می‌افته.

💪 بالاترین میزان فروش در مذاکرات حضوری اتفاق می‌افته.

چرا؟
چون در مذاکره‌ی رو در رو، مشتری فقط محصول یا خدمت رو نمی‌بینه…
بلکه اعتماد، زبان بدن، نگاه و صداقت فروشنده رو هم احساس می‌کنه.

👀 جایی که کلمات کافی نیستن، جزئیات کوچیک مثل لبخند، توجه به نیاز مشتری و حتی طرز نشستن، فروش رو رقم می‌زنن.

🎯 فروشنده‌ای موفقه که بدونه در مذاکره حضوری،
«ارتباط» ارزشمندتر از هر تخفیف و پیشنهاده.

 یاد بگیر روی این جزئیات تمرکز کنی؛
چون فروش‌های بزرگ، همین‌جا شکل می‌گیرن.

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢آیا واقعاً به بازاریابی نیاز داریم؟

💢آیا واقعاً به بازاریابی نیاز داریم؟
@bazaryabimodern1987
👈برخی از صاحبان کسب و کار خودشان را این گونه فریب می‌دهند که: ما محصول خوبی داریم، پس مشتری حتماً آن را می‌خرد و به همین دلیل نیازی به بازاریابی نداریم! تاریخ تجارت پر از محصولاتی است که از نظر فنی عالی بودند ولی در بازار شکست خوردند
👈داشتن محصول خوب، یا حتی محصول عالی، برای موفقیت در بازار ضروری است، ولی کافی نیست. این بازاریابی است که می‌تواند به عنوان مکملِ «محصول خوب» عمل کند و باعث موفقیت آن در بازار بشود
👈در حقیقت، می‌توان گفت «محصولی خوب است که فروخته شود، محصولی که از نظر فنی عالی است ولی فروش نمی‌رود را نمی‌توان یک محصول خوب به حساب آورد»
👈به بیان دیگر، محصول خوب باعث می‌شود تا «رضایت و وفاداری مشتریان» افزایش یابد و مشتریان فعلی، محصول را به بقیه معرفی و توصیه کنند
👈وقتی می‌توانیم از این فواید بهره‌مند شویم که بتوانیم «مشتری را جذب و او را به خرید محصول راضی کنیم». این وظیفه، اولین و مهم‌ترین وظیفۀ بازاریابی است
👈پس می‌توانیم نتیجه بگیریم که برای موفقیت در بازار، حتی اگر محصولی عالی داشته باشیم، باز هم به بازاریابی نیاز داریم و بدون داشتن یک برنامۀ بازاریابی خوب، احتمال شکست‌مان به شدت افزایش می‌یابد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️تکنیک بازاریابی و فروش

🔴▪️تکنیک بازاریابی و فروش
@bazaryabimodern1987
🔅تکنیک بوم‌رنگ:
ترجمه یا تبدیل اعتراض مشتری به دلیلی برای خرید و انتخاب محصول است. مثلا مشتری به دلیل راکد بودن بازار از خرید محصول ما امتناع می‌کند در این شرایط ما می‌گویم که دقیقا به این خاطر که بازار راکد است این محصول را به شما معرفی می‌کنم چون تنها چیزی  که الان فروش دارد محصول ما است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢«بله» مشتری را پیگیری کنیم

💢«بله» مشتری را پیگیری کنیم
@bazaryabimodern1987
👈یکی از اشتباهات مرگبار فروشندگان آماتور، وقت گذاشتن بیش از حد برای مشتری بالقوه‌ای است که می‌دانند به احتمال زیاد نمی‌خرند
👈نتیجۀ ناملموس و پنهان این اشتباه، آن است که وقت، انرژی و حوصلۀ پیگیری از مشتریان بالقوه‌ای که احتمالاً از ما می‌خرند را نخواهیم داشت
👈بنابراین، مرز بین موفقیت در فروشندگی، در تشخیص بین مشتری بالقوۀ سرکاری و مشتری بالقوۀ واقعی قرار دارد
👈بر این اساس، اگر می‌خواهیم به یک فروشندۀ حرفه‌ای تبدیل شویم، باید مهارت‌مان در شناسایی مشتریان بالقوه‌ای که احتمال خریدن او بالاست را افزایش بدهیم
👈برای این منظور باید در کنار «نه»های مشتریان، به «بله»های آنها هم دقت کنیم و این «بله»ها را پیگیری کنیم
👈بعضی از این «بله‌»ها عبارتند از: بله می‌توانیم سه‌شنبۀ آینده ساعت 3 جلسه داشته باشیم؛ بله می‌توانم شما را به رییس‌مان معرفی کنم؛ بله در حال بررسی پیشنهادتان هستم و تا سه روز دیگر نظرم را به شما اعلام می‌کنم
👈فروشندگان حرفه‌ای وقتی این قبیل «بله»ها را از مشتری بالقوه می‌شنوند، به این نتیجه می‌رسند که احتمال زیاد این مشتری قصد خرید دارد
👈بر این اساس، تلاش می‌کنند تا مشتری را به مرحلۀ بعدی خرید هدایت کنند. مثلاً وقتی مشتری می‌گوید «بله می‌توانم شما را به رییس‌مان معرفی کنم»، از این جمله به سادگی عبور نمی‌کنند، بلکه همان‌جا تلاش می‌کنند وقت جلسه با رییس شرکت مشتری را تنظیم کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون جهانی مذاکره

💢قانون جهانی مذاکره
@bazaryabimodern1987
👈خریداران حرفه‌ای یک ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید: قیمت‌ها و شرایط فروش توسط یک انسان تنظیم شده‌اند، بنابراین می‌توانند توسط یک انسان دیگر تغییر کنند
👈طبق این ضرب‌المثل، همیشه شانسی برای تغییر شرایط از طریق مذاکره وجود دارد که ما به این واقعیت، اصطلاحاً قانون جهانی مذاکره می‌گوییم
👈بر اساس این قانون، باید زندگی را همانند یک فرایند طولانی و وسیع مذاکره ببینیم. آن گاه متوجه می‌شویم که تقریباً در تمام شرایط و موقعیت‌ها، می‌توانیم روی موضوعات گوناگون مذاکره کنیم و شرایط را به نفع خودمان و دیگران بهبود بدهیم
👈اما در واقعیت، بسیاری از مردم این قانون را نادیده می‌گیرند و برای شرایط بهتر و منافع بیشتر، مذاکره نمی‌کنند
👈عدم تمایل به مذاکره ریشه در ضمیر نیمه‌هوشیار انسان‌ها دارد، چون تمام ما ترس عمیقی از تایید نشدن و رد شدن درخوا‌ست‌مان داریم
👈تنها راه غلبه بر این ترس، روبه‌رو شدن با آن است. پس از این به بعد تلاش کنیم در هر شرایطی، با اعتماد به نفس کامل، درخواست‌مان را مطرح و دربارۀ آن مذاکره کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

هنگامی که یک کالا فروش نمی رود، 4 دلیل عمده دارد:

هنگامی که یک کالا فروش نمی رود، 4 دلیل عمده دارد:


1️⃣ عمر فروش کالا تمام شده است. به این معنا که دیگر نیاز عمده مشتریان را برآورده نمی نماید. شاید تکنولوژی جدیدی جایگزین آن محصول شده است. مثل دوربین دیجیتال به جای دوربین عکاسی دارای نگاتیو

2️⃣ محصول به درستی به بازار هدف معرفی نشده است.

3️⃣ محصول به درستی برای بازار هدف انتخاب نشده است.

4️⃣ افراد و امکانات فروش محصول برای بازار هدف به درستی انتخاب و برنامه ریزی نشده اند.

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢همیشه عملکردمان را خودمان ارزیابی کنیم

💢همیشه عملکردمان را خودمان ارزیابی کنیم
@bazaryabimodern1987
1️⃣فهرست مهارت‌هایی را بنویسیم که باید به دست بیاوریم تا بتوانیم نقاط ضعف‌مان را کاهش و نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم

2️⃣فهرست رفتارهایی را بنویسیم که باید تکرار کنیم تا بتوانیم نقاط ضعف‌مان را کاهش بدهیم و نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم

3️⃣فهرست‌ رفتارهایی را بنویسیم که باید کنار بگذاریم یا تغییر بدهیم تا بتوانیم نقاط ضعف‌مان را کاهش بدهیم و نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم

👈برای آن که بتوانیم عملکردمان را بهتر ارزیابی کنیم، می‌توانیم در پایان هر روز، هفته، ماه و سال به این سوالات فکر کنیم:

1️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان فعلی‌ام را حفظ کنم یا بیشتر به آنها بفروشم؟
2️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان بالقوه‌ام را به مشتریان واقعی تبدیل کنم؟
3️⃣چقدر توانسته‌ام فهرست مشتریان بالقوه‌ام را افزایش بدهم و موارد جدیدی را به آن اضافه کنم؟
4️⃣چقدر توانسته‌ام محصولم را بهتر و جذاب‌تر معرفی کنم؟
5️⃣چقدر توانسته‌ام به سوالات و مخالفت‌های مشتری به درستی پاسخ بدهم؟
6️⃣چقدر توانسته‌ام میزان شناخت و اطلاعاتم از مشتری، رقبا، محصولات شرکت و وضعیت بازار را به‌روز کنم؟
7️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان از دست رفته‌ام را برگردانم؟
8️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان کنونی‌ام را راضی کنم مشتری جدید معرفی کنند؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

یک توصیه برای مذاکره

یک توصیه برای مذاکره
به جای "چه" از "چرا" استفاده کنید.
@bazaryabimodern1987
🔺تمرکز روی "آن‌چه" طرف دیگر مذاکره تقاضا دارد می‌تواند کار را به بن بست برساند، به جای آن پرداختن به "چرایی" تقاضاهای وی می تواند کارسازتر باشد. با فهمیدن دلیل اصلی خواسته‌ها می‌توان بیشتر به موفقیت مذاکره امید داشت. 
🔻برای مثال، وقتی طرف مقابل تقاضای زمان بیشتری می‌کند و شما تمایل به بستن سریع‌تر قرارداد دارید، با شناسایی دلیل این تاخیر(مثلا نبود منابع مالی و نه عدم تمایل به خرید) می‌توانید امکان رسیدن به توافق را بیشتر کنید. گاهی به جای "چه می‌خواهی" استفاده از "چرا می‌خواهی" مناسب‌تر است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

اصول کاری یک فروشنده موفق

اصول کاری یک فروشنده موفق

1⃣تا حد ممکن کمتر صحبت کنید و با طرح سوالات مناسب خریدار را ترغیب به صحبت کنید.

2⃣به لباس و سر و وضع خود اهمیت بدهید. لباس رسمی ذهنیت بهتری ایجاد می‌کند. 

3⃣هیچگاه حرف خریدار را قطع نکنید یا نگویید متوجه منظورتان شدم، بگذارید خریدار جملاتش را تمام کند. 

4⃣نام خریدار را بپرسید و مرتب در صحبت‌‌هایتان از نامش استفاده کنید. 

5⃣برای خریدار یک مشاور واقعی باشید، حتی گاهی پیشنهاد کنید از شما خرید نکند چون محصول شما مناسب او نیست.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چگونه خودمان را مشتاق نشان بدهیم؟

💢چگونه خودمان را مشتاق نشان بدهیم؟
@bazaryabimodern1987
1️⃣مرحلۀ آشنایی با مشتری
👈در این مرحله، تازه می‌خواهیم با مشتری آشنا شویم یا اگر او را از قبل می‌شناسیم، میزان شناخت‌مان از وضعیت کنونی‌اش را افزایش بدهیم
👈برای همین، مهم‌ترین اصل در این مرحله، اعتمادسازی است. در نتیجه، اگر خودمان را بیش از حد مشتاق نشان بدهیم، نمی‌توانیم اعتمادسازی کنیم
👈بنابراین، هنگام آشنایی و معارفه با مشتری باید این رفتارها را نشان بدهیم: حفظ تماس چشمی، زبان بدن مبتنی بر راحت بودن، راه رفتن و حرف زدن آرام و متین و تلاش برای شکستن یخ فضا
2️⃣مرحلۀ خودمانی شدن با مشتری
👈این مرحله زمانی آغاز می‌شود که مشتری با ما آشنا شده و به ما اعتماد کرده است. در نتیجه، با ما راحت است و این راحت بودن خودش را در زبان بدن و ادبیات مشتری نشان می‌دهد
👈در نتیجه، هر وقت متوجه تغییر رفتار مشتری شدیم، می‌توانیم شیوۀ مشتاق نشان دادن خودمان را هم تغییر بدهیم
👈برای این منظور می‌توانیم این رفتارها را در پیش بگیریم: تقلید از ادبیات و واژگان مشتری، تقلید از پوشش ظاهری مشتری، تقلید از زبان بدن مشتری و رفتار خودمانی‌تر با مشتری
👈با این حال، یادمان باشد که نباید اشتیاق‌مان برای کار با مشتری را با لودگی و جلف‌بازی اشتباه بگیریم، چون به هر حال رابطۀ ما با مشتری، یک رابطۀ کاری است نه یک رابطۀ شخصی
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

در خصوص برهم زدن تعادل در مذاکره

در خصوص برهم زدن تعادل در مذاکره
@bazaryabimodern1987
در سال های آغازین دهه 90 برخی پژوهشگران در کالیفرنیا، خودشان را به شکل گداهای بی خانمان درآوردند و از مردم می خواستند که به آنها پول بدهند. وقتی از مردم با عبارتی هایی با مضمون "مقداری پول به من کمک کنید" درخواست کمک می گرفتند؛ کسی آنها را تحویل نمی گرفت. 
اما وقتی درخواست خود را به صورت "می‌شود ۳۷ سنت به من بدهید" یا "امکان دارد ۱۷ سنت به من کمک کنید"، عجیب بود که ۷۵ درصد عابران به آنها کمک می کردند. به این شیوه "درخواست غیرمعمول" هم گفته اند.
دلیل این پدیده را این دانستند که بسیاری از ما پاسخ های از پیش آماده و قالبی برای پرسش های رایج داریم، ولی به محض اینکه پرسش ها به شکل متفاوتی مطرح شوند، همه چیز تغییر می کند. در واقع شبیه همان چیزی که در ورزش های رزمی در به هم زدن تعادل حریف اتفاق می افتد.
در دوره های مذاکره و فروش همواره بر ایجاد راه حل های بدیع و نوآور تاکید می کنند، علت را می توان با توجه به آزمایش در این دانست که با یک راه حل غیرمعمول احتمال بیشتری دارد که با طرف مقابل به توافق برسید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢سه نوع اصلی بازاریابی

💢سه نوع اصلی بازاریابی
@bazaryabimodern1987
1️⃣بازاریابی واکنشی (Responsive marketing)
در این نوع از بازاریابی، روی نیازها و خواسته‌های آشکار مشتریان‌مان تمرکز و آنها را بهتر از رقبا برآورده می‌کنیم. برای مثال، شرکت‌های لوازم خانگی با تمرکز روی نیاز آشکار خانم‌های خانه‌دار به «راحتی بیشتر در انجام کارهای خانه»، محصولاتی مثل ماشین لباس‌شویی، ماشین ظرف‌شویی و مایکروویو را به بازار عرضه کردند
2️⃣بازاریابی پیش‌بین (Anticipative marketing)
در این نوع بازاریابی، نیازهای آیندۀ مشتریان را زودتر از رقبای‌مان کشف و برآورده می‌کنیم. برای مثال، کوچک شدن مستمر خانواده‌ها و افزایش تعداد خانواده‌های یک نفره، نیاز به غذاهای آماده ولی با طعم خانگی را افزایش داده است. برای همین، شرکت‌های تولیدکنندۀ مواد غذایی به سمت عرضۀ محصولاتی که آماده کردن آنها خیلی زمان‌بر و سخت نیست، ولی طعم غذاهای خانگی می‌دهند، حرکت کرده‌اند
3️⃣بازاریابی نیازآفرین (Need shaping marketing)
در این نوع بازاریابی، روی عرضۀ محصول یا خدمتی تمرکز می‌کنیم که ایدۀ آن به ذهن هیچ کسی نمی‌رسد. برای مثال، شرکت‌هایی مثل سونی و اپل برای عرضۀ محصولاتی مثل واکمن و تلفن هوشمند، از بازاریابی نیازآفرین کمک گرفتند و محصولاتی را عرضه کردند که هیچ کسی به فکر آنها نبود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

چرا باید نفوذ کلام بیاموزیم؟

چرا باید نفوذ کلام بیاموزیم؟
@bazaryabimodern1987
1️⃣تقریبا هر کسی در زندگی‌اش در شرایطی قرار می‌گیرد که باید برای جمعی صحبت کند، بخواهد از عقایدش دفاع کند یا لازم باشد کسی را متقاعد کند. پس بهتر است خودمان را برای آن روز آماده کنیم.
2️⃣کارمندان با هر سمتی که داشته باشند، بر اساس توانایی سخنرانی در جمع و مهارت‌های ارتباطی به عنوان یکی از مهمترین مهارت‌هایی که باید کسب کنند رتبه بندی می‌شوند و پیشرفت می‌کنند.
3️⃣نفوذ کلام و توانایی متقاعد کردن دیگران با هر موقعیت اجتماعی که داشته باشید می‌تواند در کار شما، در زندگی‌تان یا حتی در دنیا تغییرات بزرگی ایجاد کند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢برای برگشتن از قله هم فکری بکنید

💢برای برگشتن از قله هم فکری بکنید
@bazaryabimodern1987
👈کوه‌نوردان حرفه‌ای می‌دانند که چالش اصلی در کوه‌نوردی، رسیدن به قله نیست، بلکه سالم برگشتن از قله است
👈برای همین است که هنگام اتخاذ هر تصمیمی، مخصوصاً تصمیمات مهم و پرریسک، باید راهی برای بازگشت در نظر بگیریم تا اگر تصمیم‌مان اشتباه از آب درآمد، بتوانیم خسارات وارده و راه اشتباه‌مان را جبران کنیم
👈برای درک بهتر این موضوع بیایید یک داستان تاریخی را مرور کنیم: ارنست شَکِلتون و رابرت اِسکات، دو انسانی هستند که برای رفتن به قطب جنوب تلاش کردند
👈شَکِلتون در سال 1909 به سمت قطب جنوب رفت و در حالی که به 50 کیلومتری آن رسیده بود، به این موضوع شک کرد که آیا می‌توانم به سلامت از قطب جنوب برگردم؟
👈شَکِلتون با بررسی وضعیت سلامت و آذوقه‌ای که همراه داشت، تصمیم گرفت تا مسیر را ادامه ندهد و به خانه برگردد
👈اِسکات در سال 1912 به سمت قطب جنوب رفت و تقریباً در همان نطقه‌ای که شَکِلتون دچار شک شد، با مشکل مواجه شد ولی تصمیم گرفت به سمت قطب جنوب ادامۀ مسیر بدهد
👈اِسکات و تیمی که زیر نظر او بودند، تصمیم گرفتند مسیرشان به سمت قطب جنوب را ادامه بدهند و اتفاقا به قطب جنوب هم رسیدند
👈اما بیشتر آنها در مسیر برگشت به دلیل مشکلات جسمانی، خستگی مفرط، کمبود آذوقه و غیره، گم شدند و جان‌شان را از دست دادند
👈ناپلئون هم در حمله به روسیه همین اشتباه را مرتکب شد و تصور کرد می‌تواند با پافشاری روی تصمیم اشتباهی که اتخاذ کرده بود، برنده شود، اما شکست سنگینی خورد که آن شکست مقدمۀ سقوط حکومتش را فراهم آورد
👈جالب اینجاست که هیتلر هم از شکست ناپلئون درس نگرفت و روی تصمیم اشتباهش برای حمله به روسیه اصرار کرد و عقب‌نشینی نکرد و در نتیجه، او هم شکست سنگینی خورد و بعد از آن تمام پیروزی‌هایی که به دست آورده بود را از دست داد
👈پس یادمان باشد که وقتی متوجه می‌شویم تصمیم‌مان اشتباه بوده، باید اشتباه‌مان را بپذیریم و مسیر برگشت از تصمیم‌مان را انتخاب کنیم، نه مسیر پافشاری و اصرار روی تصمیم‌ اشتباه‌مان را
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢رویکرد مدرن به آمیختۀ بازاریابی

💢رویکرد مدرن به آمیختۀ بازاریابی
@bazaryabimodern1987
👈یکی از وظایف اصلی مدیران بازاریابی، طراحی و اجرای آمیختۀ بازاریابی است که اصطلاحاً به آن 4Ps می‌گویند که شامل چهار عنصر اصلی است: محصول (Product)، قیمت (Price)، توزیع (Place) و در نهایت پیشبرد (Promotion)
👈اما چهار عنصر فوق بدون چهار عنصر زیر بی‌فایده هستند:
1️⃣مردم (People): در آمیختۀ بازاریابی مدرن، باید نگاه‌مان به مشتریان به عنوان «خریداران محصول» را به «مردمانی که خواهان ارتباطات انسانی و احترام هستند» تغییر بدهیم
2️⃣فرایند (Process): در آمیختۀ بازاریابی مدرن، باید به این موضوع دقت کنیم که مشتریان صرفاً به قیمت محصول‌مان دقت نمی‌کنند، بلکه برای آنها ساده، سریع و کم هزینه بودن فرایند خرید، مصرف و کنار گذاشتن محصول‌ است که اهمیت به‌سزایی دارد
3️⃣برنامه‌ها (Programs): در آمیختۀ بازاریابی مدرن، قرار دادن محصول در شبکه‌های توزیع کافی نیست، بلکه باید برنامه‌های دقیقی برای تشویق شبکه‌های توزیع جهت معرفی و پیشنهاد محصول‌مان به مشتریان داشته باشیم
4️⃣عملکرد (Performance): در آمیختۀ بازاریابی مدرن، جذابیت یک تبلیغ، جایزه، قرعه‌کشی، محتوا و سایر اجزای پیشبرد مهم نیست، بلکه تاثیر آن بر رفتار و تصمیم‌‌های مشتری است که اهمیت دارد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ اجزای اصلی مذاکره چیست ؟

🔴▪️ اجزای اصلی مذاکره چیست ؟
@bazaryabimodern1987
1️⃣ اطلاعات:  طرفی که بهترین درک و شناخت را از آنچه باید انجام شود دارا باشد، قدرت
بیشتری در مذاکره دارد.
 2️⃣ زمان:  طرفی که از نظر وقت در تنگنا نباشد، کار خود را بهتر انجام می دهد. هیچ وقت
در تنگنای وقت مذاکره نکنید و اجازه ندهید طرف مقابل احساس کند در تنگنای وقت
هستید.
 3️⃣ قدرت:  هیچ وقت قدرت را به طرف مقابل واگذار نکنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢همه را در هدف‌گذاری مشارکت ندهید

💢همه را در هدف‌گذاری مشارکت ندهید
@bazaryabimodern1987
👈مدیران معاصر در دوره‌های دانشگاهی خود با مفهوم «مشارکت دادن دیگران در هدف‌گذاری» آشنا شده‌اند. برای مثال، پیتر دراکر، دخالت دادن دیگران در تعیین اهداف سازمان را امری لازم می‌داند و از آن با عنوان «مدیریت بر مبنای هدف» نام می‌برد
👈برای همین، طی 40 سال گذشته مدیریت یک جانبه و مستبدانه رو به زوال گذاشته و جای خود را به مدیریت مشارکتی داده است
👈اما وقتی با نتایج تحقیقاتی که در این حوزه انجام شده، مواجه می‌شوید، کمی شگفت‌زده خواهید شد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که تفاوت زیادی بین تعیین اهداف توسط یک مدیر و تعیین اهداف با مشارکت کارمندان وجود ندارد
👈در حقیقت، تحقیقات نشان می‌دهد که تعیین اهداف با مشارکت و اعمال نظر کارمندان، تاثیر ناچیزی روی عملکرد، تعهد و انگیزۀ آنها دارد
👈برای همین، در بعضی شرایط، اهدافی که به صورت مشارکتی تعیین می‌شوند، بهتر اجرا می‌شوند و در برخی از شرایط دیگر، اهدافی که صرفاً توسط مدیر تعیین و به کارمندان ابلاغ می‌شوند، بهتر نتیجه می‌دهند
👈برای همین این سوال پیش می‌آید که چرا وقتی افراد در تعیین اهداف دخالت دارند، برای دستیابی به آن بیشتر تلاش نمی‌کنند؟
👈دلیل این اتفاق را می‌توان در شرایطی دانست که جزء شرایط ضروری برای اثربخشی مدیریت مشارکتی هستند. در حقیقت، برای این که مدیریت مشارکتی اثربخش باشد، باید برای این کار به اندازه کافی وقت در نظر گرفته شود
👈همچنین موضوعاتی که نظر کارمندان در آن دخیل است، باید با منافع و علاقه آنها سازگار باشد
👈علاوه بر آن، کارمند مذکور نیز باید از لحاظ هوشی، علمی، تجربی و مهارتی در سطح خوبی قرار داشته باشد
👈واقعیت این است که شرایط مذکور در بسیاری از محیط‌های کاری فراهم نیستند و برای همین، بسیاری از کارمندان ترجیح می‌دهند سهم‌شان از سازمان، انجام کار باشد نه مشارکت در تعیین اهداف
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️4 تاکتیک‌ هوشمندانه در برابر رقبا

🔴▪️4 تاکتیک‌ هوشمندانه در برابر رقبا
@bazaryabimodern1987
1️⃣رقبا را وسوسه نکنید:رقبا به بازارهایی وارد می‌شوند که گمان می‌کنند سودی بالاتر از حد متوسط دارد. هر اقدامی برای منحرف کردن حواس آن‌ها از سود احتمالی یا واقعی‌‌تان، حضور شما در بازار را طولانی‌تر و قوی‌تر می‌کند.

2️⃣ جلب‌ توجه نکنید:نخستین استراتژی هنگام ورود به یک بازار سودآور این است که جلب‌توجه نکنید. خیلی کوچک و بی‌سروصدا وارد شوید و نشان دهید که سراغ بخش بسیار کوچکی از بازار رفته‌اید.

3️⃣ برنامه‌هایتان را مخفی نگه‌ دارید:رازدار باشید،‌ به خصوص هنگام ارائه محصولات جدید یا وقتی فرصت‌‌های فوق‌العاده‌ای در بازار پیدا می‌کنید. تا وقتی که برای عرضه محصول کاملا آماده نیستید تا حد ممکن پنهان‌کاری کنید.

4️⃣ توجه‌شان را منحرف کنید:به دنبال راه‌‌هایی برای منحرف کردن توجه رقبا از محصولات،‌ خدمات و بازارهای اصلی‌تان باشید. اگر یک محصول پرسود و چند محصول کم‌سود دارید، وقتی رقبا می‌پرسند کسب‌وکارتان چگونه پیش می‌رود، توجه‌شان را به محصولات پر تعداد کم‌سود جلب کنید تا فکر کنند بازار آنجا است و باید انرژی خود را آنجا صرف کنند.
 @bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

خودتان را برای یک اقتصاد زنانه آماده کنید

💢خودتان را برای یک اقتصاد زنانه آماده کنید
@bazaryabimodern1987
👈زنان در سطح جهان سالانه 20 هزار میلیارد دلار خرج می‌کنند و این رقم در پنج سال آینده به 28 هزار میلیارد دلار می‌رسد
👈در همین دوره، درآمد کل سالانۀ 13 هزار میلیارد دلاری آنها به 18 هزار میلیارد دلار می‌رسد که رقمی بزرگ‌تر از اقتصاد بسیاری از کشورها مثل هند است
👈با توجه به این ارقام، احمقانه است که بازارها محصولات و خدمات مصرفی زنانه را نادیده یا دست کم بگیریم، اما متاسفانه واقعیت آن است که بسیاری از شرکت‌ها، حتی آنهایی که محصولات و خدمات بسیار خوبی دارند هم هنگامی که بحث به زنان می‌رسد، این بازار را نادیده می‌گیرند
👈برای همین زمان آن فرا رسیده تا اطلاعات‌مان دربارۀ بازار و اقتصاد زنانه را افزایش بدهیم. برای مثال، گروه مشاوران بوستون اخیراً تحقیق جامعی دربارۀ اقتصاد زنانه انجام داده و در این تحقیق، رفتار مصرفی بیش از 12 هزار زن در 40 کشور مختلف را بررسی کرده است
👈نتایج این تحقیق به ما یادآوری می‌کند که نمی‌توانیم با محصولات و خدمات کنونی‌مان که عموماً مردانه هستند و با کسب و کارهایی که مردان آنها را کنترل می‌کنند، از مواهب اقتصاد زنانه بهره‌مند شویم
👈طبق این تحقیق، چهار بازار زنانه بیشترین پتانسیل رشد را دارند: غذا، تناسب اندام، زیبایی و پوشاک. همچنین زنان آشکارا نارضایتی خود را از دو بازار مردانه ابراز کرده‌اند: خدمات مالی و خدمات سلامت
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢هشت منبع در اختیار یک شرکت

💢هشت منبع در اختیار یک شرکت
@bazaryabimodern1987
👈هر شرکتی را می‌توان به مثابه مجموعه‌ای منحصر به فرد از منابع مشهود و نامشهود در نظر گرفت. انواع اصلی منابع در اختیار یک شرکت عبارتند از:
1️⃣منابع مالی: شامل وجود نقد، دسترسی به بازارهای مالی، امکانات فیزیکی، تجهیزات، مواد اولیه و سیستم‌های کامپیوتری شرکت
2️⃣منابع فکری و معنوی: شامل تخصص‌ها، اختراعات، خلاقیت‌ها و نوآوری‌های شرکت
3️⃣منابع قانونی: شامل ثبت اختراعات، برندها و قراردادهای شرکت
4️⃣منابع انسانی: شامل کارمندان و مدیران شرکت و تخصص، مهارت، تجربه و انگیزه‌های آنها
5️⃣منابع سازمانی: شامل فرهنگ و ارزش‌ها، چشم‌انداز، روابط و فرایندهای کاری و از همه مهم‌تر مشتریان شرکت
6️⃣منابع اطلاعاتی: شامل اطلاعات موجود از مشتریان، رقبا، بازارها و محیط پیرامون شرکت
7️⃣منابع رابطه‌ای: شامل نوع روابط شرکت با مشتریان، فروشندگان، شبکه‌های توزیع، گروه‌های ذی‌نفع و سازمان‌های دولتی
8️⃣منابع ناشی از شهرت: شامل شهرت و محبوبیت برندها، محصولات و خدمات شرکت
👈فقط یادمان باشد که از بین این هشت نوع منبع، منابع مالی اهمیت کمتری نسبت به بقیۀ منابع دارند، پس به جای آن که مرتب به فکر تامین منابع مالی باشیم، باید به فکر تامین هفت نوع منبع دیگر باشیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

نکات طلایی زبان بدن

🏆 نکات طلایی زبان بدن
@bazaryabimodern1987
✏️۱- همواره لباسی را بپوشید که کاملا اندازه شما باشد.
✏️۲- پوشیدن لباسهای بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـیـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نمیکند.
✏️۳- بیشتر سعی کنید تنها در زمانی که کمر باریکی دارید از کمر بند استفاده کنید.
✏️۴- پارچـه هـای سـنگین مانـند پـشمـی، بافـتنی و چرمی شما را سنگین وزن تر جلوه میدهند.
✏️۵- پارچه های سبک وزن مانند کتان، نخی شما را لاغر تر جلوه میدهند.
✏️۶- رنگهای تیره شما را لاغر تر و کوچک تر میکنند.
✏️۷- رنگهای روشن شما را بزرگتر و حجیم تر میکنند.
✏️۸- لباسهای بالا تنه و پایین تنه یکرنگ شما را لاغر تر جلوه میدهند.
✏️۹- لباسهای بالا تنه و پایین تنه با رنگهای متفاوت شما را بلند قد تر میکند.
✏️۱۰- لباسهای یقه بلند گردن را کوتاه تر میکند.
✏️۱۱- گردن بند کوتاه نیز گردن را کوتاه تر میکند.
✏️۱۲- روسـری کـه به سـمت پـایین آویزان شـده باشد، قـد شما را بلند تر جلوه میدهد.
✏️۱۳- لـبـاس بـا خطوط افقی شما را چاق تـر و بـا خـطـوط عمودی شما را لاغر تر جلوه میدهـد.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

به فکر توسعه بازارتان باشید

💢به فکر توسعه بازارتان باشید
@bazaryabimodern1987
👈اگر بازارتان به خودی خود در حال گسترش باشد، در آن صورت خیلی دربارۀ چگونگی توسعۀ آن فکر نخواهید کرد. اما واقعیت این است که امروزه بازار بسیاری از محصولات و خدمات در حال کوچک شدن است
👈یکی از مثال‌های جالب در این زمینه، بازار نفت است. این بازار با آن که یکی از قدیمی‌ترین بازارهای دنیاست، اما فعالان آن به شدت نگران اندازۀ این بازار در آینده هستند
👈این نگرانی به حدی زیاد شده که برخی از متخصصان معتقدند بازار نفت نه تنها یک بازار رو به رشد نیست، بلکه در عمل نسبت به بازارهای دیگر رو به زوال است
👈بر این اساس، بسیاری از فعالان صنعت نفت معتقدند شرکت‌های نفتی باید از الان به فکر توسعۀ بازارشان باشند و به گذشتۀ خود افتخار نکنند
👈فعالان صنعت نفت باور دارند که ای کاش امروز هم جان دی. راکفلِر زنده بود و با ایده‌های بدیع خود می‌توانست بازار نفت را توسعه بدهد
👈راکفلِر در زمانی که خیلی‌ها فکر می‌کردند بازار نفت یک بازار بزرگ است، به فکر توسعۀ روزافزون آن بود و برای همین، میلیون‌ها دستگاه گردسوز نفتی رایگان به چین هدیه داد تا بازار نفت را توسعه بدهد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️به طور کلی پیش از شرکت در هر مذاکرهای به سه نکته اساسی باید توجه داشت :

🔴▪️به طور کلی پیش از شرکت در هر مذاکرهای به سه نکته اساسی باید توجه داشت :
@bazaryabimodern1987
1️⃣پیش داوری نکنید: در وهله اول همه چیز به آنچه در میز مذاکره میگذرد بستگی دارد .
2️⃣التزامی و با تحکم صحبت نکنید: شاید تنها در صورتیکه شما در ارتش باشید و زیردستانی در آنجا داشته باشید میتوانید دستور دهید و آنها برایتان انجام دهند .
3️⃣برای طرف مورد مذاکره ارزش قائل شوید: به یاد داشته باشید که همیشه هدف از مذاکره انجام یک معامله است نه ضربه زدن به طرف مذاکره. وقتی برای حضور در یک جلسهٔ مذاکره آماده میشوید، گام نخست را با ارائهٔ یک تعریف از موضوع مورد مذاکره و دادن اطلاعات مورد نیاز برای جمع مذاکره کننده آغاز کنید .
@bazaryabimodern1987

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ مشکلات شنونده خوبی نبودن

🔴▪️ مشکلات شنونده خوبی نبودن
@bazaryabimodern1987
⭕️ گردشگری که در خلیجی کوچک مشغول ماهیگیری بود ناگهان به داخل اب افتاد.
چاره ای جز شنا کردن نداشت در حالی که شنیده بود آن خلیج پر از تمساح است.
پیرمردی را در ساحل دید و از وی پرسید این اطراف تمساح هست؟
پیرمرد پاسخ داد هیچ تمساحی نیست سال هاست....
〰️ و گردشگر شروع به رفتن به سمت ساحل کرد.
〰️ در نیمه راه پیرمرد با ترس و تعجب به وی می نگریست!
〰️ او پرسید راستی چطور از شر تمساح ها خلاص شدید؟
💢 پیرمرد فریاد زد : ما کار خاصی نکردیم کوسه های داخل آب دخل آن ها را آوردند!
🔆 فرق گوش دادن با شنیدن :
گوش دادن سه نشانه دارد :
1️⃣ درک صحبت طرف مقابل
2️⃣ لذت بردن از صحبت طی برقراری ارتباط
3️⃣ داشتن نیت کمک رسانی
اگر در طی گفت و گو حداقل یکی از سه ویژگی بالا را نداشته باشید در حال شنیدن هستید نه گوش دادن!

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ چرا برای کسب و کارمان به یادگیری مهارت سخنرانی نیاز داریم؟

🔴▪️ چرا برای کسب و کارمان به یادگیری مهارت سخنرانی نیاز داریم؟
@bazaryabimodern1987
⭕️ بسیاری از کسانی که ایده‌ای برای راه‌اندازی کسب و کار در ذهن دارند، ناگزیر هستند در مقاطع مختلف، در برابر سرمایه‌گذاران بالقوه سخنرانی کرده و آن‌ها را به سرمایه‌گذاری روی کسب و کار خود قانع کنند.
🌀 در بسیاری از کشورها – از جمله کشور خودمان – شاهد رویدادهایی نیز هستیم که تعداد قابل‌توجهی سرمایه‌گذار در آن‌ها حاضر شده و ایده‌های شرکت‌کنندگان را می‌شنوند و درباره‌ی مشارکت یا حمایت از آن‌ها تصمیم می‌گیرند.
👈 معرفی هر ایده‌ای یا هر نوع طرح تجاری‌ (حتی به همکاران و اعضای تیم) می‌تواند با استفاده از چنین سخنرانی‌هایی انجام شود.
مدیر تبلیغات و بازاریابی، برای گرفتن تأیید مدیرعامل و سایر مدیران ارشد جهت اجرای یک کمپین تبلیغاتی، ناگزیر است که چنین سخنرانی‌های کوتاهی را طراحی کند. واحد تحقیق و توسعه برای معرفی یک ایده / محصول تازه، ناچار باید در فرصتی کوتاه در مقابل مدیران دیگر از پیشنهاد خود دفاع کند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️نکات طلایی زبان بدن در مواجه با مشتری

🔴▪️نکات طلایی زبان بدن در مواجه با مشتری
@bazaryabimodern1987
⭕️اولین کار اینکه هیج قضاوتی در مورد مشتری نداشته باشید.
🔸بدانید شما کار فروش را انجام می دهید و باید بر اساس وظیفه تون عمل کنید حتی اگر قضاوتی نیز در مشتریان برای شما ایجاد می‌شود.
🔹اجازه ندهید قضاوتتون در عملکردتون  دخالت داشته باشد و شما جوری عمل کنید که تاثیر مثبت روی مشتریان داشته باشید.
🔸با علاقه به حرفهای آنان گوش دهید و خود را مشتاق به شنیدن حرفهای آنان نشان دهید.
🔹روی حرکات بدنی خود توجه کنید وقتی مشتری صحبت می کند روی بر نگردانید به اطراف نگاه نکنید فاصله رعایت کنید.
🔸وقتی مشتری صحبت می کند کمی به طرف مشتری خم شوید.
🔹دست یه سینه نباشید با دستهای باز مقابل مشتری بایستید.
#زبان_بدن
#مشتری

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴ترفندهاى جذب مشترى :

🔴ترفندهاى جذب مشترى :
@bazaryabimodern1987
1_ برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید. اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد.
2_  پس از بروز مساله (از نظر ارتباط با مشتری) هر چه سریع تر آن را حل کنید.
3_  همیشه حالت برد برد را بامشتری به وجود بیاورید.
4_  همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است.
5_  مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت
6_   فراموش نکنیدکه مشتری حق انتخاب دارد.
7_  برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید.
8_  درباره  خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید.
9_  خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۱ مخالفین ۰

🔴▪️ هرگز با مشتری بحث نکنید "

🔴▪️ هرگز با مشتری بحث نکنید "
@bazaryabimodern1987
🔰 یک فروشنده حرفه ای اگر حق با او هم باشد  هرگزحق ندارد با مشتری بحث کند.زیرا شاید به ظاهر فروشنده پیروز شود ولی در کل باخته است. مشتری ای که در بحث باخته دیگر برای خرید نمی آید و فروشنده فرصت فروش برای مشتری در ماه و سال  را ازدست می دهد.
♦️به طور مثال:
🔴مشتری می گوید آقا این محصول شما خیابان پایینی نصف قیمت می دهد قیمت شما گران هست.
🔵فروشنده در جواب با وجود اینکه می داند مشتری دروغ می گوید و قیمت این کالا بالاتر هست به جای اینکه عصبی شود و با مشتری بحث کند و بگوید نه شما ده تا بیارید من همین الان از شما می خرم . باید خونسردی خود را حفظ کند و بگوید همین طوره ولی شما تا حالا چند بار جنس ارزون با کیفیت خریدید؟ این کالا اگر یک مقداری گران تر از اون کالا هست ولی با کیفیت تر و مثلا دوسال برای شما عمر می کند و.....
👈 اینجوری مشتری را تخریب نکردید ، با او بحث نکردید و به او فروختید و باز هم بر می گردد.
  @bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

40 نکته کلیدی مدیریت

40 نکته کلیدی

۱- با ارزش ترین دارایی ما توانایی کسب درآمد است نه آن پولی که به دست می آوریم. توانایی از دست نمی رود اما پول و ثروت ممکن است بارها از دست برود.

۲- موفقیت مانند نردبان است و مهارت های ما پله های آن را می سازد، اگر پله ها کامل نباشد، ما نمی توانیم از نردبان بالا برویم.

۳- پتانسیل انسان آنقدر زیاد است که می توان صد زندگی همزمان داشته باشد. ما می توانیم هر چیزی را بیاموزیم ودر هر امری متخصص شویم.

۴- آموزش کلید موفقیت است ولی چون سخت و وقت گیر است و بیشتر انسان ها تنبل اند کسی برای یادگیری اهمیت قائل نمی شود.

۵- امروزه نه تنها باید هوشمندانه کار کرد بلکه باید هوشمندانه وسخت کار کرد تا به ثروت و موفقیت نائل شد.

۶- اهمیت کلمات در زندگی بسیار مهم است. کلمات خوب، تفکرات بهتری را ایجاد می کنند.

۷- افراد موفق بر راه حل ها تمرکز می کنند اما افراد متوسط به فردی که مشکل را ایجاد کرده است فکر می کنند.

۸- کیفیت زندگی و هدف اصلی ما بستگی به احساسمان از خود (کرامت نفس) دارد.
۹- هدف داشتن با هدف گذاشتن متفاوت است. نوشتن اهداف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. افرادی که اهداف مکتوب دارند ده برابر دیگران موفق ترند.

۱۰- برندگان کسانی هستند که درازمدت فکر می کنند، افراد متوسط کوتاه مدت و سطحی می اندیشند.

۱۱- افراد موفق کارهای بزرگ و سخت را انجام می دهند ولی افراد متوسط، دنبال کارهای راحت و معمولی می روند.

۱۲- هر یک از ما باید یک نقشه بیست ساله داشته باشیم و به جای فکر کردن به مشکلات اقتصادی دنبال برداشتن قدم ها در مسیر اهداف خود باشیم.

۱۳- کسانی که مهارت های مالی دارند موفق می شوند. شما باید در روز حداقل دو ساعت درباره اقتصاد و سرمایه گذاری مطالعه داشته باشید.

۱۴- راز اکثر موفقیت ها پشتکار و مقاومت است باید با خودت عهد کنی که کنار نمی کشی تا به اهدافت برسی.

۱۵- اعتماد به نفس باید آنقدر بالا باشد که هیچ چیز نتواند جلوی ما را بگیرد.

۱۶- برای فروش موفق باید تعداد تماس ها و ارتباطات را افزایش دهید.

۱۷- نگران شنیدن نه نباشید، نه یعنی پول!

۱۸- کسانی که بیشترین نه ها را دریافت می کنند بیشترین بله ها را نیز می شنوند.

۱۹- باید به محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید اعتقاد داشته باشید، اگر اعتقاد دارید که محصولتان عالی است، ناخودآگاه مشتری این موضوع را درمی یابد. (و برعکس!)

۲۰- فروشندگان موفق عاشق محصول، کار و شرکتشان هستند.

۲۱- به جای اینکه فروشنده باشید، یک مشاور دلسوز باشید، آنگاه فروش خودش اتفاق می افتد.

۲۲- فقط هدف این نیست که فروشی انجام دهی بلکه باید ابتدا ببینی که این مشتری به محصول تو نیاز دارد یا خیر.

۲۳- قدرت در دست کسانی است که بهترین نُت برداری را دارند.

۲۴- در فروش باید ابتدا اعتمادسازی کنید.

۲۵- انتخاب های امروز، کیفیت زندگی فردای شما را می سازند. گذشته را رها کنید و به فکر ساخت فردای خویش باشید.

۲۶- هیچ موقع نگویید که دیگر دیر شده است. هیچ وقت برای گرفتن تصمیمات صحیح دیر نیست.
 
۲۷- به سوی خورشید تمرکز کنید تا سایه پشت تو قرار گیرد.

۲۸- ما باید تغییر کنیم. اگر تغییر نکنیم، کنترل زندگی را در دست نخواهیم داشت.

۲۹- برای هر حوزه زندگی باید برنامه جامعی تدوین کنیم. باید فراتر نگاه کنیم و روی آینده تمرکز کنیم.

۳۰- افرادی که موفق و در جامعه مورد احترامند کسانی هستند که بیشترین وقت را روی آماده سازی برای آینده می گذارند.

۳۱- برای تسخیر آینده باید از لذت های آنی دست بکشیم.

۳۲- منحرف شدن از مسیر اصلی، بزرگترین عامل شکست ما است.

۳۳- افراد موفق سخت و هوشمندانه کار می کنند. هوشمندانه یعنی کارهایی را انجام دهیم که با اهدافمان سازگار باشد.

۳۴- کارهای کوچک، ساده و راحت را انجام ندهید زیرا کم کم به آنها عادت می کنید. از کارهای سخت و بزرگ استفاده کنید.

۳۵- افراد موفق کارهایی را انجام می دهند که پتانسیل نتایجش بسیار بالاست.

۳۶- همیشه برای همه کارها برنامه داشته باشید تا بتوانید اقدامات را سریع تر انجام دهید.

۳۷- قبل از شروع هر کاری چک لیست و گام های سازماندهی شده آن را بنویسید.

۳۸- میلیاردرها عادت دارند روزانه هدف گذاری کنند.

۳۹- میلیاردرها عادت دارند کارهای شان را تکمیل کنند و نیمه کاره رها نکنند.

۴۰- میلیاردرها عادت دارند با مهم ترین عمل، روزشان را شروع کنند.
منبع: معجزه

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢یک کانال توزیع جدید بسازید

💢یک کانال توزیع جدید بسازید
@bazaryabimodern1987
👈گاهی اوقات کانال‌های توزیع آن چنان در اختیار رقبا قرار دارند که ورود به آنها بسیار سخت می‌شود و شرکت‌های تازه‌کار و کوچک نمی‌توانند به راحتی از کانال‌های توزیع موجود استفاده کنند
👈برای همین است که شرکت‌های تازه‌کار و کوچک برای ورود به کانال‌های توزیع اصلی باید یک تعهد مالی قابل توجهی به مالکان کانال‌های توزیع بدهند و مثلا یک قفسه را برای مدت طولانی اجاره کنند یا محصول‌شان را به صورت اعتباری بلندمدت بفروشند
👈در این شرایط، بهترین استراتژی‌ که شرکت‌های تازه‌کار و کوچک می‌توانند دنبال کنند، ایجاد یک کانال جدید برای محصول‌شان است
👈برای مثال، زمانی که نوشیدنی انرژی‌زای ردبول برای اولین بار در سال 1987 وارد بازار شد، عرضه آن در کانال‌های توزیع رایج مثل سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای کار بسیار سختی بود، چون اصولا این کانال‌ها هیچ شناختی از محصولی به نام نوشیدنی انرژی‌زا نداشتند
👈از آن جایی که ردبول، مشتریان جوان را هدف گرفته بود، تصمیم گرفت محصولش را در مکان‌هایی توزیع کند که مشتریان هدفش به آن مکان‌ها به طور مرتب رفت و آمد داشتند
👈به همین دلیل، ردبول یک تیم بازاریاب متشکل از جوانان دانشجو تشکیل داد تا محصول شرکت را در باشگاه‌های ورزشی و کلوپ‌های شبانه توزیع و معرفی کنند
👈صاحبان این قبیل مکان‌ها وقتی متوجه شدند نوشیدنی انرژی‌زا چیست و احتمالا مورد استقبال قشر جوان قرار می‌گیرد، از توزیع و فروش محصولات ردبول استقبال کردند و به این ترتیب بود که ردبول بدون آن که زیر بار خواسته‌های فراوان سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای برود، وارد بازار شد
👈پس شما هم به جای آن که محصول‌تان را در کانال‌های توزیع رایج عرضه کنید، دنبال مکان‌هایی باشید که مشتریان‌تان در آنها رفت و آمد دارند و سپس تلاش کنید آن مکان‌ها را به شبکه توزیع محصول‌تان تبدیل کنید
@bazaryabimodern1987

موافقین ۱ مخالفین ۰

چگونه فروش خود را افزایش دهیم ؟

چگونه فروش خود را افزایش دهیم ؟
@bazaryabimodern1987
سعی کنید به جای تخفیف به مشتری هدیه و اشانتیون بدهید.
مثال:
یک فروشنده لوازم آرایشی تعدادی لاک  که تاریخ انقضا آن ها نزدیک است به مشتریانی که بر روی گرفتن تخفیف پافشاری می کنند می دهد.او با این کار ،به نوعی همان لاک ها را فروخته است و از موجودی راکد مغازه خود کاسته است.
📍دادن هدیه به جای تخفیف مزایای زیر را دارد:
1) تخفیف در ذهن مشتری ممکن است جنبه منفی ایجاد کند ( او پیش خود بگوید این فروشنده سود زیادی روی محصولات خود می کشد ) اما هدیه جنبه مثبت دارد.
2) تخفیف از یاد مشتری می رود اما هدیه در ذهن او ماندگار است و حس خوبی ایجاد می کند.
3) با دادن هدیه به جای تخفیف به نوعی می توان گفت محصولی که هدیه داده می شود را به فروش رسانده اید.

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢تئوری سازگاری نگرش-رفتار

💢تئوری سازگاری نگرش-رفتار
@bazaryabimodern1987
👈سازگاری نگرش-رفتار (Attitude-Behavior Consistency) به ما یادآوری می‌کند که درست نگرش، دلیل اصلی رفتار یک مشتری را توضیح می‌دهد، اما گاهی اوقات و به سه دلیل زیر، مشتری طبق نگرشش رفتار نمی‌کند:
1️⃣توانایی
🔸مشتری توانایی رفتار طبق نگرشش را ندارد
🔸برای مثال، اکثر نوجوانان نگرش مثبتی به رانندگی دارند ولی به دلیل نداشتن گواهی‌نامه یا نداشتن توانایی مالی برای خرید خودرو، نمی‌توانند رانندگی کنند
🔸پس در تحلیل نگرش مشتری، باید بررسی کنیم که آیا مشتری توانایی مالی، قانونی، عرفی، اخلاقی و غیره برای رفتار طبق نگرشش را دارد یا خیر
2️⃣تقاضاهای رقیب برای منابع محدود
🔸منابع مالی هر فرد یا شرکتی محدود است بنابراین مجبور است منابعش را به محصولات و خدمات مختلف تخصیص بدهد و در نتیجه مجبور می‌شود از خرید برخی از محصولات و خدمات صرفنظر کند
🔸برای مثال، ممکن است فردی 30 میلیون تومان پول دارد و می‌خواهد تصمیم بگیرد که با آن یک گوشی جدید بخرد، یا لپ‌تاپش را عوض کند، یا آن را سرمایه‌گذاری کند
🔸به همین دلیل، در تحلیل نگرش مشتریان‌مان باید اولویت و فوریت خرید محصول‌مان از نظر مشتری را هم در نظر بگیریم
3️⃣اثر جامعه
🔸تمام انسان‌ها تحت تاثیر اطرافیان و ارزش‌های جامعه قرار دارند و مجبورند نگرش‌ و رفتارشان را با فشارهای اجتماعی تعدیل کنند
🔸برای مثال، ممکن است مشتری تصمیم بگیرد 30 میلیون تومانش را برای خرید یک گوشی جدید هزینه کند ولی دوستان و والدینش او را بابت این تصمیم سرزنش کنند و در نهایت او از این تصمیم صرفنظر کند
🔸برای همین، در تحلیل نگرش مشتریان‌مان باید اثر جامعه بر مشتری برای خرید محصول‌مان را هم در نظر بگیریم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢به فرهنگ مشتریان‌تان توجه کنید

💢به فرهنگ مشتریان‌تان توجه کنید
@bazaryabimodern1987
👈همیشه به ما گفته شده که رفتار و تصمیم‌گیری‌های خرید مشتریان تحت تاثیر فرهنگ آنها قرار دارد، با این حال، بسیاری از ما هنوز اطلاعات کمی درباره فرهنگ‌های موجود در جامعه‌مان داریم
👈برای همین، اگر می‌خواهیم در بازاریابی موفق شویم، باید مثل مرکز خدمات مالی آویوا به فرهنگ مشتریان‌مان توجه کنیم
👈آویوا چندین مرکز تماس بزرگ برای ارائه مشاوره‌های مالی به مشتریانش دارد و مانند بسیاری از شرکت‌های دیگر، برخی از مراکز تماس خود را در هند راه‌اندازی کرده زیرا هزینه نیروی کار در این کشور بسیار پایین است و نیروی کار تحصیل‌کرده آن به راحتی انگلیسی صحبت می‌کنند
👈با این حال بسیاری از نیروی کار ماهر هندی تا به حال کشورهایی مثل آمریکا و انگلستان را از نزدیک ندیده‌اند و حتی تمایلی هم برای سفر به این کشورها و زندگی در آنها ندارند
👈به همین خاطر، علی‌رغم آشنایی با زبان انگلیسی، با فرهنگ کشورهای انگلیسی زبان ناآشنا هستند و این ناآشنایی می‌تواند باعث بروز اختلاف و تنش بین آنها و مشتری شود
👈از این‌رو، آویوا دوره‌های آموزشی مختلفی را با موضوع درک فرهنگ آمریکایی برای کارمندان هندی‌اش برگزار می‌کند
👈این دوره‌ها فقط درباره این که مشتریان آمریکایی چگونه حرف می‌زنند و بیشتر از چه افعال، تکه کلام‌ها، اصطلاحات و ضرب‌المثل‌هایی استفاده می‌کنند، نیست، بلکه درباره موضوعات مختلفی مثل آب و هوا، وضعیت جاده‌ها، مسائل سیاسی و اقتصادی و غیره نیز هست
👈دلیل آموزش این مسائل آن است که آمریکایی دوست دارند ابتدا درباره یک موضوع عمومی مثل آب و هوا گپ کوتاهی بزنند و سپس سراغ اصل درخواست‌شان بروند
👈در نتیجه، اگر کارمندان مرکز تماس شرکت‌ها اطلاعاتی راجع به این قبیل موضوعات نداشته باشند، نمی‌توانند با فردی که تماس گرفته، ارتباط برقرار کنند
👈مثال آویوا به ما تاکید می‌کند که باید دوره‌های آموزشی خاصی را برای آشنایی فروشندگان، بازاریاب‌ها و کارمندان بخش خدمات مشتریان‌مان برگزار کنیم و در این دوره‌ها، جزییاتی را به آنها آموزش بدهیم که به ایشان کمک می‌کند با مشتریان‌شان راحت‌تر ارتباط بگیرند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢به مشتری‌تان یک شاه‌ماهی بدهید

💢به مشتری‌تان یک شاه‌ماهی بدهید
@bazaryabimodern1987
👈فروش یک محصول پرطرفدار، با قیمت پایین‌تر از رقبا و حتی با ضرر، به منظور جذب مشتری، یک شگرد شناخته شده در فروش به شمار می‌رود
👈فروشنده‌ای که این شگرد را به‌کار می‌گیرد، امیدوار است بتواند محصول دیگری را در کنار آن محصول پرطرفدار به مشتری بفروشد و با این کار، سود مناسبی را به دست بیاورد
👈برای مثال، یک فست‌فود را در نظر بگیرید که به مشتری به ازای خرید یک پیتزا، دو پیتزا می‌دهد، به این امید که مشتری یک دسر یا سالاد که حاشیه سود بالایی دارند هم بخرد
👈برای درک بهتر این شگرد، بیایید نگاهی به سرنوشت تکنولوژی وُیپ بیاندازیم که به افراد و شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که با تلفن معمولی‌شان و از روی یک خط اینترنت، با طرف مقابل‌شان در هر جای جهان که باشد، تلفنی حرف بزنند
👈توسعه‌دهندگان این تکنولوژی که در زمان عدم حضور اپلیکیشن‌هایی مثل واتساپ و غیره، یک تکنولوژی بسیار مناسب و کاربردی بود، با یک سوال بزرگ مواجه بودند: چگونه از این تکنولوژی درآمدزایی کنند؟
👈توسعه‌دهندگان وُیپ بدون شک نمی‌توانستند مثل خیلی از تکنولوژی‌های وابسته به اینترنت، از طریق پخش تبلیغات درآمدزایی کنند، چون قطعا هیچ کسی دوست ندارد وسط یک مکالمه تلفنی شخصی یا تجاری، آگهی تبلیغاتی پخش شود
👈برای همین، توسعه‌دهندگان تکنولوژی وُیپ تصمیم گرفتند اسکایپ را راه‌اندازی کنند و در آن به مشترکان اسکایپ امکان تماس تلفنی رایگان را بدهند تا از این طریق، مشترکان زیادی را جذب کنند
👈بعد از معرفی این امکان و جذب 12 میلیون مشترک ظرف تنها 1 ماه، اسکایپ اعلام کرد امکان تماس تلفنی با تلفن‌های ثابت و همراه را نیز فراهم کرده ولی این خدمت به صورت پولی است
👈از آنجایی که افراد و شرکت‌ها آلوده اسکایپ شده بودند و هزینه اشتراک ویژه آن به‌صرفه‌تر از شیوه‌های دیگر تماس‌های بین‌المللی بود، خیلی از آنها به سمت اشتراک ویژه اسکایپ رفتند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️پس از فروش با مشتری تماس بگیرید

🔴▪️پس از فروش با مشتری تماس بگیرید
@bazaryabimodern1987
⭕️در دوره‌های آموزش فروش، وقتی از شرکت‌کنندگان می‌خواهیم کسانی که پس از فروش با مشتریان تماس می‌گیرند، دست‌هایشان را بالا ببرند.
💢معمولا در حدود 15 تا 20 درصد این کار را انجام می‌دهند. وقتی سوال می‌کنیم که چرا پس از فروش، با تلفن آن را پیگیری نمی‌کنید، اغلب می‌گویند ممکن است ایرادی وجود داشته باشد و محصول یا خدمت شاید دقیقا آن چیزی نباشد که مشتری توقعش را داشته است؛ اما آن یک فرصت از دست رفته محسوب می‌شود.
💢هیچ‌ چیز بیش از اینکه فروشنده پس از فروش با مشتری تماس بگیرد یا شخصا در محل حاضر شود، باعث استحکام روابط خریدار و فروشنده نمی‌شود. همیشه این کار را انجام دهید. به ویژه زمانی که اشکالی وجود داشته باشد.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢معایب مصالحه‌گری

💢معایب مصالحه‌گری
@bazaryabimodern1987
👈وقتی دو نفر نمی‌توانند اختلافات‌شان را به طور کامل از بین ببرند و یا حداقل، دامنه اختلافات‌شان را کم کنند، معمولا به مصالحه روی می‌آورند
👈برای نمونه، ممکن است کسی بگوید «نه حرف من، نه حرف تو. بیا به یک راه‌حل میانه فکر کنیم». در این حالت، این فرد تلاش می‌کند با طرف مقابل مصالحه کند
👈در چنین شرایطی، فرد بر این باور است که منصفانه‌ترین کار را انجام می‌دهد، زیرا طرفین مذاکره چیزی از دست می‌دهند و در مقابل، به بخشی از خواسته‌هایشان می‌رسند
👈اما حقیقت این است که مهم نیست چقدر این کار منصفانه جلوه می‌کند، مهم آن است که اصولا مصالحه شیوه خوبی برای مذاکره و به خصوص رسیدن به نتیجه برد-برد نیست
👈برای آن که شما را متقاعد کنم، می‌خواهم به داستانی که در کتاب مقدس هم آمده، اشاره کنم: دو زن ادعا می‌کنند مادر یک نوزاد هستند. این دو زن برای حل اختلاف‌شان پیش حضرت سلیمان می‌روند
👈حضرت سلیمان پیشنهاد می‌کند که این کودک را به دو نیم تقسیم کنند. او می‌دانست که مادر حقیقی کودک، دوست دارد فرزندش زنده بماند و هرگز حاضر نیست مرگ او را ببیند
👈البته حق با حضرت سلیمان بود، اما فرض کنید که هر دو زن موافقت می‌کردند کودک را به دو نیم تقسیم کنند. در این صورت نتیجه مذاکره‌شان باخت-باخت بود
👈باید به شما بگویم، متاسفانه مصالحه در بیشتر موارد مثل نصف کردن یک کودک است و مذاکره را به نتیجه باخت-باخت می‌رساند
👈در حقیقت، وقتی ما و طرف‌ مقابل‌مان از برخی خواسته‌هایمان چشم‌پوشی می‌کنیم، در واقع با هم مصالحه می‌کنیم و به همین دلیل، به همه خواسته‌های خود دست نمی‌یابیم که در بلندمدت باعث عدم رضایت ما از مذاکره می‌شود
👈به همین دلیل است که بهتر است به جای مصالحه، گزینه‌های بیشتری را برای رسیدن به راه‌حلی که تمام منافع و خواسته‌های ما و طرف مقابل‌مان را برآورده می‌کند، پیدا کنیم
👈البته شکی نیست که این کار نیازمند تلاش بیشتر است، اما این نکته را هم فراموش نکنید که بسیاری از ما در بیشتر موارد خیلی سریع تصمیم می‌گیریم که مصالحه کنیم، بدون این که حتی اندکی بکوشیم راه‌حلی برد-برد بیابیم
👈بنابراین، بهتر است مصالحه را به عنوان آخرین گام عملی و آخرین تیر ترکش‌مان مورد استفاده قرار بدهیم، نه اولین راهکارمان برای به نتیجه رسیدن مذاکره
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️نکات(تاثیر زبان بدن در مصاحبه شغلی)

🔴▪️نکات(تاثیر زبان بدن در مصاحبه شغلی)
@bazaryabimodern1987
⭕️میانگین زمان یک مصاحبه استخدامی حدود 40 دقیقه است، اما 33 درصد از 2000 مدیر شرکت‌کننده در یک نظرسنجی اظهار کردند که آنان در 90 ثانیه اول مصاحبه خواهند فهمید که آیا داوطلب را استخدام می‌کنند یا خیر⁉️
〰در همان نظرسنجی، مدیران اشتباهات زیر را به عنوان دلایل اصلی رد داوطلب برشمردند:
1⃣ 70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
2⃣ 67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
3⃣ 55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبه‌شونده به اتاق مصاحبه.
4⃣ 47 درصد مدیران ابراز می‌کردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمده‌اند نداشتند.
5⃣ 38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و هم‌چنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
6⃣ 33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
7⃣ 26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن می‌دانند.
8⃣ 21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ساده‌ترین راه شناخت فروشنده موفق از ناموفق

💢ساده‌ترین راه شناخت فروشنده موفق از ناموفق
@bazaryabimodern1987
👈بدون شک، ساده‌ترین راه برای تشخیص یک فروشنده موفق از یک فروشنده ناموفق، این است که ببینید فروشنده مدنظرتان چگونه با یک مشتری تعامل می‌کند. آیا مرتب در حال حرف زدن است و اجازه نمی‌دهد مشتری حرف بزند؟ یا کم حرف می‌زند و تلاش می‌کند مشتری را به حرف بیاورد؟
👈اگر فروشنده مدنظرتان از نوع دوم است، می‌تواند به یک فروشنده بسیار موفق با نتایجی خیره‌کننده تبدیل شود، اما اگر از نوع اول است، خیلی روی موفقیت او حساب نکنید
👈در حقیقت، فروشندگانی که بیشتر زمان یک جلسه را خودشان حرف می‌زنند، تلاش می‌کنند قدرت‌شان را به رخ مشتری بکشند. برای همین به این نوع از فروشندگی اصطلاحا «فروش سخت» یا hard sell می‌گوییم که معمولا به نتیجه مطلوبی ختم نمی‌شود
👈در مقابل، فروشندگانی که باور دارند فروشندگی با سخنرانی تفاوت دارد، به جای آن که قدرت و تخصص‌شان را به رخ مشتری بکشند، او را تشویق می‌کنند که بیشتر درباره خودش حرف بزند و اطلاعات گسترده‌تری را ارائه کند
👈برای همین به این نوع از فروشندگی اصطلاحا «فروش نرم» یا soft sell می‌گوییم که معمولا به نتیجه خیره‌کننده‌ای ختم می‌شود
👈پس اگر می‌خواهید در فروشندگی موفق شوید، حتما از رویکرد «فروش نرم» استفاده کنید، چون وقتی مشتری را تشویق می‌کنید بیشتر حرف بزند، از لابه‌لای حرف‌هایش، فرصت‌هایی را برای متقاعد کردن او به دست می‌آورید که باورتان نمی‌شود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈 ۴ استراتژی برای تخفیف

👈 ۴ استراتژی برای تخفیف
@bazaryabimodern1987
✍ در اعمال تخفیف در قیمت‌گذاری‌ها می‌توان از چهار استراتژی زیر بهره برد؟
۱ - تخفیف نقدی:
در صورتی که مشتری نقدا مبالغ خرید را پرداخت کند، درصدی را به‌عنوان تخفیف دریافت می‌کند.
▫️این استراتژی معمولا در پرداخت قبوض مالیاتی، عوارض نوسازی و غیره دیده می‌شود.
۲ - تخفیف برای خریدهای عمده:
در صورتی که میزان خرید مشتری از مبلغ معینی تجاوز کند، به وی تخفیف داده می‌شود.
▫️این تخفیف می‌تواند برای کل محصول یا تنها برای مقداری از خرید که بیشتر از سقف مورد نظر صورت گرفته است اعمال شود.
۳ - تخفیف فصلی:
برای ایجاد تقاضا در فصل‌هایی که مصرف کالا موضوعیت ندارد، برای کالا تخفیف در نظر گرفته می‌شود.
▫️مثالی از این مورد تخفیف مهمانخانه‌ها و هتل‌ها در فصل‌های کم سفر است.
۴ - تخفیف‌ ویژه:
برخی از برندها در صورت مرجوع کردن کالای قدیمی با همان برند، درصدی تخفیف را برای خرید کالای نو اعمال می‌کنند.
▫️این کار به منظور ایجاد احساس وفاداری در مشتریان قدیمی است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈 راهکارهای پیروزمندانه در بازاریابی از نظر فیلیپ کاتلر:

👈 راهکارهای پیروزمندانه در بازاریابی از نظر فیلیپ کاتلر:
@bazaryabimodern1987
۱ - پیروزی در سایه کیفیت
۲ - پیروزی در سایه خدمات بهتر
۳ - پیروزی در سایه قیمتهای پایین
۴ - پیروزی در سایه داشتن سهم بزرگی از بازار
۵ - پیروزی در سایه متناسب و همخوان شدن
۶ - پیروزی در سایه بهسازی پیوسته محصولات و خدمات
۷ - پیروزی در سایه نوآوری
۸ - پیروزی در سایه ورودبه بازارهای پر رشد
۹ - پیروزی در سایه فراتر رفتن از انتظار مشتری
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈 ١٢ گام بازاریابی و فروش

👈 ١٢ گام بازاریابی و فروش
@bazaryabimodern1987
١ - برنامه ریزى وآمادگى جهت فروش
٢ - ورود به فروشگاه
٣ - معرفى خود و شرکت
٤ - برقرارى ارتباط با مشترى
٥ - بررسى مشکلات احتمالى مشترى
٦ - بازرسى چشمى وگرفتن موجودى
٧ - بررسى کالاى رقبا
٨ - سفارش گیرى
٩ - ویزیت مجدد
١٠ - قطعى کردن سفارش
١١ - استفاده از ابزار تبلیغاتى و چیدمان
١٢ - ارتباط مجدد با مشترى( خروج از فروشگاه)
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️برای فروش بیشتر از مشتری بپرسید.

🔴▪️برای فروش بیشتر از مشتری بپرسید.
@bazaryabimodern1987
🔸به دیدن نحوه استفاده از محصول خود بروید.
🔸پرسش هایی درباره معایب و مزایای آن بپرسید.
🔸بپرسید چه چیزی را بیشتر دوست دارند.
🔸بپرسید چه چیزی را کمتر دوست دارند.
🔸بپرسید چه چیز را باید تغییر دهند و چگونه باید تغییر دهند.
🔸درباره خدمات پس از فروشی که دریافت کرده اید، بپرسید.
🔸اقدامات انجام شده به وسیله هر فرد مرتبط را مشاهده کنید.   
🔸بپرسید که آیا دوباره همان را می خرند؟
🔸بپرسید که آیا آن را به واحد تجرای دیگری پیشنهاد میدهند؟
🔸تمام چیزهایی را که می گویند ثبت و ضبط کنید.
🔸دیدن محصول در عمل و پرسش درباره ان دیدگاه جدیدی از نحوه فروش آن ارائه می دهد.
✅ اگر این مرحله را انجام دهید، نه تنها فرصتی برای یادگیری، بلکه فرصتی برای فروش نیز مهیا می شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢رهنمودهایی برای برنامه‌ریزی استراتژیک بهتر

💢رهنمودهایی برای برنامه‌ریزی استراتژیک بهتر
@bazaryabimodern1987
👈برنامه‌ریزی استراتژیک، یک فرایند سخت، پیچیده و درگیرکننده است که کل یک سازمان و شرکت را به چالش می‌کشد، چون می‌خواهید آینده سازمان و شرکت‌تان را تعیین کنید
👈به همین دلیل، هیچ وقت به برنامه‌ریزی استراتژیک به چشم یک کار ساده و پیش پا افتاده نگاه نکنید، بلکه به مدیران و کارمندانی که قرار است در این سفر شما را همراهی کنند، یادآوری کنید که یک سفر طولانی و سخت در پیش دارید
👈برای موفقیت در این سفر و طراحی یک برنامه استراتژیک حرفه‌ای و عالی، به شما توصیه می‌کنم این اصول را مدنظر قرار بدهید:
🔹 از همه افرادی که در برنامه‌ریزی استراتژیک حضور دارند، بخواهید از این فرایند برای ارتقای جایگاه خودشان یا به دست آوردن منابع بیشتر سوءاستفاده نکنند
🔹 به رهبران سازمان و شرکت‌تان بگویید قرار نیست در طول فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک، هر چیزی که آنها می‌گویند را بپذیرید، بلکه قرار است واقعیات را ببینید و بر اساس آن تصمیم بگیرید
🔹 برای به پایان بردن فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک، عجله نکنید
🔹 حتما و حتما و حتما خروجی فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک را با کارمندان اجرایی شرکت در میان بگذارید، چون در نهایت، این آنها هستند که باید این برنامه را اجرا کنند
🔹 از افراد حاضر در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک بخواهید از تصمیم‌گیری‌های غریزی و الهام‌گرفته شده خودداری کنند و برای استراتژی‌های پیشنهادی‌شان، مستندات قوی ارایه کنند
🔹 از افراد حاضر در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک بخواهید با جان و دل در این فرایند حضور داشته باشند و از آن حمایت کنند
🔹 بعد از طراحی استراتژی‌های مدنظرتان، حتما ابزارها، منابع، زیرساخت‌ها و سایر موارد لازم برای اجرای استراتژی‌ها را در نظر بگیرید و معیارهایی را برای کنترل میزان اجرای استراتژی‌ها تعیین کنید
🔹 به هیچ وجه زیر بار این تصمیم نروید که شما برنامه‌ریزی کنید و ما مدیران ارشد سازمان یا شرکت، آن را بازبینی می‌کنیم. بلکه از مدیران ارشد بخواهید در برنامه‌ریزی استراتژیک حضور فعال داشته باشند
🔹 به افراد حاضر در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک تاکید کنید قرار است در انتهای این فرایند، استراتژی‌هایی برای تغییر شرایط و وضعیت شرکت یا سازمان‌تان پیدا کنید، نه این که وضعیت کنونی آن را تایید کنید
🔹 فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک‌تان را صرفا به حل مشکلات مهم شرکت یا سازمان‌تان اختصاص ندهید، بلکه بخش قابل توجهی از آن را برای طرح ایده‌های جدید و خلاقانه اختصاص بدهید
🔹 در طول برنامه‌ریزی استراتژیک، کاغذبازی و جلسات رسمی را کنار بگذارید و جو دوستانه و صمیمانه‌ای را بر کل فرایند حاکم کنید
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️یکی از اصول سخنرانی عالی، درک مخاطب است. برای این کار باید ویژگی‌های زیر را در مخاطب‌ خود در نظر بگیرید:

🔴▪️یکی از اصول سخنرانی عالی، درک مخاطب است. برای این کار باید ویژگی‌های زیر را در مخاطب‌ خود در نظر بگیرید:
@bazaryabimodern1987
1⃣مشخصات: مخاطبان چه کسانی هستند؟ چه عامل مشترکی آن‌ها را دور هم جمع کرده است؟
2⃣نیازها: چرا در این ارائه شرکت کرده‌اند؟‌ پس از ارائه‌ی شما، آن‌ها باید چه چیزی بدانند؟
3⃣خواسته‌ها: از ارائه چه می‌خواهند؟ ‌آیا هدف‌شان افزایش دانش، یادگیری موضوعی خاص یا سرگرمی است؟ چطور می‌توانید پیام خود را با علایق آن‌ها مرتبط سازید؟
4⃣انتظارات: در مورد محتوا و مدت ارائه چه انتظاری دارند؟
5⃣دانش کنونی: تا چه حد توضیحات باید فراهم کنید؟ چه پیش‌فرض‌هایی می‌توانید داشته باشید؟
🔹تنها زمانی می‌توانید محتوای مطلوبی آماده کنید که مخاطب‌تان را به‌خوبی بشناسید. اگر از این مرحله سرسری بگذرید، ممکن است ارائه‌ای با محتوای غنی اما بی‌ارتباط داشته باشید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️رفتار خود را تغییر دهید، لازم نیست احساسات خود را تغییر دهید.

🔴▪️رفتار خود را تغییر دهید، لازم نیست احساسات خود را تغییر دهید.
@bazaryabimodern1987
⭕️این کاملا طبیعی است که نسبت به کسی، احساس ناراحتی یا نفرت داشته باشید. لااقل فعلا تلاش نکنید که آن احساس را تغییر دهید. در عوض بکوشید رفتار خود را تغییر دهید.
✅ به برخی از این کارها فکر کنید:
🔸شاید بتوانید در دفتر او توقفی کوتاه داشته و در کنار هم چای بنوشید.
🔸شاید بتوانید برای کارمند آن شخص، یک ایمیل بفرستید و از یکی از رفتارهای تحسین برانگیز او تشکر کنید.
🔸شاید بتوانید با رییس آن شخص صحبت کرده و از خوبیهای او بگویید.
🔸یک بار می توانید بدون هدف کاری و صرفا با هدف دیدار یکدیگر، او را به یک نهار یا شام دعوت کنید.
🔸فیلم یا کتابی که فکر میکنید موردعلاقه اش است را برایش ارسال کنید.
حتی میتوانید یک گام بیشتر در مسیر مسئولیت پذیری بردارید: دفعه بعد که با آن شخص صحبت میکنید، با او در مورد اینکه چطور می توان روابط موجود را بهتر کرد، صحبت کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢استراتژی عرضه محصول رایگان

💢استراتژی عرضه محصول رایگان
@bazaryabimodern1987
👈امروزه، توزیع محصولات رایگان به یک فعالیت بازاریابی گسترده و فراگیر تبدیل شده است. به عنوان نمونه، شرکت‌ اِستی لُودِر، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان لوازم آرایشی در آمریکا، محصولات خود را به طور رایگان در اختیار هنرمندان و ورزشکاران معروف قرار می‌دهد
👈این شرکت همچنین، با برگزاری مسابقات مختلفی، سبد کاملی از محصولات گوناگون‌اش را به صورت رایگان به برندگان اهدا می‌کند
👈شرکت های دیگری نظیر ژیلت و هِولت-پاکارد نیز قیمت محصولات اصلی‌شان را بسیار پایین تعیین می‌کنند و در عوض از فروش قطعات جانبی (مثل تیغ‌های یدکی یا جوهرهای یدکی) سود خوبی به دست می‌‌آورند
👈حتی شرکت‌های خدماتی مثل شرکت‌های هواپیمایی هم از این استراتژی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، شرکت هواپیمایی رایان ‌اِیر، که در اروپا فعالیت می‌کند، توانست با استفاده از این استراتژی، سود سرشاری را به دست آورد
👈راز موفقیت رایان ‌اِیر این بود که موسس شرکت، مایکل اُلِری، به صنعت حمل و نقل هوایی، مثل صنعت خرده‌فروشی می‌نگریست و معتقد بود که شرکت‌های هواپیمایی باید پول هر خدمتی که در طول پرواز ارایه می‌کنند را از مشتری بگیرند، به جز صندلی‌ای که در اختیار وی قرار می‌دهند
👈بر همین اساس است که در هر پرواز، یک چهارم تا یک سوم صندلی‌های هواپیمایی رایان اِیر به صورت رایگان عرضه می‌شوند و شرکت تلاش می‌کند تا چند سال آینده این میزان را به نصف افزایش دهد
👈در این مدل قیمت‌گذاری، مسافران فقط مالیات متعلقه و عوارض فرودگاهی که بین 10 تا 24 دلار است را می‌پردازند. میانگین بهای ارائه خدمت «مسافرت هوایی» نیز تقریباً 52 دلار است که آن هم به عهده مسافران است
👈علاوه بر این، مسافران باید بهای هر خدمت اضافه‌ای که در طول پرواز دریافت می‌کنند را بپردازند: کنترل بار (50/9 دلار به ازای هر چمدان)، خوراکی بین‌راهی (50/5 دلار برای هات داگ، 50/4 دلار برای سوپ مرغ و 50/3 دلار برای آب معدنی)، و بهای حمل و نقل داخل فرودگاهی و از فرودگاه تا محل اسکان مسافر (به طور میانگین، 24 دلار)
👈در طول پرواز هم خدمه هواپیما، محصولات مختلفی را به مسافران عرضه می‌کنند: مثل دوربین دیجیتالی (به قیمت 50/137 دلار) و دستگاه پخش موسیقی آی‌پاد (به قیمت 165 دلار). علاوه بر این محصولات، خدمات جدیدی مثل خدمات تلفن همراه و بازی‌های کامپیوتری هم به تازگی به خدمات این شرکت اضافه شده‌اند
👈این استراتژی قیمت‌گذاری به خوبی جواب داده به نحوی که تعداد مسافران این شرکت به بیش از 42 میلیون نفر رسیده و تعداد مقصدهای پروازی هم به 127 شهر افزایش یافته است
👈علاوه بر این، حاشیه سود این شرکت، 15% است در حالی که میانگین حاشیه سود سایر شرکت‌های هواپیمایی در اروپا، فقط 7% است که نشان می‌دهد استراتژی عرضه محصول رایگان، برخلاف ظاهرش، بسیار سودآور است
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

چانه‌زنی حرفه‌ای روی حقوق درخواستی یک داوطلب

💢چانه‌زنی حرفه‌ای روی حقوق درخواستی یک داوطلب
@bazaryabimodern1987
1️⃣سعی کنید در ابتدای مصاحبه متوجه شوید که حقوق و مزایای فعلی و حقوق درخواستی داوطلب چقدر است. با پیدا کردن این دو عدد می‌توانید محدوده حقوق پیشنهادی‌تان را پیدا کنید. اگر این کار را نکنید، قدرت چانه‌زنی‌تان را از دست می‌دهید
2️⃣برای تحلیل بهتر حقوق و مزایای فعلی داوطلب، شرایط کاری او را هم در نظر بگیرید. مثلا ممکن است داوطلب باید مسیری طولانی را طی کند تا به شرکت کنونی‌اش برسد، در حالی که مسیر شرکت شما خیلی نزدیک‌تر است. یادتان باشد از همین موارد به ظاهر بی‌اهمیت می‌توانید برای چانه‌زنی روی حقوق درخواستی داوطلب استفاده کنید
3️⃣هنگام چانه‌زنی درباره حقوق درخواستی داوطلب، کل بسته پیشنهادی‌تان شامل حقوق پایه، مزایا، پورسانت، پاداش و غیره را مطرح و آن را با حقوق فعلی داوطلب مقایسه کنید
4️⃣در کنار مزایای مالی شرکت‌تان، امتیازهای معنوی و غیرمادی آن را هم برای داوطلب توضیح بدهید. مثلا محیط کاری لوکس، فرهنگ کاری عالی، امکان یادگیری، امکان رشد، بیمه تکمیلی و  غیره را برای داوطلب به صورت کامل توضیح بدهید و سپس سراغ چانه‌زنی روی حقوق و دستمزد او بروید
5️⃣به داوطلب مدنظرتان بگویید در چه صورتی حاضر است با حقوق کمتری برای شما کار کند؟ یادتان باشد بسیاری از داوطلبان حرفه‌ای حاضرند با شرایطی مثل ساعات کاری شناور، مرخصی تشویقی و غیره با حقوق کمتری برای شما کار کنند
6️⃣قبل از شروع چانه‌زنی درباره حقوق درخواستی داوطلب، یک بار دیگر نکات مثبت شغل مدنظرتان را برای او توضیح بدهید و به او تاکید کنید که این شغل چه تاثیری روی رزومه و آینده کاری او دارد
7️⃣از داوطلب بخواهید قبل از هر تصمیمی با دوستان، فامیل و همکاران فعلی‌اش مشورت کند. یادتان باشد عجله کردن برای عقد قرارداد با فرد داوطلب، این موضوع را به ذهن او متبادر می‌کند که از نظر نیروی انسانی خیلی در مضیقه و فشار هستید و در نتیجه، احساس می‌کند می‌تواند حقوق بیشتری از شما بگیرد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢تحلیل تهدیدهای بازار

💢تحلیل تهدیدهای بازار
@bazaryabimodern1987
👈بازاریاب‌های حرفه‌ای در کنار شناسایی سریع تهدیدهای بازار، یک توانایی منحصر به فرد دیگر هم دارند: می‌توانند تهدیدهای بازار را به خوبی تحلیل و خطرناک‌ترین آنها را انتخاب کنند، چون به خوبی می‌دانند هر تهدیدی آن قدر مهم نیست که بخواهند به آن واکنش نشان بدهند
👈به همین دلیل است که توانایی تحلیل تهدیدهای بازار، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک مدیر بازاریابی حرفه‌ای است. برای تحلیل تهدیدهای موجود در بازار، باید به دو عامل زیر دقت کنید:
1️⃣میزان تاثیر تهدید بر کسب و کار شرکت
2️⃣احتمال رخ دادن و به واقعیت پیوست تهدید
👈با ترکیب این دو عامل، می‌توانید ماتریسی دو در دو بسازید که شامل چهار خانه زیر است:
1️⃣تهدیدهایی که تاثیر چندانی بر کسب و کارتان ندارند و احتمال وقوع آنها هم بسیار کم است
این نوع تهدیدها، کم‌خطرترین تهدیدها به حساب می‌آیند و لازم نیست اقدام خاصی برای مقابله با آنها انجام بدهید
2️⃣تهدید‌هایی که تاثیر چندانی بر کسب و کارتان ندارند، ولی احتمال وقوع آنها بالاست
این دسته از تهدیدها نیز خطر چندانی ندارند و فقط باید مراقب باشید آن قدر گسترش پیدا نکنند که روی کسب و کارتان اثر بگذارند
3️⃣تهدیدهایی که روی کسب و کارتان اثر می‌گذارند، ولی احتمال وقوع آنها کم است
این تهدیدها، تهدیدهای بالقوه به حساب می‌آیند و باید مراقب احتمال وقوع آنها باشید و خودتان را برای زمانی که این تهدیدها از بالقوه به بالفعل تبدیل می‌شوند، آماده کنید
4️⃣تهدید‌هایی که هم روی کسب و کارتان اثر می‌گذارند و هم احتمال وقوع آنها بالاست
این دسته از تهدیدها خطرناک‌ترین تهدیدی هستند که یک کسب و کار با آنها مواجه می‌شود و باید اقدامات فوری و مختلفی را برای مقابله با آنها طراحی کنید
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢4 عامل اصلی برتری یک شرکت

💢4 عامل اصلی برتری یک شرکت
@bazaryabimodern1987
👈هر شرکتی به دنبال موفقیت در بازار است، اما بسیاری از مدیران ارشد و حتی مدیران بازاریابی، نمی‌دانند که چه عواملی باعث موفقیت‌شان در بازار می‌شود؟ برای همین، ما در تحقیق‌مان متوجه شدیم که چهار عامل زیر، عوامل اصلی موفقیت هر شرکتی در بازار هستند:
1️⃣مشتری‌مداری عالی: شرکت‌های موفق، خدماتی عالی به مشتریان‌شان ارایه می‌کنند تا بتوانند وفاداری آنها را افزایش بدهند
2️⃣عملیات عالی: شرکت‌های موفق، عملیات‌های داخلی‌شان مثل تامین مواد اولیه، تولید، کنترل کیفیت، سفارش‌گیری، تحویل، خدمات پس از فروش و غیره را به صورت بسیار دقیق و عالی انجام می‌دهند، به گونه‌ای که بیش از 95 درصد مشتریان از فرایندها و عملیات‌های کاری شرکت راضی‌اند
3️⃣محصول عالی: شرکت‌های موفق، محصولات موفق، عالی و متمایز دارند و محصولات‌شان را به صورت مستمر به‌روزرسانی می‌کنند. ضمن آن که شرکت‌های موفق، به برندسازی و جایگاه‌یابی درست محصول‌شان هم اهمیت می‌دهند
4️⃣مکان عالی: شرکت‌های موفق، مکان فیزیکی بسیار عالی و متمایزی برای ارایه خدمات به مشتریان‌شان دارند؛ وب‌سایت، اپلیکیشن و شبکه‌های اجتماعی خوب و فعالی دارند؛ و از بازاریابی داخل فروشگاهی، یعنی متمایز جلوه دادن محصولات‌شان در داخل فروشگاه‌ها، غافل نمی‌شوند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢برندینگ داخلی را فراموش نکنید

💢برندینگ داخلی را فراموش نکنید
@bazaryabimodern1987
👈اشتباهی که بسیاری از شرکت‌ها در برندینگ انجام می‌دهند، این است که تصور می‌کنند برند فقط در ذهن مشتریان ساخته می‌شود. در حالی که برند هم باید در ذهن مشتریان و هم در ذهن کارمندان شرکتی که مالک آن برند است، ساخته شود
👈در حقیقت، اگر نتوانید کارمندان شرکت‌تان را با اصول برندتان هماهنگ و همراه کنید، قطعا نمی‌توانید در برندینگ موفق شوید
👈به بیان دیگر، برندینگ خارجی (External branding) که در آن برندمان را در ذهن مشتریان هدف آن حک می‌کنیم، به تنهایی نمی‌تواند باعث موفقیت شما در برندینگ شود و برای موفقیت به برندینگ داخلی (internal branding) یعنی جا انداختن برند در ذهن کارمندان‌تان هم نیاز دارید
👈برندینگ داخلی، به خصوص در شرکت‌های خدماتی که تعاملات گسترده‌ای بین کارمندان شرکت و مشتریان برند وجود دارد، بسیار حیاتی‌تر و مهم‌تر است، به گونه‌ای که اگر کارمندان یک شرکت خدماتی، درک درستی از برند شرکت نداشته باشند، صدمات جبران‌ناپذیری به آن وارد می‌کنند
👈به همین دلیل است که بسیاری از شرکت‌ها، همان قدر که به برندینگ خارجی اهمیت می‌دهند، برای برندینگ داخلی هم هزینه می‌کنند
👈برای مثال، رستوران زنجیره‌ای پاندا اکسپرس که یکی از موفق‌ترین رستوران‌های زنجیره‌ای در آمریکاست، منابع مالی قابل توجهی را به برندینگ داخلی اختصاص می‌دهد تا بتواند اصول و مبانی برند پاندا اکسپرس را به تمام کارمندان شرکت، به خصوص آنهایی که با مشتریان سروکار دارند، آموزش بدهد
👈مثلا از آنجایی که یکی از وعده‌های پاندا اکسپرس، ارایه  غذاهای سالم و کم‌ کالری است، شرکت به گارسون‌ها و خدمه رستوران‌هایش پول می‌دهد تا به طور مرتب به باشگاه بروند و همیشه سر وزن ایده‌آل‌شان باشند
👈یا چون خوش‌رو بودن، یکی از اصول مهم پاندا اکسپرس است، شرکت به طور مرتب برنامه‌های پیاده‌روی، طبیعت‌گردی و غیره‌ای را برای گارسون‌ها و خدمه رستوران‌هایش برگزار می‌کند تا همیشه با روحیه‌ای عالی با مشتریان شرکت رفتار کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢از خط‌شناسی برای استخدام بهتر کمک بگیرید

💢از خط‌شناسی برای استخدام بهتر کمک بگیرید
@bazaryabimodern1987
👈دوست دارید بدانید داوطلب واقعا به چه فکر می‌کند و برای شما چگونه کار خواهد کرد؟ مطمئن باشید به تنهایی و با کمک مصاحبه و آزمون‌های استخدامی نمی‌توانید به این پرسش پاسخ بدهید. پس چه کار باید کرد؟
👈برای پاسخ به این پرسش باید وارد ذهن داوطلب بشوید و فکر او را بخوانید. آن وقت است که می‌توانید تصمیم بهتری بگیرید
👈برای وارد شدن به ذهن مشتری، لازم نیست از کف‌بینی و فال‌گیری استفاده کنید، کافی است از تکنیک خط‌شناسی یا Graphology استفاده کنید
👈این تکنیک، تکنیکی است که 85 درصد شرکت‌های معتبر هنگام استخدام به کار می‌برند تا بتوانند داوطلبان مدنظرشان را بهتر و عمیق‌تر بشناسند. حتی سازمان‌های امنیتی مثل سیا هم از این تکنیک برای استخدام استفاده می‌کنند
👈در اکثر کشورهای اروپایی موسسات مجوزداری وجود دارند که به شرکت‌ها کمک می‌کنند داوطلبان استخدام را با کمک خط‌شناسی بهتر بشناسند
👈در این تکنیک، از داوطلب خواسته می‌شود تا روی یک صفحه کاغذ بدون خط، با دست خط خودش مطلب یا انشایی را بنویسد
👈سپس متخصصین خط‌شناسی، دست‌ خط داوطلب را بر اساس زاویه‌ها، طرز نگارش، فاصله‌ها، شیوه نقطه‌گذاری و غیره تجزیه و تحلیل می‌کنند و به شما زوایای پنهان شخصیت داوطلب را می‌گویند
👈برای مثال، فشار بیش از حد مداد یا خودکار روی کاغذ، تا حد زیادی بیانگر استرس بیش از حد داوطلب است که نشان می‌دهد این داوطلب برای کارهای پراسترس مثل فروشندگی یا خدمات پس از فروش مناسب نیست
👈البته تاکید می‌کنم تنها به خط‌شناسی بسنده نکنید و از آزمون‌های استخدامی، مصاحبه‌های شخصی و مصاحبه‌های روانشانسی هم برای بررسی داوطلبان استفاده کنید
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

📌بهترین راه برای تبدیل شدن به یک مدیرصاحب نفوذ

📌بهترین راه برای تبدیل شدن به یک مدیرصاحب نفوذ
@bazaryabimodern1987
1️⃣ ایجاد ارتباطات: کلارک می‌گوید در یک سطح اساسی یکی از دلایلی که مردم برای شما کاری انجام می‌دهند یا ایده شما را پشتیبانی می‌کنند یا با بودجه مورد نظرتان موافقت می‌کنند این است که شما را دوست دارند. برای رسیدن به این نقطه شما نیاز دارید که یک ارتباط کاری خوب با همکارانتان برقرار کنید.
2️⃣ قبل از تلاش برای متقاعد کردن گوش دهید: بهترین راه برای اینکه همکاران از شما و موضوعات مورد نظرتان پشتیبانی کنند این است که آنها احساس کنند شما شنونده نظرات آنها هستید. پس از همکارانتان درخواست کنید که دیدگاه‌ها و توصیه‌ها خود را با شما در میان بگذارند.
3️⃣ مراقبت از زبان بدن: مورگان می‌گوید مردم به‌طور مداوم در حال ارزیابی این هستند که آیا به شما اعتماد کنند یانه ؟ ما سخت تلاش می‌کنیم که تا جواب این سوال را پیدا کنیم که افراد دوست ما هستند یا مخالف ما ؟ زبان بدن شما در درستی شکل انتقال پیام مدنظر شما، نقش بسیار مهمی دارد. همان اندازه که درست ایستادن، عقب دادن شانه‌ها و با مخاطب خود با سر بالا گفت‌وگو کردن نشانه اعتماد به نفس، فرماندهی و احاطه شما بر موضوع مورد گفت‌وگو است، برعکس با سر پایین وبا چشم‌های دوخته شده به پاهای خود صحبت کردن در جلسات کاری پیام متضادی را به مخاطب انتقال می‌دهد.  
4️⃣ توسعه تخصص: کلارک می‌گوید، راه دیگر برای افزایش نفوذ در محل کار این است که در صنعت یا سازمان خود به‌عنوان یک متخصص شناخته شوید. این توانمندی یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، اما شما می‌توانید برای توسعه تخصص و مهارت‌های حیاتی کسب‌وکار اقداماتی انجام دهید.
5️⃣ نقشه راه استراتژیک: هنگامی‌که زمان قدرت نفوذتان برای ترویج ابتکار و ایده خاصی که به‌وجود آورده‌اید فرا می‌رسد باید یک فرد استراتژیست باشید. توجه داشته باشید که اینجا جنگ بازی موقعیت است، موقعیت چه کسی ممکن است به‌وسیله برنامه‌های شما تهدید شود و چگونه می‌توانید آنها را همسو و در راستای اهداف ویژه‌ای که طراحی کرده‌اید به حرکت درآورید ؟
6️⃣ به مردم آنچه می‌خواهند ارائه دهید: شما می‌توانید به‌وسیله شرح صادقانه مساله به‌عنوان یک مزیت برای افرادی که می‌خواهید در کنار شما باشند، نفوذ خود را روی یک مساله خاص افزایش دهید. نیازها، دیدگاه‌ها و سلیقه هر ذی‌نفع را در نظر بگیرید. مورگان می‌گوید کشف کنید، افراد نیاز به شنیدن چه چیزی دارند و چه چیزی توجه آنها را جلب می‌کند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴عاشق کسب و کار و مشتریان‌مان باشیم

🔴عاشق کسب و کار و مشتریان‌مان باشیم
@bazaryabimodern1987
هر چه مشتریان‌مان را بهتر درک کنیم، بهتر می‌توانیم به آنها خدمت کنیم و در نتیجه، احتمال بازگشت و خرید مجدد آنها را افزایش می‌دهیم
با این حال، اشتباهی که خیلی از شرکت‌ها انجام می‌دهند این است که فکر می‌کنند «مشتریان»، خیلی متفاوت از «کارمندان‌شان» هستند
در حقیقت، در بسیاری از موارد، افرادی که در یک شرکت یا فروشگاه کار می‌کنند، علاقه‌مندی‌های مشترک زیادی با مشتریانی دارند که به آن شرکت یا فروشگاه مراجعه می‌کنند
این واقعیت، به خصوص در کسب و کارهای خرده‌فروشی بیشتر حاکم است؛ مثلا افرادی که در صنعت پوشاک هستند، مثل مشتریان‌شان عاشق مُد هستند؛ یا افرادی که در فروشگاه‌های فیلم و موسیقی کار می‌کنند، معمولا موسیقی‌شناس‌های خوبی هستند؛ و سرآشپزهای ماهر شخصا به غذای خوب علاقه‌مندند
 پس سوال اساسی که باید پاسخ بدهیم این است که چگونه می‌توانیم علائق‌مان به کاری که انجام می‌دهیم را به علاقه به مشتریان‌مان تبدیل کنیم؟
برای مثال، واتِر اِستون، اولین کتابفروشی‌اش را در 1982 افتتاح کرد. او در حقیقت به جای کتابفروشی سراغ به اشتراک گذاشتن علاقه‌اش به کتاب با سایرین رفت
او مشتریانش را تشویق می‌کرد تا کتاب‌های مورد نظر‌شان را خوب بررسی کنند و بعد آنها را بخرند. برای همین منظور، صندلی‌هایی را در کتابفروشی‌اش گذاشته بود تا مشتریان روی آن صندلی‌ها بنشینند و کتاب مورد نظرشان را به خوبی و با آرامش بررسی کنند. این رسم هنوز هم در کتابفروشی‌های واتِر اِستون وجود دارد
هیچ مانعی وجود ندارد اگر فردی از صبح بیاید و روی یکی از صندلی‌ها بنشیند و تا شب کتاب بخواند، اما در واقعیت، تعداد بسیار کمی از مشتریان، این کار را می‌کنند
اکثر مشتریان، صفحات محدود یا نهایتا یک فصل از کتاب را می‌خوانند و از آنجایی که بیشتر آنها واقعا عاشق کتاب هستند، کتاب را می‌خرند تا بقیه آن را در خانه بخوانند
از طرف دیگر در واتِر اِستون کارمندان شرکت بر اساس علاقه‌شان به کتابخوانی و دانش‌شان نسبت به موضوعات خاص انتخاب می‌شوند و از آنها انتظار می‌رود علاقه و دانش‌شان را با مشتریان به اشتراک بگذارند
به همین دلیل است که کارمندان واتِر اِستون واقعا کمک حال مشتریان هستند و اطلاعات‌شان از کتاب‌ها همیشه به‌روز است
مثال واتِر اِستون به ما این واقعیت مهم را یادآوری می‌کند که برای موفقیت در بازاریابی باید به طور هم‌زمان هم عاشق کسب و کار و محصولات‌مان و هم عاشق مشتریان‌مان باشیم و تلاش کنیم عشق‌مان به کسب و کارمان را به مشتریان‌مان منتقل کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢تحلیل فرصت‌های بازار

💢تحلیل فرصت‌های بازار
@bazaryabimodern1987
👈بازاریاب‌های حرفه‌ای در کنار شناسایی سریع فرصت‌های بازار، یک توانایی منحصر به فرد دیگر هم دارند: می‌توانند فرصت‌های بازار را به خوبی تحلیل و بهترین فرصت‌ها را انتخاب کنند، چون به خوبی می‌دانند نمی‌توانند از همه فرصت‌های موجود در بازار استفاده کنند
👈به همین دلیل است که توانایی تحلیل فرصت‌های بازار، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک مدیر بازاریابی حرفه‌ای است. برای تحلیل فرصت‌های موجود در بازار، باید به دو عامل زیر دقت کنید:
1️⃣شانس موفقیت شرکت در استفاده از فرصت مدنظر
2️⃣جذابیت فرصت مدنظر
👈با ترکیب این دو عامل، می‌توانید ماتریسی دو در دو بسازید که شامل چهار خانه زیر است:
1️⃣فرصت‌هایی که نه جذاب هستند و نه شرکت توانایی استفاده از آنها را دارد
این نوع فرصت‌ها بدترین فرصت‌های موجود در بازار هستند
2️⃣فرصت‌هایی که جذاب نیستند ولی شرکت توانایی استفاده از آنها را دارد
این دسته از فرصت‌ها خطرناک‌ترین فرصت‌های موجود در بازار هستند و مدیر بازاریابی باید به شدت از آنها دوری کند زیرا منابع شرکت را به هدر می‌دهند
3️⃣فرصت‌هایی که جذابند ولی شرکت توانایی از استفاده از آنها را ندارد
یک مدیر بازاریابی حرفه‌ای تلاش می‌کند منابع، مهارت‌ها، توانایی‌ها و غیره لازم برای استفاده از این فرصت‌ها را به دست بیاورد
4️⃣فرصت‌هایی که هم جذابند و هم شرکت توانایی استفاده از آنها را دارد
این دسته از فرصت‌ها بهترین فرصت‌های موجود در بازار هستند که مدیر بازاریابی باید تمام تمرکزش را روی آنها بگذارد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

۳۰ مزیت کار با جهان

۳۰ مزیت کار با جهان
@bazaryabimodern1987
۱- شهروندان، فرصت مقایسه پیدا می‌کنند؛
۲- چون مقایسه می‌کنند، بیشتر فکر کرده و دقیق‌تر تحلیل می‌کنند؛
۳- حرف زدن، مسئولیت ایجاد می‌کند؛
۴- تاریخ مهلت، قداست پیدا ‌می‌کند؛
۵- دولت مجبور می‌شود سراغ متخصص برود؛
۶- فکر جای عصبانیت را می‌گیرد؛
۷- تخصص جای توصیه را می‌گیرد؛
۸- گفتار درمانی، دوام نمی‌آورد؛
۹- کیفیت صادرات و تولید داخلی سریع اصلاح می‌شود؛
۱۰- خبرنگاران حرفه‌ای رشد می‌کنند و منبع فکری می‌شوند؛
۱۱- سیستم‌ سازی جای مدیریت فردی را می‌گیرد؛
۱۲- جامعه به سخن دروغ سریع‌تر پی می‌برد؛
۱۳- نگهداری از محیط زیست برای همه واجب می‌شود؛
۱۴- با به روز شدن، مشکلات سریع‌تر حل می‌شوند؛
۱۵- افراد و بنگاه‌هایی که می‌توانند رقابت کنند، پایدارتر می‌مانند؛
۱۶- چون رقابت و تولید اولویت پیدا می‌کنند، حکمرانی با توسعه مساوی می‌شود؛
۱۷- تملّق، کاربرد خود را از دست می‌دهد؛
۱۸- واقعیت ها، جای نمایش مدیران را می‌گیرد؛
۱۹- زحمت بیشتر، جای حسادت را می‌گیرد؛
۲۰- به واسطۀ کار و تلاشی که افراد می‌کنند، وقت تخریب دیگران را پیدا نمی‌کنند؛
۲۱- کسانی که حرف نو نمی‌زنند، از صحنه خارج می‌شوند؛
۲۲- رسانه‌ها نمی‌گذارند مدیران عوام فریبی کنند؛
۲۳- شهروندان، تفاوت تحلیل از Propaganda را تشخیص می‌دهند؛
۲۴- جامعه متوجه می‌شود کار جمعی تعیین کننده‌است؛
۲۵- چون رقابت و یادگیری افزایش پیدا می‌کنند، ثروت تولید می‌شود؛
۲۶- دیگر نمی‌توان هم زمان ۱۵ شغل داشت؛
۲۷- مدیران مجبور می‌شوند مشکلات را حل کنند و نه مدیریت؛
۲۸- افراد Showman، نمی‌توانند طولانی فیلم بازی کنند؛
۲۹- حرف ناپسند زدن، هزینه پیدا می‌کند؛
۳۰- نمی‌توان طولانی مدت، اطلاعات و تحلیل غلط ارائه داد.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

📌 ۱۰ مهارت اساسی در مذاکره

📌 ۱۰ مهارت اساسی در مذاکره
@bazaryabimodern1987
مذاکره یکی از حیاتی‌ترین مهارت‌هایی است که در زندگی شخصی و حرفه‌ای به آن نیاز داریم. از خرید خانه تا مذاکره در محیط کار، همه ما به نحوی با مذاکره سر و کار داریم. در اینجا به بررسی شش مهارت اساسی که برای موفقیت در مذاکره لازم است، می‌پردازیم.
🔺ایجاد رابطه
اولین قدم در هر مذاکره‌ای، ایجاد یک رابطه انسانی با طرف مقابل است. وقتی بتوانید ارتباطی دوستانه و صمیمانه برقرار کنید، طرف مقابل کمتر شما را به عنوان دشمن می‌بیند و تمایل بیشتری به همکاری خواهد داشت.
🔺شنیدن فعال
یکی از مهم‌ترین اصول در مذاکره، شنیدن فعال است. یعنی به جای تسلط بر گفتگو، به دقت به حرف‌های طرف مقابل گوش دهید و نشان دهید که به نظرات او اهمیت می‌دهید. این کار باعث می‌شود طرف مقابل احساس کند که شما به او احترام می‌گذارید و این باعث افزایش احتمال رسیدن به توافق می‌شود.
🔺آینه‌ کردن
یکی دیگر از روش‌های موثر در مذاکره، آینه‌کردن رفتارها و گفتارهای طرف مقابل است. این کار باعث می‌شود طرف مقابل احساس راحتی و اعتماد بیشتری نسبت به شما پیدا کند. به عنوان مثال، اگر او از یک اصطلاح خاص استفاده می‌کند، شما هم همان اصطلاح را به کار ببرید یا از زبان بدنی مشابه استفاده کنید.
🔺کنترل احساسات
در هنگام مذاکره، کنترل احساسات بسیار مهم است. اگر احساسات خود را نشان دهید، ممکن است نقاط ضعف شما برملا شود و این می‌تواند به ضرر شما تمام شود.
🔺توانایی ترک مذاکره
همیشه این نکته را در ذهن داشته باشید که توافق نکردن بهتر از توافق بد است. باید به خوبی بدانید که حداقل پذیرش شما چیست و اگر طرف مقابل نتواند آن را تامین کند، آماده باشید که مذاکره را ترک کنید.
🔺خلاقیت
برای دستیابی به توافقی که برای هر دو طرف سودمند باشد، نیاز به خلاقیت دارید. سعی کنید خارج از چارچوب فکر کنید و راه‌حل‌های جدید و غیرمعمول ارائه دهید.
🔺تعیین هدف‌های واضح
داشتن هدف‌های مشخص در مذاکره بسیار مهم است. باید بدانید که چه می‌خواهید و چرا آن را می‌خواهید. این کار به شما کمک می‌کند تا در طول مذاکره تمرکز خود را حفظ کنید و از مسیر اصلی منحرف نشوید. همچنین اهداف خود را به صورت اولویت‌بندی شده در نظر بگیرید تا در صورت لزوم بتوانید از برخی اهداف کمتر مهم صرف نظر کنید.
🔺مدیریت زمان
مدیریت صحیح زمان می‌تواند به شما کمک کند تا به بهترین نتایج برسید. به عنوان مثال، قبل از شروع مذاکره، زمان محدودی برای هر بخش تعیین کنید یا اگر بحثی به نتیجه نمی‌رسد، بهتر است به موضوع دیگری بپردازید و بعداً به آن بازگردید.
🔺شناخت فرهنگ‌ها
شناخت و احترام به تفاوت‌های فرهنگی در مذاکره‌ها بسیار مهم است. هر فرهنگ دارای نکات و روش‌های خاص خود در مذاکره است که باید به آنها توجه شود.
🔺تحلیل قدرت
شناخت قدرت‌های موجود در مذاکره و استفاده صحیح از آنها می‌تواند به شما کمک کند تا به نتایج بهتری برسید. مثلا منابع قدرت خود را بشناسید و به تعادل قدرت توجه کنید. در صورت نیاز، سعی کنید از منابع قدرت خود به نفع خود استفاده کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ظرفیت خالی کارخانه را بی‌خیال شوید

💢ظرفیت خالی کارخانه را بی‌خیال شوید
@bazaryabimodern1987
👈یک اشتباه متداول در جایگاه‌یابی، پُر کردن فضا و ظرفیت خالی موجود در کارخانه، به جای فضای خالی موجود در ذهن مشتریان است
👈برای مثال، برند اِدسِل، متعلق به شرکت خودروسازی فورد، نمونه بسیار قابل تأملی در جایگاه‌سازی برای پُر کردن خط تولید شرکت است
👈مدیران فورد بعد از بررسی خط تولیدشان متوجه شدند که فاصله‌ای بین دو مدل مرکوری، به عنوان خودروی ارزان شرکت، و مدل لینکلن، به عنوان خودروی گران شرکت وجود دارد. برای همین تصمیم گرفتند با طراحی و معرفی مدل اِدسِل که قرار بود یک مدل متوسط باشد، این فضا را پُر کنند
👈ادسِل بعد از ورود به بازار با شکست سنگینی مواجه شد و فورد در نهایت تصمیم گرفت با تحمل زیان چند میلیارد دلاری، این خودرو را از بازار جمع‌آوری کند
👈دلیل اصلی شکست اِدسِل این بود که بخش خودروهای باکیفیت و قیمت متوسط، قبلا توسط شرکت‌های ژاپنی پُر شده بود و هیچ جایی برای اِدسِل باقی نمانده بود
👈مثال اِدسِل به ما یادآوری می‌کند نباید بر اساس ظرفیت خالی کارخانه‌مان تصمیم بگیریم که چه محصولی را به بازار عرضه کنیم، بلکه باید بر اساس ظرفیت و فضای خالی موجود در بازار تصمیم بگیریم که جای چه محصولی در بازار خالی است و می‌توانیم سراغ آن برویم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢تئوری تضاد-جذب

💢تئوری تضاد-جذب
@bazaryabimodern1987
👈تئوری تضاد-جذب (Assimilation-contrast theory) دلیل پذیرش یا رد اطلاعات توسط یک فرد را توضیح می‌دهد
👈طبق این تئوری، اطلاعاتی که با آرمان‌ها و اهداف فرد در تضاد نباشند، توسط او پذیرش می‌شوند و به اطلاعات قبلی او در همان زمینه اضافه می‌شوند
👈اما اطلاعاتی که با آرمان‌ها و اهداف فرد در تضادند، یا توسط او نادیده گرفته می‌شوند و تغییر بسیار اندکی در رفتارش به وجود می‌آورند یا به طور کلی رد می‌شوند
👈تئوری تضاد-جذب همچنین میزان توجه ضمیر ناخودآگاه فرد به اطلاعات جدید را هم توضیح می‌دهد که طبق آن، اگر اطلاعات جدید خیلی شبیه به اطلاعات قبلی فرد باشد یا تضاد کمی با آن داشته باشد، کمتر مورد توجه فرد قرار می‌گیرد. ولی اگر اطلاعات جدید، کاملا بر خلاف اطلاعات قبلی فرد باشد و تضاد زیادی با آن داشته باشد، بیشتر مورد توجه فرد قرار می‌گیرد
👈برای مثال، فرض کنید این خبر را برای یک فرد سیگاری بخوانید: «سیگار عمر شما را کم می‌کند». طبق پدیده خاکستر، فرد سیگاری این اطلاعات را می‌پذیرد ولی چون با اطلاعات قبلی‌اش تضادی ندارد، به آن توجه نمی‌کند و در نتیجه، این خبر تغییری در رفتار او ایجاد نمی‌کند (در حالی که هدف از انتشار خبر، تغییر رفتار در افراد سیگاری است)
👈با توجه به مثال فوق، می‌توانیم بگوییم بیشترین کاربرد تئوری تضاد-جذب در تبلیغات است. طبق این تئوری، اگر می‌خواهیم پیام تبلیغاتی‌مان روی مخاطبان هدف‌مان اثر بگذارد، باید این دو ویژگی را داشته باشد:
1️⃣ پیام تبلیغاتی باید با آرمان‌ها، آرزوها، اهداف و تجربیات شخصی مخاطبان هدف همخوانی داشته باشد
2️⃣ پیام تبلیغاتی باید برخلاف تجربه‌ها و اطلاعات قبلی مخاطبان هدف‌مان باشد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢روی منافع مشتری تمرکز کنید

💢روی منافع مشتری تمرکز کنید
@bazaryabimodern1987
👈ویژگی‌های فنی بیانگر چیزهایی هستند که محصول دارد. در مقابل، منافع بیانگر چیزهایی هستند که محصول برای مشتری دارد
👈تجربه نشان می‌دهد، ویژگی‌های فنی، مواردی هستند که یا برای مشتری اهمیت ندارند یا اصولاً مشتری چیزی از آنها سر در نمی‌آورد. پس باید این موارد را به چیزهایی تبدیل و ترجمه کنیم که برای مشتری اهمیت دارند و قابل درک‌اند
👈با این حال، اکثر فروشندگان هنگام مذاکره با مشتری روی ویژگی‌های فنی تمرکز می‌کنند و در نتیجه از مشتری «نه» می‌شنوند چون نمی‌توانند ویژگی‌های فنی را به «منفعت» تبدیل کنند
👈در مقابل، فروشندگان حرفه‌ای برای جلب توجه مشتری روی «منافع محصول» یا «منافع مشتری» تمرکز می‌کنند نه روی «ویژگی‌های فنی» محصول. پس برای موفقیت در فروش باید فرق بین این سه مفهوم را خوب درک و روی منافع مشتری تمرکز کنیم نه ویژگی‌ها و منافع محصول‌مان
👈برای درک تفاوت بین «ویژگی‌های محصول»، «منافع محصول» و «منافع مشتری» به این مکالمه فرضی بین یک فروشنده و یک مشتری بالقوه توجه کنید:
 1️⃣فروشنده: این دستگاه از فولاد ساخته شده است
در این حالت، فروشنده یک ویژگی محصول را توضیح می‌دهد و احتمال موفقیت او بسیار کم است
2️⃣فروشنده: استحکام این دستگاه بسیار بالاست چون از فولاد ساخته شده است
در این حالت، فروشنده یک منفعت محصول را توضیح می‌دهد و احتمال دارد بتواند مشتری را قانع کند
3️⃣فروشنده: این دستگاه سال‌های سال برای شما کار می‌کند، چون از فولاد ساخته شده و استحکام آن خیلی بالاست
در این حالت، فروشنده یک منفعت مشتری را توضیح می‌دهد و به احتمال زیاد می‌تواند مشتری را قانع کند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢مشتریان را زود قاپ بزنید

💢مشتریان را زود قاپ بزنید
@bazaryabimodern1987
👈دسترسی به مشتریان احتمالی پیش از آن که رقبا سراغ آنها بروند، عامل مهمی در موفقیت یک شرکت در بازار به شمار می‌رود
👈تجربه هم نشان می‌دهد اولین شرکتی که به مشتریان بالقوه دسترسی پیدا می‌کند، اغلب اوقات می‌تواند بخش عمده‌ای از آنها را جذب کند
👈یکی از بازارهای جذاب در این ارتباط، بازار مادر و نوزاد است که در آن، دسترسی برندها به نوزادان، به عنوان مشتریان آینده، یک اصل بسیار مهم محسوب می‌شود
👈به همین دلیل است که شرکت‌های مختلف تلاش می‌کنند با ارسال هدیه برای مادرانی که نوزادشان را تازه به دنیا آورده‌اند، روی آنها اثر بگذارند
👈یکی از شرکت‌هایی که این کار را خیلی خوب انجام می‌دهد، شرکت بانتی‌ بَگ، تولیدکننده کیف و کوله‌پشتی است که بسته‌ای حاوی محصولات مرتبط با نوزادان را از طریق زایشگاه‌ها به مادرانی که تازه زایمان کرده‌اند، هدیه می‌دهد
👈تحقیقات بانتی بَگ نشان می‌دهد تقریبا همه مادران از گرفتن این بسته هدیه خوشحال می‌شوند و کاتالوگ شرکت را می‌خوانند و با محصولات مختلف آن آشنا می‌شوند چون در شرایطی که روی تخت بیمارستان هستند، کاری ندارند و این کار سرگرم‌شان می‌کند
👈به همین دلیل، زمانی که مادر می‌خواهد برای فرزندش کیف و کوله‌پشتی بخرد، ناخودآگاه یاد بانتی بَگ می‌افتد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ترمیم اعتماد از دست رفته

💢ترمیم اعتماد از دست رفته
@bazaryabimodern1987
1️⃣اجازه بدهید طرف مقابل خودش را خالی کند
👈انسان‌ها دوست دارند که حرف‌شان شنیده شود. پس بگذارید دیگران حرف‌شان را بزنند و خودشان را خالی کنند
👈پس از آن که طرف مقابل خودش را خالی کرد، سعی کنید با خلاصه کردن گفته‌های او، مطمئن شوید که حرف‌هایش را به درستی متوجه شده‌اید
2️⃣معذرت‌خواهی کنید
👈اگر کاری انجام داده‌اید که از آن پشیمان هستید، این پشیمانی را خیلی رک و راست به طرف مقابل‌تان هم بگویید و از او معذرت‌ بخواهید
👈یکی از بهترین راه‌های معذرت‌خواهی، انجام دادن کارهای نمادین است. برای مثال، فرستادن یک نامه با دست خط مدیرعامل شرکت همراه با یک شکلات کوچک، می‌تواند رابطه‌تان با یک مشتری عصبانی را ترمیم کند
👈اگر کاری نکرده‌اید که به خاطر آن معذرت‌خواهی کنید، می‌توانید از طرف مقابل‌تان بابت سوءتفاهمی که پیش آمده، معذرت‌خواهی کنید، نه بابت کاری که انجام داده‌اید. در این شرایط می‌توانید به طرف مقابل‌تان بگویید: «متاسفم که شرایط موجود، برای شما تنش‌های زیادی به وجود آورد»
3️⃣بر آینده تمرکز کنید
👈برای ترمیم رابطه‌تان با طرف مقابل، همیشه در مقابل این وسوسه که به جزییات گذشته برگردید و توجیهی برای اشتباهات‌تان پیدا کنید، مقاومت کنید
👈به جای بازگشت به گذشته، به آینده فکر کنید و به طرف مقابل‌تان بگویید: «بیایید با هم مشکل پیش آمده را حل کنیم و راهی پیدا کنیم که این قبیل مشکلات و سوءتفاهم‌ما دوباره به وجود نیاید»
4️⃣هر چند وقت یک بار، رابطه خود با دیگران را بررسی کنید
👈همیشه منتظر نمانید تا یک سوءتفاهم به وجود بیاید و سپس در پی راه‌حل رفع آن بگردید، بلکه هر چند وقت یک بار، رابطه خود را با طرف مقابل‌تان کنترل کنید
👈گاهی اوقات، همین کافی است که مثلا برای مشتری نامه بنویسید و از او بپرسید: «آیا همه چیز رو به راه است و مشکلی ندارید؟»
5️⃣فراتر از وظیفه خود عمل کنید
👈شاید خنده‌دار به نظر بیاید، اما وقتی که اتفاق بدی رخ داده و این خطر وجود دارد که طرف مقابل، اعتمادش را نسبت به شما از دست بدهد، فرصتی بسیار عالی برای شما فراهم شده است
👈در حقیقت، در این شرایط می‌توانید کاری برای طرف مقابل انجام بدهید که هیچ گاه آن را فراموش نکند
👈مثلا فرض کنید کالایی که باید ارسال می‌کردید، به موقع به دست مشتری نرسیده است. این که سریعا سفارش مشتری را برای او بفرستید، وظیفه شماست و باعث ترمیم رابطه شما با مشتری نمی‌شود
👈اما اگر همراه با سفارش مشتری، کادوی کوچکی برای او بفرستید یا مثلا بخشی از پول مشتری را به او برگردانید، فراتر از وظیفه‌تان رفتار کرده‌اید و قطعا باعث ترمیم رابطه شما با مشتری می‌شود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢روی منافع مشتری تمرکز کنید

💢روی منافع مشتری تمرکز کنید
@bazaryabimodern1987
👈ویژگی‌های فنی بیانگر چیزهایی هستند که محصول دارد. در مقابل، منافع بیانگر چیزهایی هستند که محصول برای مشتری دارد

👈تجربه نشان می‌دهد، ویژگی‌های فنی، مواردی هستند که یا برای مشتری اهمیت ندارند یا اصولاً مشتری چیزی از آنها سر در نمی‌آورد. پس باید این موارد را به چیزهایی تبدیل و ترجمه کنیم که برای مشتری اهمیت دارند و قابل درک‌اند

👈با این حال، اکثر فروشندگان هنگام مذاکره با مشتری روی ویژگی‌های فنی تمرکز می‌کنند و در نتیجه از مشتری «نه» می‌شنوند چون نمی‌توانند ویژگی‌های فنی را به «منفعت» تبدیل کنند

👈در مقابل، فروشندگان حرفه‌ای برای جلب توجه مشتری روی «منافع محصول» یا «منافع مشتری» تمرکز می‌کنند نه روی «ویژگی‌های فنی» محصول. پس برای موفقیت در فروش باید فرق بین این سه مفهوم را خوب درک و روی منافع مشتری تمرکز کنیم نه ویژگی‌ها و منافع محصول‌مان

👈برای درک تفاوت بین «ویژگی‌های محصول»، «منافع محصول» و «منافع مشتری» به این مکالمه فرضی بین یک فروشنده و یک مشتری بالقوه توجه کنید:

1️⃣فروشنده: این دستگاه از فولاد ساخته شده است
در این حالت، فروشنده یک ویژگی محصول را توضیح می‌دهد و احتمال موفقیت او بسیار کم است

2️⃣فروشنده: استحکام این دستگاه بسیار بالاست چون از فولاد ساخته شده است
در این حالت، فروشنده یک منفعت محصول را توضیح می‌دهد و احتمال دارد بتواند مشتری را قانع کند

3️⃣فروشنده: این دستگاه سال‌های سال برای شما کار می‌کند، چون از فولاد ساخته شده و استحکام آن خیلی بالاست
در این حالت، فروشنده یک منفعت مشتری را توضیح می‌دهد و به احتمال زیاد می‌تواند مشتری را قانع کند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢با حضور چند آشپز، غذا خوشمزه‌تر می‌شود!

💢با حضور چند آشپز، غذا خوشمزه‌تر می‌شود!
@bazaryabimodern1987
👈بارها این ضرب‌المثل را شنیده‌اید که وقتی آشپز دو تا بشود، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک. همه ما این ضرب‌المثل را در عمل هم دیده‌ایم. مثلا وقتی تعداد افراد حاضر در یک جلسه یا یک پروژه گروهی افزایش می‌یابد، نتیجه ضعیف‌تری به دست می‌آید
👈اما به جرات می‌گویم که این ضرب‌المثل در تصمیم‌گیری، کمتر کاربرد دارد. در حقیقت، اگر از من بپرسید که آیا واقعا به تنهایی می‌توان بهترین تصمیم را گرفت؟ به شما می‌گویم: خیر
👈به همین دلیل است که در انتخاب یک همکار جدید، باید با تمام تیم یا گروه کاری‌تان مشورت کنید، چون آن فرد جدید قرار است با تیم فعلی‌تان کار کند، پس باید بتوانند با هم کنار بیایند
👈در حقیقت، هنگام استخدام یک فرد جدید، مشورت کردن با تمام تیم کاری‌تان یا حداقل با اعضای اصلی آن، باعث نمی‌شود که آش‌تان یا شور بشود یا بی‌نمک
👈مطمئن باشید اگر برای استخدام یک فرد جدید، نظرات تیم کاری‌تان را نادیده بگیرید، آش‌تان یا شور می‌شود یا بی‌نمک. یعنی در آینده نزدیک، مشکلات و ناهماهنگی‌ها در تیم‌تان آن قدر افزایش می‌یابد که شما را به دردسر می‌اندازد
👈برای دخالت دادن اعضای تیم کاری‌تان در انتخاب کارمند جدید، می‌توانید از این دو روش کمک بگیرید:
1️⃣اعضای تیم‌تان را به یک مصاحبه گروهی با فرد داوطلب دعوت کنید
2️⃣از فرد داوطلب بخواهید مصاحبه‌های جداگانه‌ای با اعضای تیم‌تان داشته باشد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢علامت اعتبار چیست؟

💢علامت اعتبار چیست؟
@bazaryabimodern1987
👈علامت اعتبار (Assay mark) هر گونه علامتی روی بسته‌بندی محصول است که کیفیت محصول یا اجزای آن یا فرایندهای کاری مرتبط با آن را تضمین می‌کند
👈ساده‌ترین نوع علامت اعتبار، علامت استاندارد است. اما شرکت‌های حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که این علامت نمی‌تواند آنها را از رقبای‌شان متمایز کند
👈در حقیقت، همان‌گونه که باید محصولی متمایز از رقبا داشته باشیم، باید علامت اعتبار متمایزی هم داشته باشیم  
👈برای مثال، یکی از ساندویچ‌فروشی‌های زنجیره‌ای در آمریکا از این علامت اعتبار استفاده می‌کند: تایید شده توسط انجمن قلب آمریکا
👈امروزه، علائم اعتباری که توسط موسسات غیردولتی صادر می‌شوند، کارآمدتر و اثرگذارتر از علائم اعتباری صادره توسط موسسات دولتی هستند
👈اخیرا روندی در دنیا آغاز شده که شرکت‌ها سعی می‌کنند علامت اعتبار مورد نظرشان را از موسسات خیریه و حامی محیط زیست بگیرند. در حقیقت در این روند، علامت اعتبار از سمت تایید کیفیت محصول به سمت تایید مسئولیت‌پذیری اجتماعی محصول حرکت کرده است
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢8 اصل موفقیت یک برند

💢8 اصل موفقیت یک برند
@bazaryabimodern1987
1️⃣مساله «تکیه بر آگاهی مشتری از برند» به اساس برندسازی مدرن تبدیل شده است: برندهای موفق به رابطه خود با مشتریان و مطرح بودن در محیط بازار اهمیت می‌دهند
2️⃣دانستن قبل از شروع حرکت، اصلی اساسی در مدیریت برند است: بسیاری از برندها نسبت به این موضوع‌ها که «هدف برند ما چیست؟»، «گذشته برند ما چه بوده است؟» و «برندمان به کجا باید برسد؟» ناآگاه هستند
3️⃣در توسعه برندها همیشه به یاد قانون ظرف باشید: این که شما می‌توانید برندتان را توسعه بدهید، دلیل خوبی برای آن نیست، بلکه باید به ظرفیت برندتان دقت کنید
4️⃣برندهای بزرگ بهترین و قوی‌ترین رابطه را با مشتریان برقرار می‌کنند: برندهای قوی به جای تمرکز بر روش‌های تولیدی و اصول فنی، بیشتر بر احساسات و جلب اعتماد مشتریان‌شان تمرکز دارند
5️⃣همه چیز مهم است: در مدیریت برندها، هیچ چیز غیرمهمی وجود ندارد. همه چیز، حتی اتاق انتظار مشتریان نیز مهم هستند
6️⃣همه برندها نیازمند یک خانواده خوب هستند: متاسفانه تعداد زیادی از برندها در خانواده‌ای مشکل‌دار، که همان کارمندان و مدیران شرکت هستند که اعتقادی به اصول برندسازی ندارند، بزرگ می‌شوند
7️⃣کسب سود اولویت نیست: برندهای موفق و بزرگ، کارکنان، مشتریان و اصول خود را بر کسب سود مقدم می‌دانند
8️⃣ارتباط داشتن با مشتری، سادگی و نوع‌دوستی: برندهای موفق به خوبی می‌دانند که این سه مساله و نه فناوری‌های پیشرفته است که آینده برندشان را تشکیل می‌دهند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

توصیه هایی برای موفقیت در فروش خدمات

✅توصیه هایی برای موفقیت در فروش خدمات
@bazaryabimodern1987
به طور کلی فروش خدمت از فروش کالا سخت تر است. از یک نظر مفاهیم یکی هستند، هدف رسیدن به مشتری و راضی کردن او است. اما به دلیل ویژگی ناملموس بودن خدمت، فروش خدمات دشوارتر است.
در فروش خدمت سه تا F داریم؛
1️⃣ سرعت Fast
2️⃣ دوستانه بودن Friendly
3️⃣ قدرت انطباق Flexible
اما چگونه می توان روند فروش خدمت را مؤثرتر کرد؟ در زیر چند راه عملی پیشنهاد می شود.
1. استفاده از هر نوع اعتبارنامه، گواهینامه و شواهد دیگر: با این شواهد می توانید ادعا کنید که خدمات شما را افراد دیگری هم استفاده کرده اند. از مشتریان راضی فعلی تقاضا کنید که رضایت نامه ی شما را امضا کنند. معمولا مشتریان، حاضر به دادن این رضایت نامه هستند.
2. خدمات نباید گنگ و مبهم باشد: خدمت تا زمانی که سودی به مشتری نرسانده، در اصل مجموعه ای از تعهدات است. بنابراین بر تعهدات خود پایبند باشید. خدمتی را که ارائه می دهید باید بسیار شفاف و واضح باشد.
3. نمونه های رایگان بدهید: برای جلب نظر مشتریان می توانید برای آنها نمونه های رایگان در نظر بگیرید ولی در این کار زیاده روی نکنید.
4. خدمات متمایز: تولیدکنندگان کالا همیشه سعی دارند کالایی متفاوت از رقیبانشان تولید کنند. در خدمت، متمایز بودن بسیار مهمتر است. توجه داشته باشید که تمایز شما برای مشتری مهم باشد.
۵. زمان را نفروشید: اگر خدمتی عرضه می کنید که محدوده ی زمانی دارد، آن را بر اساس کاری که برای آن صرف شده به فروش نرسانید بلکه، فروش باید بر اساس هر راه حل یا پروژه باشد. بدین ترتیب ترس مشتری از اینکه به خاط زمان، پروژه طولانیتر شود از بین خواهد رفت. و شما برای کل کار یک قیمت ثابت را می گیرید. البته همیشه این کار ممکن نیست اما این نوع پیشنهادات را به مشتریان جدید ارائه کنید. مسلما مشتریان قدیمی برای خرید پروژه های مبتنی زمان، به اندازه ی کافی به شما اعتماد دارند.
۶. خدمت خود را مانند یک کالا در نظر بگیرید: شاید بعد از گفتن اینکه خدمات با کالا تفاوت دارند این گفتار به نظر تناقض گویی باشد. اما بعضی از اصول اولیه ی فروش، هم برای کالا و هم برای خدمت قابل استفاده هستند. وقتی درباره ی شیوه های بازاریابی و فروش مطالعه می کنید که به نظر مناسب برای فروش کالا هستند، سعی کنید از مبانی آن در فروش خدمات خود بهره ببرید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢اهمیت قیمت درخواستی

💢اهمیت قیمت درخواستی
@bazaryabimodern1987
👈قیمت درخواستی (Asking price) قیمتی است که فروشنده امیدوار است بتواند محصولش را با آن قیمت بفروشد
👈از آنجایی که قیمت بخش بسیار مهمی از بسیاری از مذاکرات فروش است، به همین دلیل هر فروشنده حرفه‌ای قبل از حضور در جلسه فروش، قیمت درخواستی‌اش را تعیین می‌کند
👈نکته مهم در تعیین قیمت درخواستی، این است که آیا باید قیمت درخواستی‌مان را بالاتر از حد انتظار مشتری‌مان تعیین کنیم یا بالاتر از حد انتظار خودمان؟  
👈متخصصان مذاکره معتقدند که بهتر است قیمت درخواستی‌مان را بالاتر از حد انتظار خودمان تعیین کنیم تا دچار نفرین برنده نشویم
👈نفرین برنده حالتی است که در آن قیمتی را به مشتری پیشنهاد می‌دهیم که بدون هیچ چانه‌زنی آن را می‌پذیرد و در این حالت، پیش خودمان مرتب فکر می‌کنیم که کاش قیمت بالاتری را پیشنهاد داده بودم
👈به همین دلیل باید قیمت‌مان را بالاتر از حد انتظار خودمان تعیین کنیم تا اگر در مرتبه اول، مشتری آن را پذیرفت دچار حالت نفرین برنده نشویم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️چرا محتوای بصری در تبلیغات اهمیت فراوانی دارد❓

🔴▪️چرا محتوای بصری در تبلیغات اهمیت فراوانی دارد❓
@bazaryabimodern1987
1⃣〰️۹۴% امکان دیده شدن صفحاتی که دارای تصاویر هستند بیشتر از صفحاتی است که در آنها تصویر وجود ندارد.
2⃣〰️۹۰%از اطلاعاتی که به ذهن منتقل می شوند بصری هستند اطلاعات بصری در ذهن ۶۰هزار بار سریعتر از متنها پردازش می شوند.
3⃣〰️۴۰%از افراد به اطلاعات بصری بهتر از متن صرف واکنش نشان می دهند.
4⃣〰️۹۳%از پربازدیدترین پست های فیس بوک به جای لینک ها ویدئو ها و بروز رسانی های وضعیت شامل عکس هستند.
5⃣〰️۱۲%رشد متوسط در ترافیک کسب و کارهایی مشاهده می شود که در بازاریابی خود از اینفوگرافی ها استفاده می کنند.
6⃣〰️۶۰%از مصرف کنندگان ممکن است کسب و کاری را انتخاب نمایند که تصاویر آن در صفحه نتایج جستجو آمده است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰