MARKETING MODERN

آموزش بازاریابی ومدیریت بازارحرفه ای

۵۹۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشاوره کسب و کار» ثبت شده است

💢نظریۀ تصمیم بِیزی

💢نظریۀ تصمیم بِیزی
@bazaryabimodern1987
👈نظریه تصمیم بیزی (Bayesian decision theory)، روشی در تصمیم‌گیری است که در آن ابتدا تصمیمات مختلفی که می‌توانیم بگیریم را بر اساس سه عامل «توانایی اجرای تصمیم»، «پیامدهای اجرای تصمیم» و «ریسک‌های اجرای تصمیم» ارزیابی می‌کنیم تا بتوانیم بهترین تصمیم را اتخاذ کنیم
👈این نظریه بیشتر برای تصمیم‌گیری در شرایطی مناسب است که یا با عدم اطمینان بالایی مواجهیم یا برای تصمیم‌گیری اطلاعات کافی در اختیار نداریم
👈برای مثال، فرض کنید می‌خواهیم تصمیم بگیریم که قیمت‌مان را افزایش بدهیم یا نه. اگر بخواهیم بر اساس نظریه تصمیم بیزی تصمیم‌گیری کنیم، باید به سه سوال زیر پاسخ بدهیم:
1️⃣آیا توانایی افزایش قیمت را داریم؟ یا به دلیل محدودیت‌های قانونی، رقابتی و غیره، نمی‌توانیم قیمت‌مان را افزایش بدهیم؟
2️⃣افزایش قیمت چه پیامدهای مثبتی را برای شرکت‌مان به دنبال دارد؟
3️⃣افزایش قیمت چه ریسک‌هایی را برای شرکت‌مان به دنبال دارد؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢از فروش شلاقی دوری کنیم

💢از فروش شلاقی دوری کنیم
@bazaryabimodern1987
👈شاید شما هم در این موقعیت گیر افتاده‌اید: پیشنهادی عالی به مشتری که بهتر از پیشنهاد رقیب‌تان است، ارائه می‌کنید ولی مشتری از پذیرش آن خودداری می‌کند
👈من به این قبیل شرایط اصطلاحاً «ممنون از پیشنهاد خوب‌تان ولی نه» می‌گویم که در آن مشتری هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای برای رد کردن پیشنهادمان مطرح نمی‌کند و صرفاً با یک تشکر از پیشنهاد خوب‌مان، درخواست‌مان را رد می‌کند
👈بدترین کاری که در این شرایط می‌توانیم انجام بدهیم، در پیش گرفتن روش «فروش شلاقی» است، به این معنا که به مشتری اصرار می‌کنیم دلایل نپذیرفتن پیشنهاد خوب‌مان را بیان کند
👈با این کارمان، به خصوص اگر همراه با عصبانیت باشد، مسیر تعامل با مشتری را مسدود می‌کنیم و ادامۀ مذاکره با او را به چالش می‌کشیم
👈بهترین کاری که در این شرایط می‌توانیم انجام بدهیم، تشویق مشتری به تغییر بزرگی است که پیشنهاد ما در سازمان یا زندگی او ایجاد می‌کند
👈برای همین، قبل از ارائه هر پیشنهادی به مشتری، باید به این موضوع فکر کنیم که: اگر مشتری این پیشنهاد را بپذیرد، چه تغییر بزرگی را در وضعیت کنونی‌اش ایجاد می‌کند؟
👈پاسخ‌هایی که به این پرسش می‌دهیم، به ما کمک می‌کنند تا وقتی با مشتری به مشکل خوردیم و از او «نه» شنیدیم، با استناد به تغییرات بزرگی که مشتری آرزوی آنها را دارد، موافقت او را جلب کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢4 قانون طراحی تبلیغات اثرگذار

💢4 قانون طراحی تبلیغات اثرگذار
@bazaryabimodern1987
👈برای داشتن یک پیام تبلیغاتی جذاب، باید به این چهار قانون توجه کنیم:

1️⃣قانون یک تبلیغ، یک هدف
👈وقتی از مدیران بازاریابی می‌پرسیم «هدف اصلی‌تان از تبلیغ چیست؟»، معمولاً پاسخ می‌دهند: می‌خواهیم برندمان معروف بشود و مشتریان با محصول‌مان و مزایای رقباتی آن آشنا بشوند. اما یادمان باشد، یک تبلیغ هیچ وقت نمی‌تواند به همۀ این هدف‌ها برسد
👈پس به عنوان قانون اول برای داشتن یک تبلیغ جذاب، یادمان باشد که یک تبلیغ، فقط باید یک هدف داشته باشد نه مجموعه‌ای از چند هدف بزرگ
👈طبق این قانون، اگر بخشی از تبلیغ به هدف‌مان از آن تبلیغ ارتباطی ندارد، باید آن بخش را حذف کنیم، نه این که هدف جدیدی را برای تبلیغ‌مان تعیین کنیم
2️⃣قانون نه به فروش فوری
👈یک تبلیغ جذاب، بیشتر روی افزایش علاقه مشتریان به محصول‌مان تمرکز می‌کند، نه روی افزایش فوری فروش
👈پس تبلیغ‌مان را همیشه باید جوری طراحی کنیم که مشتری تمایل پیدا کند با ما ارتباط بگیرد، بدون این که مجبور باشد چیزی از ما بخرد
3️⃣قانون دعوت مشتری به یک رفتار مشخص
👈تبلیغ باید مشتری را به یک کار مشخص دعوت و برای انجام آن کار، روش‌های مختلفی را به مشتری پیشنهاد کند
👈مثلاً مشتری را تشویق کند برای دریافت نمونۀ محصول، به وب‌سایت‌مان مراجعه کند یا به شرکت ایمیل بزند
4️⃣قانون صحبت دربارۀ مشتری، نه دربارۀ محصول
👈تبلیغ باید بیشتر راجع به «نیازها، خواسته‌ها و مشکلات مشتریان» صحبت کند نه صرفاً دربارۀ «ویژگی‌ها و مزایای محصول»
👈پس نباید تبلیغ‌مان را فقط به فهرست کردن ویژگی‌های محصول و ادعاهای مختلف آن، اختصاص بدهیم، بلکه باید روی این موضوع تمرکز کنیم که محصول چگونه نیازها، خواسته‌ها و مشکلات مشتری را برطرف می‌کند

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢روش SPIN در فروش

💢روش SPIN در فروش
@bazaryabimodern1987
👈نیل راکهام، یکی از موفق‌ترین فروشندگان تاریخ آمریکا، روش فروش منحصر به فردی را با عنوان SPIN ابداع کرده است که در آن به فروشندگان توصیه می‌کند برای موفقیت در فروش، به این چهار سوال اساسی فکر کنید:
1️⃣پرسش دربارۀ وضعیت (Situation questions)
در این دسته از پرسش‌ها باید دربارۀ وضعیت کنونی مشتری‌مان تحقیق کنیم. مثلاً شرکت مشتری چند کارمند دارد؟ بودجۀ آن چقدر است؟ و تصمیم‌گیرندۀ اصلی در آن چه کسی است؟
2️⃣پرسش دربارۀ مسائل (Problem questions)
در این دسته از پرسش‌ها باید دربارۀ مشکل‌ها و دلایل نارضایتی و ناخشنودی مشتری از وضعیت موجود خودش تحقیق کنیم. برای مثال می‌توانیم به این پرسش‌ بیاندیشیم: چرا مشتری از نرم‌افزارهای کنونی‌اش ناراضی است؟ 
3️⃣پرسش دربارۀ پیامدها (Implication questions)
در این دسته از پرسش‌ها باید دربارۀ پیامدهای ناشی از مسائل و مشکلات کنونی مشتری تحقیق کنیم. برای مثال می‌توانیم از خودمان بپرسیم: مشکلات نرم‌افزار کنونی مشتری، چه دردسرهایی را برای او ایجاد کرده است؟
4️⃣پرسش دربارۀ بازدهی (Need-payoff questions)
در این دسته از پرسش‌ها دربارۀ ارزش حاصل از پیشنهادمان به مشتری تحقیق می‌کنیم. برای مثال می‌توانیم به این پرسش فکر کنیم: اگر نرم‌افزار ما بتواند مشکلات مشتری را برطرف کند، چه ارزشی برای او خلق می‌کند؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢مشتری یک بار مصرف نداریم

💢مشتری یک بار مصرف نداریم
@bazaryabimodern1987
👈بسیاری از فروشندگان به اشتباه به مشتریان‌شان به چشم «مشتری یک بار مصرف» نگاه می‌کنند و در نتیجه تصور می‌کنند «قرار است یک بار با این مشتری معامله کنم پس نباید خیلی برای او وقت بگذارم»
👈فروشنده‌ای که چنین دیدگاهی دارد، خودش را از این دو فرصت مهم در فروشندگی محروم می‌کند:
1️⃣نمی‌تواند با جلب رضایت مشتری او را به مجاب کند فروشنده و محصولات او را به بقیه معرفی کند
2️⃣نمی‌تواند با تقویت روابط با مشتری، فروش به او را تکرار کند و حتی افزایش بدهد
👈به همین دلیل است که فروشندگان حرفه‌ای ذهنیت «مشتری تکرار شونده» دارند و معتقدند هنر آنها تکرار معامله با یک مشتری است نه صرفاً یک بار فروش به او و رها کردن او. 
👈برای همین است که این ضرب‌المثل طرفداران زیادی بین فروشندگان حرفه‌ای دارد: «یک محصول بفروشید و درآمدی به دست بیاورید، یا یک رابطه ایجاد کنید و به ثروت برسید»
👈پس به عنوان یک فروشندۀ حرفه‌ای همواره باید دنبال راه‌ها و ایده‌هایی برای حفظ و تقویت رابطه‌مان با مشتریان کنونی و استفاده از آنها برای افزایش فروش‌مان باشیم
👈فقط یادمان باشد، شاید نتوانیم به مشتریان کنونی بیشتر از چیزی که الان می‌فروشیم، چیزی بفروشیم ولی می‌توانیم از آنها حداقل برای معرفی شدن به مشتریان دیگر و جلب رضایت مشتریان بالقوه‌ از طریق نشان دادن رضایت مشتریان کنونی، استفاده کنیم
👈به همین دلیل است که فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند تمرکز روی مشتریان کنونی و تقویت رابطه با آنها به فروشنده کمک می‌کند تا با انرژی، وقت، منابع و دردسر کمتری فروش خود را توسعه بدهد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون تمایل

💢قانون تمایل
@bazaryabimodern1987
👈طبق این قانون بسیار مهم، مذاکره‌کننده‌ای که آرزویش برای موفقیت در مذاکره را آشکارا و به دفعات تکرار می‌کند، از قدرت کمتری برای چانه‌زنی برخوردار است
👈بر این اساس، مذاکره‌کنندگان خبره، هنر بی‌علاقه نشان دادن خود به مذاکره را درون‌شان پرورش می‌دهند
👈به بیان دیگر، مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی گزینه‌های بسیاری به جز مذاکرۀ مدنظر را در اختیار دارند و همۀ آن گزینه‌ها به اندازۀ مذاکرۀ مذکور برای‌شان جذاب است
👈بنابراین، اگر می‌خواهیم در مذاکره موفق شویم، نباید خودمان را علاقه‌مند به مذاکره نشان بدهیم، ولی در مقابل، باید به گونه‌ای برای طرف دیگر مذاکره ارزش بیافرینیم که او به ادامۀ مذاکره با ما تمایل داشته باشد
👈این قانون به ما توصیه می‌کند در کنار بی‌علاقگی به مذاکره، حتی به گونه‌ای رفتار کنید که انگار حوصله‌تان از مذاکره سر رفته و می‌خواهید آن را ترک کنید
👈با این حال یادمان باشد، قانون تمایل به معنای بی‌احترامی و خودخواهی نیست، بلکه صرفاً به معنای بی‌علاقه نشان دادن خودمان به مذاکره است
👈برای همین، در کنار بی‌علاقگی به مذاکره باید احترام طرف مقابل را حفظ کنیم و در طول مذاکره همواره مودب و حرفه‌ای رفتار کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢واقعیت لزوماً حقیقت نیست

💢واقعیت لزوماً حقیقت نیست
@bazaryabimodern1987
👈بارها و بارها در فیلم‌های پلیسی دیده‌ایم که بازپرس به متهم می‌گوید: «فقط واقعیت‌ها را بگو»
👈این جلمۀ تکراری، جملۀ خوبی است اما با کمال تاسف باید بگویم که هیچ چیز به اندازۀ «واقعیت» از «حقیقت» فاصله ندارد
👈به بیان دیگر، انسان‌ها می‌توانند با ترکیب واقعیت‌ها با یکدیگر یا تغییر جزیی در واقعیت‌ها، آنها را از یک حقیقت محض به یک دروغ محض تبدیل کنند، در حالی که واقعیت را می‌گویند
👈این موضوع حتی در تشخیص بیماری‌ها هم صادق است و چیزی که پزشک به عنوان واقعیت در آزمایش‌های پزشکی می‌بیند، لزوماً حقیقت ندارد
👈تحقیقات اخیر در دانشگاه‌های پزشکی هم این موضوع را تایید کرده‌اند به گونه‌ای که حتی در حرفه‌ای‌ترین قضاوت‌های پزشکی هم حداکثر 15% تصمیم‌های پزشک بر اساس واقعیت‌های موجود در آزمایش‌های پزشکی اتخاذ می‌شوند و مابقی بر اساس تجربه و شهود شخصی پزشک
👈این موضوع را از آن جهت مطرح کردم که بگویم: در تصمیم‌گیری خیلی هم به واقعیت‌هایی که در قالب آمار و ارقام و اطلاعات جمع‌آوری کرده‌اید، اطمینان نکنید
👈به بیان دیگر، درست است که آمار و ارقام و اطلاعات، منبع خوبی برای تصمیم‌گیری هستند، اما چون نمی‌توانیم واقعی یا دروغین بودن آنها را به درستی تشخیص بدهیم، پس نباید صرفاً بر اساس واقعیت‌های در دسترس‌مان تصمیم‌گیری کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چگونه بازار هدف ایده‌آل‌مان را شناسایی کنیم؟

💢چگونه بازار هدف ایده‌آل‌مان را شناسایی کنیم؟
@bazaryabimodern1987
👈در بیشتر صنایع، می‌توانیم بازارمان را به بخش‌های مختلفی تقسیم کنیم. مثلاً فرض کنید یک موسسه خدمات عکاسی داریم. در این صنعت، می‌توانیم بازارمان را به این چهار بخش اصلی تقسیم کنیم:
1️⃣عکاسی عروسی و مراسم‌ها
2️⃣عکاسی صنعتی و تبلیغاتی
3️⃣عکاسی خبری
4️⃣عکاسی شخصی و خانوادگی
👈طبق اصول بازاریابی مدرن، نباید همۀ این چهار بخش را به عنوان بازار هدف‌مان انتخاب کنیم. با در نظر گرفتن این اصل، این سوال پیش می‌آید که چگونه می‌توانیم از بین بخش‌های مختلف یک بازار، بازار هدف ایده‌آل‌مان را انتخاب کنیم؟
👈برای این منظور می‌توانیم از این سه شاخص استفاده کنیم:
1️⃣رضایت شخصی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایده‌آل است که از کار کردن در آن و با مشتریان حاضر در آن، شخصاً لذت می‌بریم. یادمان باشد، اگر بازار هدفی را انتخاب کنیم که از ارتباط با مشتریان حاضر در آن لذت نمی‌بریم، دیر یا زود از حضور در آن بازار هدف خسته می‌شویم و آن را رها می‌کنیم
2️⃣ارزش مالی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایده‌آل است که مشتریان آن حاضر باشند محصول یا خدمت‌مان را با قیمتی مناسب خریداری کنند
3️⃣سودآوری مالی
طبق این شاخص، بازار هدفی ایده‌آل است که درآمد حضور در آن، از هزینۀ حضور در آن بیشتر باشد و سود مناسبی نصیب‌مان بشود. یادمان باشد، فروش زیاد لزوماً به معنای سود بالا نیست، پس نباید صرفاً به این دلیل که فروش در یک بخش از بازار، بیشتر از بخش دیگر است، بخش پرفروش‌تر را انتخاب کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ما بروشور متحرک نیستیم

💢ما بروشور متحرک نیستیم
@bazaryabimodern1987
👈فروشندگان آماتور به اشتباه تصور می‌کنند: اگر بتوانیم شرکت و محصول‌مان را به خوبی معرفی کنیم و جزییات فنی آن را به طور دقیق برای مشتری توضیح بدهیم، قطعاً وظیفۀ اصلی‌مان را انجام داده‌ایم و موفق می‌شویم
👈این دسته از فروشندگان وقتی بعد از شروع معرفی شرکت و محصول‌شان با قیافه‌های عبوس مشتریان و عدم موفقیت در فروشندگی مواجه می‌شوند، تازه یاد این ضرب‌المثل قدیمی در فروش می‌افتند: ما بروشور متحرک نیستیم! 
👈این ضرب‌المثل به ما تاکید می‌کند که نباید فروشندگی را با ارائه اطلاعات دقیق دربارۀ شرکت و محصول‌مان به مشتری اشتباه بگیریم
👈در حقیقت، اگر فروشندگی را در ارائه اطلاعات به مشتری خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما به عنوان فروشنده و یک بروشور وجود دارد؟
👈علاوه بر این، اگر فروشندگی را در حفظ کردن بروشور محصول و توضیح آن به مشتری با شیوه‌ای جذاب خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما و فروشندگان رقبا وجود دارد؟ 
👈شخصاً معتقدم فروشندگانی که بروشور متحرک و سخنگو هستند، هیچ ارزشی برای مشتریان خلق نمی‌کنند و در نتیجه، کاملاً طبیعی است که مرتب از مشتری «نه» می‌شنوند
👈پس اگر می‌خواهیم نرخ «نه» شنیدن از مشتریان را کاهش بدهیم، باید عادت‌مان به «بروشور سخنگو بودن» را ترک کنیم و به این مساله بیاندیشیم که چگونه می‌توانیم با خلق ارزش برای مشتری و مرتبط کردن محصول یا خدمت پیشنهادی‌مان با نیازها، خواسته‌ها، مشکلات، آرزوها و اهداف او، از مشتری «بله» بگیریم؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢در سازمان‌تان تعارض ایجاد کنید

💢در سازمان‌تان تعارض ایجاد کنید
@bazaryabimodern1987
👈جنرال موتورز، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی است که در سال‌های اخیر، جایگاه خود در بازار خودرو را از دست داده است
👈تحقیق جامعی که دربارۀ دلایل اصلی افول جنرال موتورز انجام شده، نشان می‌دهد که دلیل اصلی این موضوع، یک چیز است: عدم تعارض در شرکت
👈در حقیقت، جنرال موتورز از زمانی دچار افول شد که مدیران ارشد شرکت، مدیران و کارمندانی را استخدام کردند که «کاملاً وفادار و موافق مدیران ارشد بودند»
👈تحقیق مذکور نشان داد: اغلب مدیرانی که در سال‌های اخیر در جنرال موتورز استخدام شده‌اند، مردانی از غرب آمریکا بوده‌اند که ویژگی اصلی آنها محافظه‌کاری و مقاومت در برابر تغییر است
👈برای همین، تقریباً همۀ مدیران جنرال موتورز تصور می‌کنند: باید به آن چه که در گذشتۀ شرکت رخ داده، افتخار کنند و همان مسیر را با جدیت بیشتری ادامه دهند
👈این در حالی است که تحقیقات گوناگون نشان می‌دهند ارتباط مثبتی میان تعارض سازمانی و کارآمدی سازمانی وجود دارد
👈برای نمونه، تحقیقی که موسسۀ خود ما انجام داده، نشان می‌دهد: وقتی در گروه‌های کاری تعارض‌ها و اختلافات کاری زیادی وجود دارد، بهره‌وری گروه‌های کاری 72 درصد افزایش می‌یابد
👈در نتیجه، یادمان باشد که یکی از عوامل اصلی موفقیت در سازمان‌های امروزی، ایجاد تعارض عمدی در بین مدیران و کارمندان شرکت‌مان است، نه استخدام مدیران و کارمندان بله قربان گو
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢روی فروش‌های بزرگ متمرکز نشویم

💢روی فروش‌های بزرگ متمرکز نشویم
@bazaryabimodern1987
👈بسیاری از فروشندگان به اشتباه تصور می‌کنند موفقیت در فروش یعنی بتوانیم یک معاملۀ بزرگ را جوش بدهیم و پس از آن پول هنگفتی به جیب بزنیم و بابت زحمتی که کشیده‌ایم، کلی خوش بگذارنیم و مثلاً برای مدتی به یک مسافرت برویم و سپس برگردیم و باز هم روی یک فروش بزرگ دیگر تمرکز کنیم
👈فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که این نگرش به فروشندگی، باعث شکست آنها می‌شود. به همین دلیل، علاوه بر تمرکز روی فروش‌های بزرگ، روی فروش‌های کوچک و معمولی هم تمرکز می‌کنند
👈فروشندگان حرفه‌ای به این دلایل هم روی فروش‌های بزرگ و هم فروش‌های معمولی تمرکز می‌کنند: 
1️⃣فروش‌های بزرگ زمان زیادی از فروشند می‌گیرد. به همین دلیل یک فروشندۀ حرفه‌ای هم‌زمان با تلاش برای به نتیجه رساندن یک فروش بزرگ، روی به نتیجه رساندن چند فروش کوچک هم تمرکز می‌کند
2️⃣فروش‌های بزرگ مستلزم تلاش زیادی است که اگر به نتیجه نرسد یعنی هدر رفتن تمام آنها. به همین دلیل، یک فروشندۀ حرفه‌ای تمام انرژی خود را روی یک معاملۀ بزرگ متمرکز نمی‌کند بلکه آن را بین چند معاملۀ مختلف پخش می‌کند
3️⃣فروش‌های بزرگ مستلزم منابع فراوان است. برای مثال، فروشنده باید هزینۀ زیادی بابت ملاقات با مشتری یا ارسال هدیه برای او بکند. حالا اگر معاملۀ مدنظر به نتیجه نرسد، تمام منابع فروشنده هدر می‌رود. به همین علت، یک فروشندۀ حرفه‌ای تمام منابع خود را به یک معامله اختصاص نمی‌دهد بلکه آنها را بین معامله‌های گوناگون توزیع می‌کند
4️⃣موفقیت در فروش‌ به مشتریان بزرگ مستلزم مهارت‌ و تجربه بالا در فروشندگی است. به همین دلیل بسیاری از فروشندگان تازه‌کار نمی‌توانند در فروش‌های بزرگ به موفقیت برسند.از این‌رو، یک فروشندۀ حرفه‌ای تا زمانی که تجربه و مهارت کافی برای موفقیت در فروش‌های بزرگ را به دست نیاورده، روی آنها تمرکز نمی‌کند
👈بر همین اساس، برای موفقیت در فروشندگی باید روی ترکیبی از مشتریان مختلف اعم از مشتریان بزرگ، متوسط و کوچک تمرکز کنیم نه این که تمام وقت، انرژی و منابع‌مان را به مشتریان و فروش‌های بزرگ اختصاص بدهیم و بعد که به نتیجه نرسید، چیزی برای‌مان باقی نماند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢در بیان موضوعات سخت پیش‌قدم شویم

💢در بیان موضوعات سخت پیش‌قدم شویم
@bazaryabimodern1987
👈فروشندگان حرفه‌ای وقتی در جلسه با مشتری متوجه می‌شوند که مشتری دچار ابهام‌ها و سوالات دشوار شده است، خودشان پیش‌قدم می‌شوند و آن ابهام یا سوال را مطرح می‌کنند
👈این کار برخلاف رویۀ رایج بین فروشندگان آماتور است که تلاش می‌کنند با طولانی کردن یک موضوع بدیهی، مشتری را از مطرح کردن ابهام یا سوال دشوارش منصرف کنند
👈برای مثال، چند وقت پیش با مشتری بزرگی جلسه داشتم و در پایان جلسه متوجه شدم که مشتری نگران قیمت بالای خدمات ماست
👈برای همین، جلسۀ دوم که به دیدن مشتری رفتم، بعد از سلام و احوالپرسی گفتم: واقعاً نگرانم. سپس سکوت کردم و چیزی نگفتم
👈مشتری پرسید: از چه چیزی این قدر نگران هستید؟ می‌توانیم به شما کمک کنیم؟
👈گفتم: از این نگرانم که چرا قیمت خدمات ما این قدر بالاست و شما باید پول زیادی بابت آن بپردازید
👈بعد از آن مشتری گفت: اتفاقاً ما هم همین سوال را داریم که چرا قیمت شما اصلاً رقابتی نیست؟
👈پس از این گفتگو شروع به توضیح دلایل بالا بودن قیمت‌مان در مقایسه با رقبا کردم، بدون آن که بخواهم از پاسخ به این سوال بزرگ مشتری فرار کنم
👈به شما قول می‌دهم اگر این کار را انجام بدهید، به راحتی می‌توانید بسیاری از نگرانی‌های مشتری را برطرف کنید و در نتیجه، توانایی‌تان برای تبدیل «نه» مشتری به «بله» به شدت افزایش می‌یابد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

تفاوت مخاطبِ هدف با بازار هدف چیست؟

تفاوت مخاطبِ هدف با بازار هدف چیست؟
@bazaryabimodern1987 
بازار هدف بزرگترین گروه متشکل از افرادی است که شما می‌خواهید به آن‌ها دسترسی داشته باشید؛ چیزی که پایه و اساس تصمیم‌گیری‌های مهم دربارهٔ نوع محصول، کانال‌های توزیع، قیمت‌گذاری و ترویج آن است.
مثلاً بازار هدف یک «هایپرمارکت همواره تخفیف»، مجموعه‌ای از افراد است که احتمالاً بیش از هر چیزی به‌دنبال خرید مایحتاج زندگی با کمترین قیمت‌اند و به موارد دیگر مثل کیفیت دقت نمی‌کنند. از طرفی، در نزدیکی فروشگاه زندگی می‌کنند.
ولی «مخاطب هدف» زیرمجموعهٔ بازار هدف است که می‌خواهید با او از طریق پیام یا تبلیغات خاصی ارتباط برقرار کنید. شما معمولاً می‌خواهید این فرد را به‌سمت محصول یا خدمت مشخصی سوق دهید.
تعیین مخاطب هدف نقش مهمی در تصمیم‌گیری برای نحوهٔ برقراری ارتباط دارد: چه چیزی را چه زمانی، در چه جایی و به چه کسی بگویید.

تفاوت مخاطب هدف با بازار هدف چیست
مخاطبِ هدف می‌تواند مشتری بالقوه باشد یا کسی که مشتری فعلی شماست. این مسئله هم باز در نحوهٔ برقراری ارتباط تاثیرگذار است.
مثلاً همان هایپرمارکت همواره تخفیف را در نظر بگیرید که تصمیم گرفته است از طریق تبلیغات پیامکی، فروش «نوار بهداشتی» را افزایش دهد.
در این شرایط، مخاطبِ هدف آن زنان جوانی هستند که در نزدیکی آن زندگی می‌کنند و به‌دنبال خرید با تخفیف یا قیمت پایین‌ هستند؛ یعنی بخشی (سگمنت) از همان بازار هدف.
از طرفی، ممکن است  زنان دهه شصتی بازار هدف شما باشد؛ ولی مخاطبِ هدف شما والدین یا همسر آن‌ها باشد که احتمالاً در یک مناسبت خاص، می‌خواهند هدیه‌ای برای این افراد بخرند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

جملات موثر در فروش

جملات موثر در فروش 
@bazaryabimodern1987 
۱. فروشندگان معمولی می‌گویند: «نمی دانم».
فروشندگان نابغه می‌گویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»
۲. فروشندگان معمولی می‌گویند: «جنس فروخته‌شده پس گرفته نمی شود.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست، چطور می‌توانیم رضایت شما را جلب کنیم.»
۳. فروشندگان معمولی می‌گویند: «خونسرد باشید.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «من از شما عذرخواهی می‌کنم.»
۴. فروشندگان معمولی می‌گویند: «این که تمام شده؛ چرا این یکی را نمی‌برید؟»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «شاید از این جنس هنوز در انبار داشته باشیم، اجازه بدهید نگاهی بکنم. اگر نبود، پیشنهادهای دیگری هم برایتان دارم.»
۵. فروشندگان معمولی می‌گویند: «ساعت کار ما تمام شده.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «تعطیلی فروشگاه ساعت … و شروع به کار آن ساعت …. است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟»
۶. فروشندگان معمولی می‌گویند: «خرید شما همین است؟»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «آیا این محصول را هم دیده‌اید که همراه با کالایی که شما خریده‌اید استفاده می‌شود؟» یا: «آیا تا به حال از فلان کالای ما استفاده کرده‌اید؟»
۷. فروشندگان معمولی می‌گویند: «چیزی که می‌خواهید آن طرف است.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «لطفا با من بیایید؛ به شما نشان می‌دهم که کجاست.»
۸. فروشندگان معمولی می‌گویند: «من نمی‌توانم این کار را انجام بدهم.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «کاری که می‌توانم انجام بدهم این است که...»
۹. فروشندگان معمولی می‌گویند: «این بخش به من مربوط نمی‌شود.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.»
۱۰. فروشندگان معمولی می‌گویند: «ما الان این کالا را تمام کرده‌ایم.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «الان از این کالا در فروشگاه نداریم، اما … روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟»
۱۱. فروشندگان معمولی می‌گویند: «این برخلاف سیاست فروشگاه ماست.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «سیاست مغازه ما این است؛ اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من می‌توانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که...»
۱۲. فروشندگان معمولی می‌گویند: «من اینجا تازه‌کار هستم.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.»
۱۳. (هنگام مکالمۀ تلفنی) فروشندگان معمولی می‌گویند: «گوشی...»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «ممکن است خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید.»
۱۴. فروشندگان معمولی می‌گویند: «الان سرم شلوغ است.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «خوشحال می‌شوم بتوانم به شما کمک کنم.» یا: «هم‌اکنون چه کمکی می‌توانم به شما بکنم؟»
۱۵. فروشندگان معمولی می‌گویند: «شما اشتباه می‌کنید.»
فروشندگان نابغه می‌گویند: «فکر می‌کنم سوء تفاهمی پیش آمده است. اجازه بدهید در موردش صحبت کنیم و حلش کنیم.»
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

*مدل فروش FINIS 💸💼*

*مدل فروش FINIS 💸💼* 

۱. احساس (Feel): قبل از هر چیز، با حس و حال مشتری همدلی کنید🫂❤️

۲. شناسایی (Identify): مشکل اصلی (درد) را مثل یک پزشک ریشه‌یابی کنید🩺. 

۳. نیازسنجی (Needs): شکاف بین «وضعیت فعلی» و «وضعیت مطلوب» او را پیدا کنید🔍. 

۴. آموزش (Instruct): راهکار خودتان را به‌عنوان تنها داروی این درد معرفی کنید🔖. 

۵. فروش (Sell): حالا وقتِ نهایی کردن معامله است. 🤝

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢5 اصل انتخاب بازار هدف

💢5 اصل انتخاب بازار هدف
@bazaryabimodern1987
1️⃣هر مشتری‌ای، مشتری هدف‌مان نیست
خیلی از شرکت‌ها تصور می‌کنند هر فرد یا شرکتی که به محصول‌شان نیاز دارد، پس حتماً مشتری هدف‌شان است. این استدلال، در نگاه اول، یک استدلال منطقی، ولی در واقعیت، یک اشتباه مرگبار است، چون ممکن است آن مشتری، پول لازم برای خرید محصول‌مان را نداشته باشد، از محصول‌مان خوشش نیاید، به تازگی از رقبا خرید کرده و فعلاً احتیاجی به محصول ما ندارد و یا به دلایل متعدد دیگری، جزء مشتریان هدف ما نباشد
2️⃣بازار هدف گسترده به معنای موفقیت بیشتر نیست
بسیاری از شرکت‌ها به اشتباه فکر می‌کنند هر چقدر بازار هدف‌شان را گسترده‌تر تعریف کنند، احتمال موفقیت‌شان در بازار، افزایش می‌یابد. اما این استدلال، کاملاً غلط است، چون نفوذ در یک بازار هدف بزرگ و گسترده، نیازمند برخورداری از منابع مالی و غیرمالی زیادی است که خیلی از شرکت‌ها فاقد آن هستند. در نتیجه، اگر بین منابع و گستردگی بازار هدف شرکت، همخوانی منطقی وجود نداشته باشد، احتمال شکست افزایش می‌یابد
3️⃣تمرکز بر تعداد کمی بازار هدف، رمز موفقیت در بازاریابی است
تمرکز بر تعداد زیادی بازار هدف، مثل شکار با تفنگ ساچمه‌ای است که گلولۀ آن پس از شلیک، به چند تکه تقسیم می‌شود، به این امید که هر کدام، به یک هدف بخورد. در مقابل، تمرکز بر یک یا چند بازار هدف، مثل شکار با تفنگ تک تیرانداز است که گلولۀ آن دقیقاً به هدف می‌خورد و احتمال خطا رفتن آن بسیار اندک است. در نتیجه، هر چه روی بازارهای هدف متنوع‌تری تمرکز کنیم، احتمال موفقیت‌مان را کاهش می‌دهیم، و در مقابل، هر چه روی یک یا چند بازار هدف مشابه تمرکز کنیم، احتمال موفقیت‌مان را افزایش می‌دهیم
4️⃣هر چه بازار هدف‌مان را شفاف‌تر تعریف کنیم، احتمال موفقیت‌مان بیشتر می‌شود
تعریف کاملاً شفاف بازار هدف، به تمام واحدها و کارمندان شرکت اعلام می‌کند که مشتری هدف‌مان دقیقاً چه کسی است و چه ویژگی‌هایی دارد. برای مثال، فرض کنید یک شرکت تولیدکنندۀ لوازم آرایشی داریم. اگر بازار هدف‌مان را «خانم‌های علاقه‌مند به زیبایی» تعریف کنیم، بازار هدفی غیرشفاف خواهیم داشت. ولی اگر بازار هدف‌مان را «خانم‌های 18 تا 40 ساله، شهرنشین و دارای درآمد متوسط به بالا و علاقه‌مند به لوازم آرایشی طبیعی» تعریف کنیم، یک بازار هدف شفاف خواهیم داشت
5️⃣هر چه در یک بازار هدف، متخصص‌‌تر بشویم، اهمیت قیمت برای مشتری کمتر می‌شود
فرض کنید فردی دچار بیماری قلبی است. به نظرتان این فرد، به یک پزشک عمومی مراجعه می‌کند؟ یا به یک متخصص قلب؟ قطعاً به یک متخصص قلب. از طرف دیگر، آیا این فرد توقع دارد متخصص قلب، هم اندازۀ یک پزشک عمومی، حق ویزیت بگیرد؟ قطعاً خیر. همین موضوع در بازاریابی هم وجود دارد. هر اندازه در یک بازار هدف متخصص‌تر بشویم، امکان مراجعه مشتریان هدف به ما افزایش می‌یابد و از سوی دیگر، اهمیت قیمت برای آنها کمتر می‌شود و در نتیجه می‌توانیم قیمت بالاتری را برای محصول‌مان تعیین کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢هر کسی به درد کار تیمی نمی‌خورد

💢هر کسی به درد کار تیمی نمی‌خورد

@bazaryabimodern1987
👈بعضی انسان‌ها ذاتاً بازیگران خوبی برای کار تیمی نیستند و ترجیح می‌دهند یا علاقه‌مندند که به خاطر موفقیت‌های شخصی‌شان از آنها تقدیر شود
👈برای همین در بسیاری از شرکت‌های بزرگ و با وجود تاکیدشان بر کار تیمی، روی روحیۀ کار فردی و رقابت بین کارمندان هم تمرکز می‌کنند
👈در این شرکت‌ها، محیط‌ کاری کاملاً رقابتی است و کسی باقی می‌ماند و رشد می‌کند که قوی‌تر از بقیه است
👈برای مثال، گوگل علاوه بر تلاش برای گسترش فرهنگ کار تیمی، از کارمندان خود می‌خواهد که روی پروژه‌های شخصی‌شان هم تمرکز کنند و در نهایت، کارمندانی را حفظ می‌کند که پروژه‌های شخصی‌شان را با موفقیت به نتیجه می‌رسانند و منابع سازمان را برای آن جذب می‌کنند
👈علاوه بر این، در بسیاری از فرهنگ‌ها، مثل فرهنگ اکثر کشورهای آسیایی، کار تیمی جایی در فرهنگ عمومی آن کشور ندارد و تلاش برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی صرفاً با مقاومت کارمندان مواجه می‌شود
👈در نتیجه نمی‌توانیم بگوییم کار تیمی برای هر فردی و در هر فرهنگی جواب می‌دهد
👈از این‌رو، باید به جای تلاش برای مجبور کردن افراد به کار تیمی، تلاش کنیم اولاً افرادی را استخدام کنیم که واقعاً روحیۀ کار تیمی را دارند
👈ثانیاً باید کار تیمی را با آموزش دادن و صبوری کردن در سازمان‌مان جا بیاندازیم، نه با دستور دادن و تهدید کردن
👈در نهایت، برای جا انداختن فرهنگ کار تیمی باید از ابزار پاداش هم به نحو احسن استفاده کنیم. در حقیقت، باید سیستم پاداش‌دهی سازمان‌مان را به گونه‌ای بازطراحی و اصلاح کنیم که کارمندان به جای رقابت فردی، روی تلاش گروهی تمرکز کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

تکنیک افزایش فروش در انتهای ماه کاری

تکنیک افزایش فروش در انتهای ماه کاری 
@bazaryabimodern1987
⭕️ در آخرین روز از ماه به چه کاری مشغول هستید؟ به اعتقاد ما باید همچنان که در روز اول هر ماه برای بدست آوردن مشتری بالقوه وقت صرف می کنید، در روز آخر ماه هم برای آن وقت بگذارید ، اگر که وقت بیشتری را برای آن صرف نمی کنید.
👈 اگر می خواهید در ماه بعدی در موقعیتی بهتر نسبت به این ماه قرار داشته باشید، همواره باید به دنبال بدست آوردن فرصت های جدید باشید. فراموش نکنید که اگر در روز آخر ماه به جای ایجاد فرصت های جدید در پی پیگیری فروش های بالقوه قبلی هستید، در حال از دست دادن زمان هستید.
✅ پس سعی کنید: حداقل 50% از زمان خود را در روز آخر هر ماه به ارسال ایمیل به خریداران جدید، درخواست از مشتریان قبلی برای معرفی شما به دیگران، جستجوی برای مشتریان بالقوه جدید در شبکه لینکدین و تماس با مشتریان قدیمی برای فروش های بالقوه جدید اختصاص دهید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۱ مخالفین ۰

7 رمز پنهان برای فروش موفق

7 رمز پنهان برای فروش موفق

@bazaryabimodern1987
1️⃣گزینش هدف (هدف‌گذاری)
2️⃣یک برنامه فروش را دنبال کنید
همه پزشکان بزرگ، وکلای بزرگ، تکنسین‌های بزرگ و کسانی که فروش بزرگی دارند، در یک چیز مشترکند، آن‌ها همگی برنامه‌ای را که شامل سوال کردن و گوش دادن به مشتریان است، دنبال می‌کنند.
3️⃣به مشتریان اجازه انتخاب بدهید
4️⃣تمرین فروش کنید
5️⃣هرگز به فروشندگان خود به عنوان ابزار فروش نگاه نکنید
6️⃣به همه مشتریان توجه کنید
7️⃣با ابرستاره‌ها احاطه شوید
توقع مشتریان همواره بسیار زیاد است و رقابت بین مشتریان هرگز شدید نیست. روزی خواهد آمد که دیگر کالاها برای مشتریان ایجاد انگیزه نمی‌کنند، در آن زمان کارکنان شما نباید کوتاه یا بلند باشند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢از ایمیل هوشمندانه استفاده کنیم

💢از ایمیل هوشمندانه استفاده کنیم
@bazaryabimodern1987
1️⃣موضوعات و موارد مهم را برای مشتریان‌‌مان ایمیل کنیم، نه موضوعات پیش‌افتاده را
2️⃣برای ایمیل‌مان یک تیتر جذاب انتخاب کنیم و صرفاً به متن ایمیل توجه نکنیم
3️⃣ایمیل‌مان را به گونه‌ای تنظیم کنیم که گیرندگان آن تشویق شوند ایمیل را برای بقیه فوروارد کنند
4️⃣متن ایمیل‌مان را تا حد ممکن ساده و خودمانی بنویسیم، نه رسمی و اداری
5️⃣متن ایمیل باید کوتاه، صریح و شفاف باشد، نه طولانی و پیچیده
6️⃣از ایمیل صرفاً به عنوان خبرنامه استفاده نکنیم، بلکه پیشنهادهای جذاب‌مان را با ایمیل اطلاع‌رسانی کنیم
7️⃣حتماً در انتهای ایمیل‌مان اطلاعات تماس، جایگاه‌ سازمانی و امضای شخصی‌مان را درج کنیم
8️⃣حتماً به ایمیل‌های ارسالی مشتری، مثل پیامک و پیام در شبکه‌های اجتماعی نگاه کنیم و به آنها سریع پاسخ بدهیم
9️⃣ایمیل ارسالی را به وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی‌مان متصل کنیم تا مشتری تشویق شود به آنها سر بزند
🔟در صورت امکان، در ایمیل‌مان از فناوری‌های نوین مثل کیوآر کُد و واقعیت مجازی استفاده کنیم تا مشتری بتواند اطلاعات جزیی‌تر را به صورت فایل ویدیویی مشاهده کند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

10 نوع ویزیتور از لحاظ تیپ و عملکرد شخصیتی

10 نوع ویزیتور از لحاظ تیپ و عملکرد شخصیتی

🧩 10 نوع ویزیتور از لحاظ تیپ و عملکرد شخصیتی
@bazaryabimodern1987
هر ویزیتور شخصیت خاص خودش را دارد و همین تفاوت‌هاست که باعث می‌شود سبک فروش، ارتباط با مشتری و نتایج کاری آن‌ها متفاوت باشد.
شناخت این تیپ‌ها کمک می‌کند:
* ویزیتور خودش را بهتر بشناسد
* نقاط ضعف و قوتش را اصلاح کند
* مدیر فروش تیمش را بهتر مدیریت کند
1️⃣ ویزیتور سفارش‌ساز (سازنده فروش)
ویژگی‌ها:
* پرانرژی، جسور، مذاکره‌گر
* ایجاد نیاز در مشتری
* توان بالا در متقاعدسازی
نقطه قوت: رشد فروش و توسعه بازار
نقطه ضعف: گاهی بی‌نظم یا عجول
2️⃣ ویزیتور سفارش‌گیر (حفظ‌کننده فروش)
ویژگی‌ها:
* منظم، قابل اعتماد
* تمرکز روی مشتریان فعلی
* اجرای دقیق مسیر
نقطه قوت: ثبات فروش
نقطه ضعف: ضعف در جذب مشتری جدید
3️⃣ ویزیتور تحلیلی (منطقی)
ویژگی‌ها:
* اهل عدد و آمار
* محاسبه‌گر و دقیق
* تحلیل سود، مارجین و تخفیف
نقطه قوت: تصمیم‌گیری حرفه‌ای
نقطه ضعف: گاهی خشک و کم‌احساس
4️⃣ ویزیتور احساسی (رابطه‌محور)
ویژگی‌ها:
* صمیمی، همدل
* ارتباط قوی با مشتری
* محبوب بین مغازه‌دارها
نقطه قوت: وفادارسازی مشتری
نقطه ضعف: سخت‌گیری کم در فروش
5️⃣ ویزیتور پیگیر (سخت‌کوش)
ویژگی‌ها:
* دست‌بردار نیست
* پیگیری مداوم
* پشتکار بالا
نقطه قوت: رسیدن به تارگت
نقطه ضعف: احتمال خستگی و فرسودگی
6️⃣ ویزیتور محافظه‌کار (کم‌ریسک)
ویژگی‌ها:
* محتاط
* پرهیز از ریسک
* حرکت در محدوده امن
نقطه قوت: کاهش ضرر و اشتباه
نقطه ضعف: رشد فروش کند
7️⃣ ویزیتور تهاجمی (فشاردهنده)
ویژگی‌ها:
* قاطع، مستقیم
* فشار برای خرید
* کنترل گفتگو
نقطه قوت: فروش سریع
نقطه ضعف: ایجاد مقاومت و دلزدگی مشتری
8️⃣ ویزیتور مشاورمحور (حرفه‌ای)
ویژگی‌ها:
* نقش مشاور نه فروشنده
* تمرکز روی نیاز مشتری
* ارائه راه‌حل
نقطه قوت: اعتمادسازی بالا
نقطه ضعف: بستن فروش زمان‌بر
9️⃣ ویزیتور فرصت‌طلب (هوشمند)
ویژگی‌ها:
* تشخیص زمان طلایی فروش
* استفاده از مناسبت‌ها
* انعطاف‌پذیر
نقطه قوت: فروش در شرایط خاص
نقطه ضعف: وابستگی به موقعیت
🔟 ویزیتور حرفه‌ای کامل (متعادل)
ویژگی‌ها:
* ترکیب منطق، احساس و مهارت
* کنترل هیجان
* برنامه‌ریزی قوی
نقطه قوت: بیشترین بازدهی
نقطه ضعف: نیاز به آموزش و تمرین مستمر
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢4 خواستۀ یک فروشنده از مشتریانش

💢4 خواستۀ یک فروشنده از مشتریانش
@bazaryabimodern1987
1️⃣از مشتری بخواهیم مشتریان دیگری به ما معرفی کند

2️⃣از مشتری بخواهیم رضایت از ما را به صورت رسمی بیان و تایید کند

3️⃣از مشتری بخواهیم به ما اجازه بدهد او را به عنوان یک مشتری راضی به مشتریان جدیدمان معرفی کنیم تا از او دربارۀ ما پرس و جو کنند

4️⃣از مشتری بخواهیم مجدداً از ما خرید کند یا میزان خریدش را افزایش بدهد
👈برخی از فروشندگان تصور می‌کنند درخواست کردن این قبیل موضوعات از مشتری، یک کار غیرحرفه‌ای است. اما فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که این کار نه تنها غیرحرفه‌ای نیست، بلکه کاملاً حرفه‌ای و مورد پذیرش مشتریان است
👈در این بین تنها یک نکتۀ مهم وجود دارد: از مشتریانی باید درخواست کنیم که مثلاً ما را به سایرین معرفی کند که توانسته‌ایم رضایت آنها را به خوبی جلب و آنها را به مشتریان وفادارمان تبدیل کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️چگونه مودبانه "نه" بگوییم؟

🔴▪️چگونه مودبانه "نه" بگوییم؟
@bazaryabimodern1987
1⃣کلمه «ممنونم» را اضافه کنید.
اضافه کردن یک «ممنونم»، کلمه «نه» را بسیار دلپذیرتر می‌کند. وقتی از شما می‌خواهند کاری را انجام دهید که نمی‌خواهید، از طرف مقابل برای اینکه به فکر شما بوده تشکر کنید.
مثال: «نه ممنونم، اما خیلی خوشحالم که مرا برای همراهی دخترت به شهربازی انتخاب کردی.»
2⃣یک برنامه دیگر پیشنهاد دهید.
وقتی کسی از شما می‌خواهد کاری را انجام دهید که چندان رغبتی به آن ندارید، کار دیگری را پیشنهاد دهید که می‌توانید برای او انجام دهید.
مثال: «متاسفم نمی‌تونم هفته دیگه از پسرت نگهداری کنم اما اگه دوست داشته باشی می‌تونم از دوستانم بپرسم که وقت این کار را دارند یا نه.»
3⃣وقت بخواهید.
به جای اینکه فورا بگویید «بله»(و بعد بخاطر آن پشیمان شوید)، از طرف مقابل بخواهید چند روز به شما وقت بدهد که فکر کنید.
مثال: «خوشحال می‌شم کمکت کنم هفته دیگه انباری خونتو تمیز کنی، اما نمیدونم برنامه هفته دیگم چیه. می‌تونم بعدا بهت خبر بدم؟»
4⃣بگویید که نیاز ندارید.
به جای اینکه بخاطر خوردن لازانیایی که خواهرشما یا دوستتان مدام تعارفتان می‌کند، خودتان را اذیت کنید، بگویید که سیر شده‌اید.
مثال: «الان سیر شدم ولی بدم نمیاد کمی با خودم ببرم خونه که بعدا بخورم.»
5⃣ساده بگیرید.
گاهی وقت‌ها مودبانه‌ترین راه برای «نه» گفتن این است که خیلی ساده بگویید «نه» بدون هیچ توضیحی.
مثال: «متاسفم، نمیتونم»
مهم‌ترین چیزی که باید بفهمید این است که گفتن «نه» کار زشت یا خودخواهانه‌ای نیست. در واقع اگر زیاد «بله» بگویید، ممکن است سلامت احساسی و جسمی خودتان را به خطر بیندازید و وقت کمتری را بتوانید صرف رسیدگی به کارها و اهدافی که برای خودتان مهم است صرف کنید.
ناتوانی برای «نه» گفتن همچنین ممکن است سطح استرس شما را هم بالا ببرد. بر اساس وبسایت کلینیک مایو(Mayo Clinic)، افراد باید قبل از متعهد شدن به انجام کاری میزان بله گفتن‌هایی که موجب استرس می‌شود را در نظر بگیرند. اگر «نه» گفتن برایتان سخت است، بعضی از این روش‌های مودبانه را امتحان کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ما با هم برابر هستیم

💢ما با هم برابر هستیم
@bazaryabimodern1987
👈با وجود تمام کوشش‌هایی که برای حذف فاصلۀ طبقاتی انجام شده، اما واقعیت این است که گام‌های کوچکی در این مسیر برداشته‌ایم و هنوز در جامعه و سازمان‌ها و حتی گروه‌های کاری با فاصلۀ طبقاتی مواجه‌ایم
👈برای مثال، تحقیقی که به تازگی روی ایمیل‌های ارسالی در 3 هزار سازمان مختلف انجام شده، نشان می‌دهد: مدیران ارشد سازمان‌ها معمولاً ایمیل‌هایی کوتاه و بدون مقدمه و موخره می‌فرستند. در مقابل، کارمندانی که در سطوح عملیاتی فعالیت می‌کنند، معمولاً ایمیل‌هایی طولانی و با مقدمه ارسال می‌کنند
👈این تحقیق نشان می‌دهد مدیران ارشد شرکت‌ها برای آن که بالاتر بودن‌شان را به رخ بکشند، ایمیل کوتاه می‌فرستند. کارمندان هم برای آن که احترام‌شان به مدیر را نشان بدهند، مجبورند مقدمه‌چینی کنند
👈فاصلۀ طبقاتی حتی در موارد جزئی‌تری مثل کارت ویزیت هم مشاهده می‌شود، به این معنا که معمولاً کارت ویزیت مدیران ارشد، شیک‌تر و باکیفیت‌تر از کارت ویزیت کارمندان اجرایی است
👈بر این اساس، مدیران حرفه‌ای به خوبی متوجه شده‌اند که اگر در مسیر حذف فاصلۀ طبقاتی گام بردارند، می‌توانند انگیزۀ کارمندان‌شان را به شدت افزایش بدهند
👈برای همین، این دسته از مدیران تلاش می‌کنند تا به کارمندان‌شان نشان بدهند که همۀ ما برابر هستیم و برای یک هدف مشترک تلاش می‌کنیم
👈این مدیران برای رسیدن به هدف‌شان از ابزارهای ساده‌ای مثل خطاب کردن کارمندان با عنوان جناب آقا یا سرکار خانم فلانی، کارت ویزیت مشابه، پذیرایی مشابه و غیره استفاده می‌کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ماتریس اگر _پس در مذاکره

🔴▪️ماتریس اگر _پس در مذاکره 
@bazaryabimodern1987
✅ سناریوهای «اگر- پس» و یک برنامه‌ی پشتیبان داشته باشید.
✅وقتی واردِ مذاکره‌ای می‌شوید، داشتن سناریوها و گزینه‌های مختلف در ذهن، بسیار مفید است؛ مذاکره‌ها را با یک «ماتریس اگر- پس» تنظیم کنیم؛ یعنی جدولی داشته باشیم با ردیف‌هایی از «اگرها»، یعنی چیزهایی که ما می‌خواهیم، ولی ممکن است طرف مقابل به آنها نه بگوید، در مقابل این ردیف‌ها، ستون‌هایی از «پس» وجود دارد، یعنی مواردی که در صورتِ رد شدنِ «اگرها» توسط مشتری، غیرقابل مذاکره خواهند شد و قطعی هستند.
✅داشتن گزینه‌هایی در ذهن، به کاهش ترس ما از مذاکره، کمک می‌کند؛ یکی از دلایل این مسئله این است که با این کار، اولویت‌های شما مشخص می‌شود.
✅توجه کنید که در صورت به توافق نرسیدن، کدام عوامل نقش ایفا خواهند کرد و پیامدهای عدم توافق، برای مشتریان شما، شرکت شما، تیم شما و خود شما چه خواهد بود.
✅بر شکست تمرکز نکنید و بر آنچه می‌توانید انجام بدهید و موارد عملیِ همراه با آن، تمرکز کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چارچوب برنامۀ بازاریابی یک صفحه‌ای

💢چارچوب برنامۀ بازاریابی یک صفحه‌ای
@bazaryabimodern1987
👈بازاریابی مانند سفری است که در آن، مشتری هدفی که از وجود ما در بازار خبر ندارد را به یک مشتری پر و پا قرص و طرفدار سرسخت‌مان تبدیل می‌کنیم. برای این منظور، باید مشتری را از این سه مرحله عبور بدهیم:
👈مرحلۀ اول؛ مرحلۀ «قبل از جذب»
در این مرحله می‌خواهیم مشتریان هدفی که از وجود محصول‌مان در بازار بی‌خبر هستند را از وجود آن باخبر و به آن علاقه‌مند کنیم. برای این منظور، این سه فعالیت را انجام می‌دهیم:
1️⃣بازار هدف‌مان را انتخاب می‌کنیم
2️⃣پیامی که می‌خواهیم به بازار هدف‌مان بدهیم را طراحی می‌کنیم
3️⃣رسانه‌هایی که می‌خواهیم با کمک آنها پیام‌مان را به بازار هدف‌مان برسانیم، تعیین می‌کنیم
👈مرحلۀ دوم؛ مرحلۀ «حین جذب»
در این مرحله می‌خواهیم مشتریانی که به محصول‌مان علاقه‌مند شده‌اند را متقاعد کنیم تا برای اولین بار آن را بخرند. برای این منظور، این سه فعالیت را انجام می‌دهیم:
1️⃣سیستم جذب مشتریان بالقوه را طراحی می‌کنیم
2️⃣سیستم پرورش مشتریان بالقوه‌ را طراحی می‌کنیم
3️⃣استراتژی تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل را طراحی می‌کنیم
👈مرحلۀ سوم؛ مرحلۀ «پس از جذب»
در این مرحله می‌خواهیم مشتریانی که محصول‌مان را برای اولین بار خریده‌اند، به شرکت‌مان وفادار کنیم تا هم خریدشان را بارها و بارها تکرار کنند و هم محصول‌مان را به بقیه معرفی و توصیه کنند. برای این منظور، این سه فعالیت را انجام می‌دهیم:
1️⃣استراتژی خلق تجربه‌ای خارق‌العاده برای مشتریان‌مان را تعیین می‌کنیم
2️⃣استراتژی افزایش ارزش طول عمر مشتریان‌مان را مشخص می‌کنیم
3️⃣استراتژی تشویق مشتریان فعلی به معرفی ما به دیگران را طراحی می‌کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🚀 راه‌های رسیدن ویزیتور به تارگت فروش ماهانه

🚀 راه‌های رسیدن ویزیتور به تارگت فروش ماهانه 
@bazaryabimodern1987
🔹 ۱. تقسیم تارگت به هدف‌های کوچک‌تر
به‌جای فکر کردن به ۳۰۰ میلیون در یک ماه، آن را تبدیل کن به:
روزانه چقدر؟
هفتگی چقدر؟
مثال:
۳۰۰ میلیون در یک ماه → روزی ۱۰ میلیون
اینجوری رسیدن به هدف آسان‌تر و قابل کنترل‌تر می‌شود.
🔹 ۲. برنامه‌ریزی مسیر (تور ویزیت)
ویزیتوری که مسیرش مشخص باشد، وقتش تلف نمی‌شود و مشتری‌های مهم را از دست نمی‌دهد.
تور ویزیت = افزایش سرعت رسیدن به تارگت.
🔹 ۳. تمرکز روی مشتریان پرسود
همه مشتری‌ها ارزش یکسان ندارند.
مشتری‌هایی که:
سریع خرید می‌کنند
حجم خرید بالایی دارند
پرداختی مطمئن دارند
در اولویت هستند و کمک می‌کنند سریع‌تر تارگت تکمیل شود.
🔹 ۴. فروش مکمل و افزایش سبد خرید
به‌جای اینکه فقط محصول اصلی را بفروشی، پیشنهاد بده:
محصول جانبی
سایز دیگر
برند مکمل
این کار بدون اضافه‌کردن مشتری جدید، فروش را افزایش می‌دهد.
🔹 ۵. معرفی و فروش محصولات جدید
مشتری‌ها عاشق چیزهای جدیدند.
اگر محصول جدید شرکت را خوب معرفی کنی، فروش یکباره بالا می‌رود و به تارگت نزدیک می‌شوی.
🔹 ۶. پیگیری مداوم
بخش بزرگی از تارگت با پیگیری مشتری‌هایی که قبلاً خرید کرده‌اند به دست می‌آید.
یک تماس یا پیام ساده گاهی فروش بزرگی می‌سازد.
🔹 ۷. تقویت مهارت فروش
ویژگی‌های ضروری برای رسیدن به تارگت:
دانش محصول
توانایی پاسخ به اعتراض
مهارت مذاکره
مهارت معرفی محصول
کنترل احساسات و اعتماد به نفس
هرچه حرفه‌ای‌تر باشید، فاصله‌تان از تارگت کمتر می‌شود.
🔹 ۸. حفظ انرژی، نظم و ثبات
ویزیتوری که وسط ماه افت می‌کند، رسیدن به تارگت برایش سخت می‌شود.
باید روز به روز، منظم و با انرژی حرکت کند.
🔹 ۹. درخواست کمک و حمایت از شرکت
ویزیتور حرفه‌ای اگر مشکلی در کالا، قیمت یا مسیر داشت، سریع با مدیر فروش صحبت می‌کند.
هدف مشترک است → رسیدن به تارگت.
🌱 جمع‌بندی
تارگت فروش ماهانه هدفی است که مسیر تلاش ویزیتور را روشن می‌کند.
با برنامه‌ریزی، تقسیم هدف، مشتریان مناسب، فروش مکمل، پیگیری مؤثر و تقویت مهارت‌ها، رسیدن به تارگت نه‌تنها ممکن، بلکه کاملاً قابل پیش‌بینی می‌شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

❤️شخصیت شناسی با مدل نشستن

❤️شخصیت شناسی با مدل نشستن
@bazaryabimodern1987
🚩خلاق، جذاب، تنبل با رفتار کودکانه
🚩تخیل قوی، ایده پرداز
🚩بی نظم، دقیق درخرید، تمرکز پایین
🚩انتقادناپذیر، وقت شناس، آرام
🚩لجباز، صبور، مصمم، اعتمادبه نفس کم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️اجزای سخنرانی؛ چطور سخنرانی جذاب و منسجمی ارائه دهیم؟

🔴▪️اجزای سخنرانی؛ چطور سخنرانی جذاب و منسجمی ارائه دهیم؟
🔶اجزای اصلی سخنرانی عبارت‌اند از:
@bazaryabimodern1987
1️⃣مقدمه
📌مقدمه‌ی سخنرانی هدف سخنرانی‌تان را مشخص می‌کند؛ نکات کلیدی‌تان را از پیش اطلاع می‌دهد و به مخاطب‌تان می‌گوید که چرا باید به سخنان شما گوش دهد.
2️⃣بدنه: بدنه‌ی سخنرانی‌تان نقطه‌ای است که تک‌تک نکات اصلی‌تان را با جزئیات شرح می‌دهید. بدنه جایی است که داستان‌تان را تعریف می‌کنید.
3️⃣نتیجه‌گیری: نتیجه‌گیری سخنرانی‌تان، هدف و نکات اصلی شما را خلاصه می‌کند و در عین حال، اثری ماندگار بر مخاطب می‌گذارد.
4️⃣گذارها: گذارها باعث می‌شوند سخنرانی‌تان از بخش یا نکته‌ای به بخش و نکته‌ای دیگر جریانی آرام داشته باشد.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢مدل 3W در بازاریابی استراتژیک

💢مدل 3W در بازاریابی استراتژیک
@bazaryabimodern1987
 ۱- علت وجودی شرکت‌مان چیست؟ (Why)
 پس از پاسخ به این سوال، ارزش‌های کلیدی (Core values) و ماموریت (Mission) شرکت‌مان را کشف می‌کنیم و با کمک آنها، انگیزه و انرژی مدیران و کارمندان‌مان برای سخت‌تر کارکردن را افزایش می‌دهیم تا بتوانیم یک فرهنگ کاری قوی در شرکت‌مان به وجود بیاوریم.
 ۲- شرکت‌مان چه اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدتی را دنبال می‌کند؟ (What)
 بعد از پاسخ دادن به این سوال، اهداف اصلی‌مان در این حوزه‌های اصلی را تعیین می‌کنیم:
 سودآوری، فروش، سهم بازار، سطح و استانداردهای کیفی، نرخ رضایت و وفاداری مشتریان، سطح رفاه و حقوق کارمندان و مسئولیت‌های اجتماعی شرکت.
 ۳- شرکت‌مان برای رسیدن به اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت خود از چه استراتژی‌هایی کمک می‌گیرد؟ (Way)
 برای پاسخ دادن به این سوال باید استراتژی‌های اصلی‌مان در این حوزه‌ها را مشخص کنیم:
 سبد محصول‌مان و تنوع آن چگونه است؟ مزیت رقابتی اصلی‌مان چیست؟ چگونه می‌خواهیم توجه مشتریان هدف‌مان را جلب و آنها را به خودمان وفادار کنیم؟ برای خلق مزیت رقابتی و جلب وفاداری مشتریان‌مان، به چه ابزارها، منابع و شایستگی‌هایی نیاز داریم و چگونه می‌توانیم این موارد را به دست بیاوریم؟ با کمک این موارد، چگونه و از چه مسیری می‌خواهیم کسب‌وکارمان را رشد بدهیم؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

نکات(تاثیر زبان بدن در مصاحبه شغلی)

نکات(تاثیر زبان بدن در مصاحبه شغلی)

@bazaryabimodern1987
1⃣ 70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
2⃣ 67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
3⃣ 55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبه‌شونده به اتاق مصاحبه.
4⃣ 47 درصد مدیران ابراز می‌کردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمده‌اند نداشتند.
5⃣ 38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و هم‌چنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
6⃣ 33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
7⃣ 26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن می‌دانند.
8⃣ 21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.
💡 پی نوشت:
در چند دقیقه اول یک مصاحبه شغلی, زبان بدن شما است که سخن می گوید, چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست.
☝️توصیه می شود که حداقل ۳ درصد از درآمدتان را روی توسعه خودتان سرمایه گذاری کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢«بله» مشتری را پیگیری کنیم

💢«بله» مشتری را پیگیری کنیم
@bazaryabimodern1987
👈یکی از اشتباهات مرگبار فروشندگان آماتور، وقت گذاشتن بیش از حد برای مشتری بالقوه‌ای است که می‌دانند به احتمال زیاد نمی‌خرند
👈نتیجۀ ناملموس و پنهان این اشتباه، آن است که وقت، انرژی و حوصلۀ پیگیری از مشتریان بالقوه‌ای که احتمالاً از ما می‌خرند را نخواهیم داشت
👈بنابراین، مرز بین موفقیت در فروشندگی، در تشخیص بین مشتری بالقوۀ سرکاری و مشتری بالقوۀ واقعی قرار دارد
👈بر این اساس، اگر می‌خواهیم به یک فروشندۀ حرفه‌ای تبدیل شویم، باید مهارت‌مان در شناسایی مشتریان بالقوه‌ای که احتمال خریدن او بالاست را افزایش بدهیم
👈برای این منظور باید در کنار «نه»های مشتریان، به «بله»های آنها هم دقت کنیم و این «بله»ها را پیگیری کنیم
👈بعضی از این «بله‌»ها عبارتند از: بله می‌توانیم سه‌شنبۀ آینده ساعت 3 جلسه داشته باشیم؛ بله می‌توانم شما را به رییس‌مان معرفی کنم؛ بله در حال بررسی پیشنهادتان هستم و تا سه روز دیگر نظرم را به شما اعلام می‌کنم
👈فروشندگان حرفه‌ای وقتی این قبیل «بله»ها را از مشتری بالقوه می‌شنوند، به این نتیجه می‌رسند که احتمال زیاد این مشتری قصد خرید دارد
👈بر این اساس، تلاش می‌کنند تا مشتری را به مرحلۀ بعدی خرید هدایت کنند. مثلاً وقتی مشتری می‌گوید «بله می‌توانم شما را به رییس‌مان معرفی کنم»، از این جمله به سادگی عبور نمی‌کنند، بلکه همان‌جا تلاش می‌کنند وقت جلسه با رییس شرکت مشتری را تنظیم کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود
@bazaryabimodern1987
👈موفقیت در فروش به این دلایل روز به روز سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود:
1️⃣تعداد رقبا روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه مشتریان گزینه‌های بیشتری برای انتخاب دارند
2️⃣با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان راه‌های بیشتری برای بررسی پیشنهادات فروشندگان دارند. در نتیجه حرف‌ها و ادعاهای فروشندگان را به راحتی باور نمی‌کنند
3️⃣به دلیل تلاش رقبا برای تمایز خلاقانه از یکدیگر، انتظارات مشتریان روز به روز افزایش می‌یابد و برآورده کردن این انتظارات روز به روز سخت‌تر می‌شود
4️⃣به دلیل تشابه رقبا به یکدیگر، میزان وفاداری مشتریان به یک برند یا محصول روز به روز کاهش می‌یابد
5️⃣فشارهای مدیران ارشد شرکت‌ها به فروشندگان برای افزایش فروش روز به روز بیشتر می‌شود
6️⃣سرعت تغییرات بازارها روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه فروشندگان باید مرتب تلاش کنند خودشان را با شرایط روز بازار تطبیق بدهند
7️⃣با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات در دسترس مشتریان روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه، فروشندگان اطلاعات کمتری برای تاثیرگذاری بر مشتریان در اختیار دارند
8️⃣با توجه به افزایش تعداد رقبا و تلاش آنها برای تعامل مستقیم با افراد تصمیم‌گیر اصلی در سازمان‌ها، دسترسی به این افراد روز به روز سخت‌تر می‌شود
👈با این شرایط، مهم‌ترین کاری که یک فروشنده می‌تواند انجام بدهد تا موفق باشد، چیست؟
👈خیلی از فروشندگان به اشتباه تصور می‌کنند باید روی مواردی مثل روابط دوستانه‌تر با مشتریان یا تغییر شرکت و صنعتی که در آن هستند، تمرکز کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢یک میوۀ فاسد کافی است

💢یک میوۀ فاسد کافی است
@bazaryabimodern1987
👈از قدیم گفته‌اند که «یک میوۀ فاسد می‌تواند یک جعبۀ میوه را خراب کند». این واقعیت در مورد تیم‌های کاری هم مصداق دارد، به این معنا که یک عضو ناکارآمد می‌تواند اثربخشی و کارآیی کل تیم را کاهش دهد
👈برای همین، باید به این اصل مهم توجه کنیم: هر چند عضو مشکل‌ساز یک تیم‌ کاری معمولاً سهم کوچکی از کار آن تیم را برعهده دارد، اما به دلیل تاثیر منفی شدیدی که بر تیم می‌گذارد، باید به او بیشتر از بقیۀ اعضای تیم توجه کنیم
👈با این حال، یادمان باشد که تصمیم‌گیری دربارۀ چنین عضوی ساده نیست و نمی‌توانیم سریعاً بگوییم که «خوب باید عضو مشکل‌ساز را اخراج کنیم»
👈در حقیقت، اگر عضو بیمار تیم کاری‌مان، کسی است که به تازگی به استخدام سازمان درآمده، بهترین راه حذف آن شخص در همان دوره‌های نخست همکاری آزمایشی است
👈اما زمانی به مشکل می‌خوریم که یک کارمند قدیمی و سالم شرکت، ناگهان به یک کارمند ناسالم تبدیل می‌شود
👈در چنین شرایطی می‌توانیم از این عضو بپرسیم که: چرا رفتارش تغییر کرده و چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم تا رفتارش را اصلاح کند؟
👈اگر به دلایلی مثل تجربۀ بالای عضو ناسالم، تصمیم بگیریم با رفتار ناسالم کنونی او برخورد نکنیم، بقیۀ اعضای تیم علاقه و تمرکزشان را از دست می‌دهند و در نتیجه، عملکرد تیم به ناگهان افت می‌کند
👈یکی دیگر از خطاهایی که در چنین شرایطی رخ می‌دهد این است که عضو باسابقه ولی ناسالم را به واحدها و تیم‌های کاری دیگر منتقل کنیم
👈با این کارمان، دو مشکل بزرگ‌تر را به وجود می‌آوریم: اول، ناسلامتی را به بقیۀ واحدها و تیم‌های کاری شرکت سرایت می‌دهیم و دوم، این فرهنگ را در سازمان‌مان جا می‌اندازیم که سابقۀ کاری بالا، مجوز اقدامات ناسالم است
👈در نتیجه، اگر عضو باتجربه ولی ناسالم تیم کاری‌مان تصمیم گرفت رفتار ناسالم خود را ادامه بدهد، چاره‌ای جز اخراج او از تیم کاری و حتی سازمان‌مان نخواهیم داشت
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢روندهای بازار را نادیده نگیرید

💢روندهای بازار را نادیده نگیرید
@bazaryabimodern1987
1️⃣روندهای اقتصادی و تاثیر آن بر کسب و کار مشتریان‌مان
2️⃣روندهای بازار و تاثیر آن بر کسب و کار مشتریان‌مان
3️⃣روندهای تکنولوژیکی و تاثیر آن بر کسب و کار مشتریان‌مان
4️⃣تغییر در نیازها، خواسته‌ها و انتظارات مشتریان مشتریان‌مان و تاثیر آن بر کسب و کار مشتریان‌مان
5️⃣تغییرات احتمالی در محصولات مشتریان‌مان در آینده
6️⃣شایستگی‌ها و توانمندی‌های لازم برای مشتریان‌مان جهت موفقیت در آینده
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات

🔴▪️ نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات
@bazaryabimodern1987
1 - آدم ها تمایل دارند با کسانی کار کنن که دوستشان دارند . پس جوری رفتار کنید که دوست تان داشته باشند . مودب و صبور باشید .
2 - مردم جذب آدم هایی می شوند که سر حرفشان می ایستند . یعنی اگر قولی می دهید ، دقیقا چیزی را که گفته اید ، انجام دهید.آن را در همان زمان که گفته اید یا حتی زودتر انجام دهید .
3 - مردم به آدم های خوش قلب اعتماد می کنند . وقتی به آن ها توصیه ای می کنید که به آن ها بیشتر از خودتان سود می رسانید ، به خوش قلبی تان ایمان می آورند .
4 - مردم تمایل دارند با آدم هایی کار کنند که در کارشان متخصص باشند . پس اول از همه احتیاج دارید تا در زمینه ی فعالیت تان از طریق تمرین ، تحقیق ، تعلیم ،آموزش و مطالعه تخصص پیدا کنید .
5 -مردم دوست دارند که سرمایه شان را در اختیار آدم های صادق، با اخلاق و درست قرار دهند. پس در مطالب بازاریابی تان دروغ نگویید .
6 - مردم به اشخاصی گرایش دارند که از نظر ظاهری ، گیرا باشند و یا حداقل زننده نباشند پس همیشه آراسته باشید .
7 - مردم با آن هایی که واقعی به نظر بیایند راحت تر هستند . بهترین راه برای نشان دادن این که آدم عادی هستید این است که صمیمی و دوستانه رفتار کنید و به بقیه علاقه نشان بدهید .
8 -مردم به افرادی که به آن ها گوش می دهند و توجه می کنند ، جواب میدهند . این کلیشه ی قدیمی یادتان باشد : شما دو گوش دارید و یک دهان .
9 - مردم کنار کسانی که مثل خودشان هستند ، احساس راحتی می کنند .رمز این کار این است که یک مورد مشترک بین خودتان پیدا کنید . بعد ، از همان برای برقراری ارتباط استفاده کنید .
10 - مردم جذب افراد فروتن می شوند . پس خودستایی نکنید .
11 - مردم تحت تاثیر اشخاصی قرار می گیرند که پرمشغله به نظر می رسند ، پس هیچ وقت از کسادی بازارتان نگویید.
12 -مردم تمایل دارند افراد مفید دور برشان باشند .افرادی که با آن ها زندگی شان راحت تر می شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

ویژگی های نوابغ فروش:

ویژگی های نوابغ فروش:


🔹 احترام به مشتری و احترام به او
🔹 استقامت و بردباری
🔹 پیگیری
🔹آمادگی و انگیزه فروش
🔹انتقاد پذیر باشین
🔹 احساس مسولیت داشته باشید
🔹 خدمت فراگیر
🔹نو آوری و ابتکار
🔹درک نیاز مشتری
🔹 کمک کردن به مشتری برای پیدا کردن نیاز
🔹 سوالات مناسب پرسیده شود
🔹 وقت صرف کردن برای پیدا کردن سلیقه فروش
🔹و اینکه هیچ گاه حدس نزنید

موافقین ۰ مخالفین ۰

یکی از اشتباهات رایج مدیرها اینه که فکر می‌کنن اگه افراد کارشون رو بلدن، تیم باید درست کار کنه.

یکی از اشتباهات رایج مدیرها اینه که فکر می‌کنن
اگه افراد کارشون رو بلدن، تیم باید درست کار کنه.

اما در واقع تیم می‌تونه از دو جا ضربه بخوره:

🔹 ۱) نبود اطلاعات کافی (Information Gap)

این یعنی هرکس برداشت خودش رو از کار داره.

نشونه‌ها:
• هرکس کارو «یه‌جور» انجام می‌ده
• خروجی‌ها یک‌دست نیست
• سؤال‌های مشابه تکرار میشه
• بخش‌ها نمی‌دونن بقیه دارن چی کار می‌کنن
• کیفیت بالا و پایین میشه

علت‌ها:
• نتیجه نهایی تعریف نشده
• توقعات مدیر مبهمه
• نمونه‌ی درست ارائه نشده
• استاندارد کیفیت نوشته نشده
🔹 2) نبود هماهنگی (Coordination Gap)

یعنی اطلاعات هست،
اما قرار نیست‌ها درست چیده نشده.

نشونه‌ها:
• پروژه جلو میره، اما کند
• کارها وسطش گیر می‌کنه
• تحویل یک نفر وابسته به تأخیر دیگریه
• تیم نمی‌دونه کارها چه زمانی باید به هم برسند
• مسئولیت‌ها مرز ندارن

علت‌ها:
• نبود تقویم پروژه
• نبود ارتباط بین نقش‌ها
• مشخص نبودن ترتیب کارها
• چک‌پوینت‌های ناهماهنگ

🔹 ۳) مدل تشخیص ۶۰ثانیه‌ای

سوال ۱:
“آدم‌ها می‌دونن نتیجه نهایی دقیقاً چیه؟”
اگر نه → مشکل از اطلاعاته.

سوال ۲:
“آدم‌ها می‌دونن چه زمانی کار رو به کی باید تحویل بدن؟”
اگر نه → مشکل از هماهنگیه.

سوال ۳:
“کیفیت کارها ثابت هست؟”
اگر نه → اطلاعات.

سوال ۴:
“کارها گیرشون معمولاً وسط کاره یا آخر کار؟”
وسط = هماهنگی
آخر = اطلاعات
🔹 ۴) نسخه اصلاح سریع (Quick Fix)

اگر مشکل از اطلاعاته:
✔ نمونه استاندارد بده
✔ خروجی را واضح تعریف کن
✔ چک‌لیست کار بده
✔ معیار کیفیت بساز

اگر مشکل از هماهنگیه:
✔ ترتیب کارها رو مشخص کن
✔ تقویم پروژه بنویس
✔ چک‌پوینت هفتگی بساز
✔ نقاط تحویل (Handover) رو تعریف کن
🔹 تیم‌هایی که اطلاعات ندارن → خروجی‌های متفاوت می‌دن
🔹 تیم‌هایی که هم‌آهنگ نیستن → خروجی‌های دیر می‌دن

اطلاعات = کیفیت
هماهنگی = سرعت
هرکدوم لنگ بزنه،
کسب‌وکار کند و پرهزینه میشه.

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون چهار

💢قانون چهار
@bazaryabimodern1987
👈در هر مذاکره و قرارداد پیچیده‌ای، جزییات بی‌شماری وجود دارد که باید دربارۀ آنها گفتگو کنیم و تصمیم‌ بگیریم
👈ولی معمولاً موارد اصلی و مهم یک مذاکره و قرارداد را می‌توانیم در نهایتاً چهار مورد خلاصه کنیم
👈برای مثال، وقتی می‌خواهیم یک خودرو بخریم، این چهار عامل از بقیۀ عوامل مهم‌ترند: قیمت، سلامت، لوازم جانبی و وضعیت بیمۀ خودرو
👈در چنین معامله‌ای، بقیۀ موارد مثل شیوۀ پرداخت، زمان تحویل، سوابق تعمیر و نگهداری و غیره، موارد فرعی به حساب می‌آیند که ارزش وقت و انرژی زیاد را ندارند
👈برای همین، قانون چهار به ما یادآوری می‌کند قبل از ورود به یک مذاکره، چهار مورد اصلی‌مان را مشخص کنیم و بیشتر وقت و انرژی‌مان را به گفتگو دربارۀ آن چهار موضوع اختصاص بدهیم
👈طبق قانون چهار، وقتی دربارۀ چهار موضوع اصلی یک مذاکره به توافق برسیم، توافق دربارۀ سایر موضوعات جزیی راحت‌تر و سریع‌تر خواهد بود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈 چرا نباید هیچ وقت با لباس غیررسمی به ملاقات مشتری برویم؟

👈 چرا نباید هیچ وقت با لباس غیررسمی به ملاقات مشتری برویم؟
@bazaryabimodern1987
👈دلیل اول به جایگاه ما به عنوان فروشنده برمی‌گردد. ما قرار است با فروختن محصول یا خدمتی مشخص به مشتری، وضعیت کنونی او را تغییر بدهیم. برای موفقیت در این مسیر باید همیشه حرفه‌ای رفتار کنیم و از این‌رو، باید همیشه حرفه‌ای لباس بپوشیم
👈دلیل دوم این که وقتی لباس غیررسمی می‌پوشیم، می‌پذیریم که جلسۀ ما با مشتری، اتفاق ویژه و مهمی نیست. با این ذهنیت، به شخصیت خودمان لطمه می‌زنیم
👈دلیل سوم این که پوشیدن لباس غیررسمی به قدرت چانه‌زنی ما در مذاکره لطمه می‌زند. فرض کنید می‌خواهیم با مشتری بر سر قیمت چانه بزنیم. وقتی لباس غیررسمی پوشیده‌ایم، ناخودآگاه قدرت‌مان برای این کار کاهش می‌یابد
👈دلیل چهارم این که با پوشیدن لباس غیررسمی به همکاران‌مان هم این پیام را می‌دهیم که ما یک شرکت معمولی و بی‌نظم هستیم که می‌توانند در آن هر کاری دل‌شان می‌خواهد، انجام بدهند
👈در نهایت این که وقتی لباس غیررسمی می‌پوشیم، گزینه‌هایمان برای بقیۀ روز را محدود می‌کنیم. فرض کنید با لباس غیررسمی به ملاقات یک مشتری قدیمی رفته‌ایم. در این حالت، قطعاً نمی‌توانیم با همان لباس غیررسمی به ملاقات یک مشتری جدید و کاملاً جدی برویم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات

🔴▪️ نکاتی برای افزایش کاریزما و بهبود ارتباطات
@bazaryabimodern1987
1 - آدم ها تمایل دارند با کسانی کار کنن که دوستشان دارند . پس جوری رفتار کنید که دوست تان داشته باشند . مودب و صبور باشید .
2 - مردم جذب آدم هایی می شوند که سر حرفشان می ایستند . یعنی اگر قولی می دهید ، دقیقا چیزی را که گفته اید ، انجام دهید.آن را در همان زمان که گفته اید یا حتی زودتر انجام دهید .
3 - مردم به آدم های خوش قلب اعتماد می کنند . وقتی به آن ها توصیه ای می کنید که به آن ها بیشتر از خودتان سود می رسانید ، به خوش قلبی تان ایمان می آورند .
4 - مردم تمایل دارند با آدم هایی کار کنند که در کارشان متخصص باشند . پس اول از همه احتیاج دارید تا در زمینه ی فعالیت تان از طریق تمرین ، تحقیق ، تعلیم ،آموزش و مطالعه تخصص پیدا کنید .
5 -مردم دوست دارند که سرمایه شان را در اختیار آدم های صادق، با اخلاق و درست قرار دهند. پس در مطالب بازاریابی تان دروغ نگویید .
6 - مردم به اشخاصی گرایش دارند که از نظر ظاهری ، گیرا باشند و یا حداقل زننده نباشند پس همیشه آراسته باشید .
7 - مردم با آن هایی که واقعی به نظر بیایند راحت تر هستند . بهترین راه برای نشان دادن این که آدم عادی هستید این است که صمیمی و دوستانه رفتار کنید و به بقیه علاقه نشان بدهید .
8 -مردم به افرادی که به آن ها گوش می دهند و توجه می کنند ، جواب میدهند . این کلیشه ی قدیمی یادتان باشد : شما دو گوش دارید و یک دهان .
9 - مردم کنار کسانی که مثل خودشان هستند ، احساس راحتی می کنند .رمز این کار این است که یک مورد مشترک بین خودتان پیدا کنید . بعد ، از همان برای برقراری ارتباط استفاده کنید .
10 - مردم جذب افراد فروتن می شوند . پس خودستایی نکنید .
11 - مردم تحت تاثیر اشخاصی قرار می گیرند که پرمشغله به نظر می رسند ، پس هیچ وقت از کسادی بازارتان نگویید.
12 -مردم تمایل دارند افراد مفید دور برشان باشند .افرادی که با آن ها زندگی شان راحت تر می شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چرا باید برنامۀ بازاریابی داشته باشیم؟

💢چرا باید برنامۀ بازاریابی داشته باشیم؟
@bazaryabimodern1987
👈آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهند که بیش از 90 درصد کسب و کارهای جدید، در پنج سال اول فعالیت‌شان، شکست می‌خورند و از بازار حذف می‌شوند
👈با این که اکثر این کسب و کارها توسط افرادی راه‌اندازی می‌شوند که به امور فنی مسلطند، ولی به دلیل نداشتن تخصص‌های لازم برای مدیریت یک کسب و کار، به خصوص نداشتن برنامۀ بازاریابی، شکست می‌خورند
👈از سوی دیگر، همۀ افراد حرفه‌ای شاغل در مشاغل تخصصی برای وظایف‌شان برنامۀ مشخصی دارند. برای مثال، هیچ خلبانی بدون برنامۀ پروازی، هدایت یک هواپیما را نمی‌پذیرد یا هیچ فرماندهی بدون برنامۀ نظامی، رهبری یک مانور را نمی‌پذیرد
👈ولی وقتی راجع به بازاریابی حرف می‌زنیم، خیلی‌ها تصور می‌کنند بدون داشتن برنامۀ بازاریابی می‌توانند یک کسب و کار را به سمت موفقیت هدایت کنند
👈به عبارت دیگر، درست است که داشتن برنامۀ بازاریابی، موفقیت ما در بازار را تضمین نمی‌کند، ولی نداشتن برنامۀ بازاریابی قطعاً باعث شکست‌مان در بازار می‌شود
👈نکتۀ مهم این که، منظورمان از برنامۀ بازاریابی، یک سند مکتوب چند صد صفحه‌ای پر از نمودار، جدول و محاسبات نیست، چون این قبیل برنامه‌ها، شاید زیبا و جذاب باشند، ولی کاربردی نیستند و بعد از نوشته شدن، معمولاً در گوشه‌ای از کتابخانه یا کشوی مدیرعامل شرکت، خاک می‌خورند
👈برای همین، فرایندی که برای نوشتن برنامۀ بازاریابی طی می‌کنیم، ارزش بیشتری نسبت به برنامه‌ای که می‌نویسیم، دارد
👈به عبارت دیگر، خود فرایند برنامه‌ریزی بازاریابی است که اهمیت دارد، نه سندی که در انتهای این فرایند به عنوان «برنامۀ بازاریابی» می‌نویسیم
👈به همین دلیل، معتقدم که «80 درصد محتوایی که در یک برنامۀ بازاریابی آورده می‌شود، به درد نمی‌خورند و تنها 20% از محتوای یک برنامۀ بازاریابی است که ما را به موفقیت می‌رساند و می‌توانیم این 20% را در یک صفحه خلاصه کنیم»
👈وقتی برنامۀ بازاریابی‌مان را در یک صفحه می‌نویسیم، هم زمان‌مان را کمتر هدر می‌دهیم؛ هم می‌توانیم آن را به همۀ کارمندان‌مان بدهیم تا بخوانند؛ و هم می‌توانیم هر وقت خواستیم، برنامۀ بازاریابی‌مان را سریع به‌روز کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

پوشش یک فروشنده حرفه ای خانم، چند نکته رو به اختصار توضیح میدم.

پوشش یک فروشنده حرفه ای خانم، چند نکته رو به اختصار توضیح میدم.


خانم ها کفش استاندارد و رسیم باید پاشنه بین 5 تا 7 سانت داشته باشه


استفاده از کفش های لژدار و جلو باز ممنوعه دوستان

پوشش برای خانم ها کت دامن یا کت شلوار یک پوشش رسمیست

استفاده از مانتوهای کتی هم میتونه مناسب باشه

لطفاً در مذاکرات فروش از روسری استفاده کنید دوستان


روسریتون رو به نحوی بپوشید که گل گره روسری بیرون و بقیه گره روسری داخل یقه کت یا مانتوتون باشه دوستان

پس از گره میبایست تنها گل گره مشخص باشه


از پوشیدن انگشتر های بزرگ و سنگین جدا خودداری کنید

هیچ عذاداری علاقه نداره یک فرد ما پیراهن قرمز در مراسم فاتحه ببینه

و هیچ عروس یا دامادی دوست نداره فردی رو با لباس مشکی در عروسیشون ببینه

پس محیط کار و بیزینس هم قوانینی داره که میبایست به اونها عمل کرد دوستان


خانم ها سعی کنید صدای شلغ شلغ النگو، دستبند،پا بند یا گردنبندتون شنیده نشه

اگر صدا داره کلاً در مذاکرات فروش از اونها استفاده نکنید
 

خانم ها دقت کنید در حالت ایستاده دو دست به حالت کشیده در کنار بدن قرار بگیره

البته حالت شانه ها رو به پایین نیاد

این موضوع برای آقایون هم اجباریه دوستان


یک بازاریاب یا فروشنده حرفه ای هرگز در ارتباطات فروش دستش رو توی جیبش نمیذاره یا دست به سینه صحبت نمیکنه.

باز سوال دیگری دراین مورد بود پی وی سوالهایتان رو ارسال کنید در اسرع وقت راهنمایی نمایم


👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قدرت چانه‌زنی خریداران

💢قدرت چانه‌زنی خریداران
@bazaryabimodern1987
1️⃣شدت رقابت بین شرکت‌های حاضر در بازار/صنعت
2️⃣قدرت چانه‌زنی خریداران
3️⃣قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان مواد اولیه، تکنولوژی، نیروی کار و غیره
4️⃣احتمال و میزان سخت یا آسان بودن ورود رقیب جدید به بازار/صنعت
5️⃣احتمال و میزان سخت یا آسان بودن ورود محصول جایگزین محصول ما به بازار
👈پورتر معتقد است قدرت چانه‌زنی خریداران در شرایط زیر افزایش می‌یابد:
👈اگر تعداد خریداران کمتر از تعداد فروشندگان باشد
👈اگر خریداران وابستگی کمتری به یک فروشنده داشته باشند و بتوانند محصول مورد نیازشان را از فروشندگان دیگر تامین کنند
👈اگر کنار گذاشتن یک فروشنده و رفتن به سراغ فروشنده دیگر، کم هزینه‌تر و ساده‌تر باشد
👈اگر میزان خرید یک خریدار، بخش عمده‌ای از میزان فروش فروشنده را تشکیل بدهد و فروشنده به خریدار وابسته باشد
👈اگر محصولات موجود در بازار، تفاوت چندانی با هم نداشته باشند و خریدار بتواند هر کدام را که دوست داشت، بخرد
👈اگر خریداران به صورت جمعی و از طریق مثلا یک اتحادیه، خرید کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢تصمیم‌‌های ما شبیه یک فیلم هستند

💢تصمیم‌‌های ما شبیه یک فیلم هستند
@bazaryabimodern1987
👈ما معمولاً هنگام تصمیم‌گیری، تصمیم‌مان را به صورت منفرد (مثل یک عکس) مورد توجه قرار می‌دهیم
👈در حالی که در دنیای واقعی، هر یک تصمیم ما، مانند حلقه‌ای از تصمیم‌های قبلی و بعدی ظهور پیدا می‌کند (مانند یک فیلم)
👈به بیان دیگر، هر تصمیمی که امروز می‌گیریم، به شرایط جدیدی منجر می‌شود و فردا ما را به اتخاذ تصمیم‌های جدیدی وادار می‌کند
👈برای  همین، تصمیم‌گیران حرفه‌ای تلاش می‌کنند تصمیم‌هایی که مجبورند در آینده و بر اساس تصمیم فعلی‌شان بگیرند را از الان مشخص کنند که به این شیوه اصطلاحاً «درخت تصمیم‌گیری» می‌گوییم
👈برای مثال، دانشجویی را در نظر بگیرید که می‌خواهد در پایان اتمام دورۀ لیسانس خود، تصمیم بگیرد که به سربازی برود یا ادامۀ تحصیل بدهد 
👈این دانشجو برای تصمیم‌گیری بهتر باید تمام تصمیماتی که بعد از انتخاب یکی از این دو تصمیم اصلی مجبور می‌شود اتخاذ کند را از الان پیش‌بینی کند
👈شیوۀ درخت تصمیم‌گیری به ما کمک می‌کند تا بهترین تصمیم را بگیریم، اما تضمین نمی‌کند که تمام تصمیمات‌مان حتماً خوب از آب در می‌آیند
👈به همین دلیل، وقتی تصمیمی می‌گیریم و با مشکل مواجه می‌شویم، نباید از این که بد تصمیم گرفته‌ایم، خجالت بکشیم و تصمیم‌مان را کنار بگذاریم، چون با کنار نگذاشتن یک تصمیم بد، در مسیری از تصمیم‌های بدتر در آینده قرار می‌گیریم
👈همین چند سال پیش بود که یک خودروی دست دوم خریدم. بعدها در یک وب‌سایت خودرو دیدم که بدترین ماشین دست دومی که می‌شود خرید را انتخاب کرده‌ام
👈چند هفته بعد، پیش‌بینی این وب‌سایت درست درآمد و ظرف تابستان آن سال مجبور شدم بیش از 2 هزار دلار خرج این ماشین دست دوم کنم
👈برای همین دلم نمی‌آمد ماشینم را بفروشم، چون حسابی برای آن خرج کرده بودم و وقت گذاشته بودم. تا این که پاییز از راه رسید و بعد از اولین باران پاییزی، اگزوز ماشینم آتش گرفت و کل ماشین از بین رفت
👈ما در تصمیم‌گیری به ادامۀ یک تصمیم خطا در آینده، اصطلاحاً «خطای هزینه‌های از دست رفته» می‌گوییم. این وضعیت باعث می‌شود به دلیل هزینه‌هایی که تا کنون برای یک تصمیم خطا انجام داده‌ایم، آن تصمیم را کنار نگذاریم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

📌 سه نکته مهم که خیلی‌ها برای مذاکره و متقاعد سازی رعایت نمی‌کنن:

📌 سه نکته مهم که خیلی‌ها برای مذاکره و متقاعد سازی رعایت نمی‌کنن:
@bazaryabimodern1987
1️⃣ کنترل فضا: کسی که آرام‌تر و متمرکزتره، مذاکره رو هدایت می‌کنه.
2️⃣ شناخت محرک خرید: بفهم چی باعث میشه طرف مقابل سریع‌تر تصمیم بگیره.
3️⃣ ارائه پیشنهاد مرحله‌ای: یک‌باره به نتیجه نچسب؛ مسیر تصمیم‌گیری رو قدم‌به‌قدم بساز.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢2 بعلاوۀ 2 همیشه 4 نمی‌شود

💢2 بعلاوۀ 2 همیشه 4 نمی‌شود
@bazaryabimodern1987
👈مدافعان کار تیمی همواره به این استدلال تکیه می‌کنند: کار تیمی باعث هم‌افزایی می‌شود، به این معنا که خروجی آن، همیشه بیشتر از مجموع خروجی تک تک اعضای تیم است
👈ایشان برای جا انداختن استدلال‌شان این مثال ساده را مطرح می‌کنند: در کار تیمی، دو بعلاوۀ دو، چهار نمی‌شود بلکه مثلاً مساوی پنج می‌شود
👈اما یادمان باشد که برعکس این وضعیت هم وجود دارد. یعنی کار تیمی می‌تواند با ایجاد هم‌افزایی منفی، باعث کاهش خروجی تیم شود و در نتیجه، دو بعلاوۀ دو مساوی مثلاً سه شود
👈برخلاف باور رایج، هم‌افزایی منفی پدیدۀ رایج‌تری در کارهای تیمی است تا هم‌افزایی مثبت. دلیل این واقعیت، یک پدیدۀ رایج در کار تیمی است: از زیر کار در رفتن بعضی از اعضای تیم
👈این پدیده در اواخر سال 1920 توسط یک روانشناس آلمانی به نام ماکس رینگلمَن کشف شد. وی در مطالعه‌ای برای مقایسۀ کارایی فردی و گروهی، انسان‌ها را در مسابقۀ طناب‌کشی مورد مطالعه قرار داد
👈او انتظار داشت زمانی که سه نفر یک طناب را می‌کشند، جمع نیروی آنها حداقل سه برابر نیروی یک نفرشان باشد
👈اما نتایج این آزمایش، خلاف انتظار بود و جمع نیروی یک تیم سه نفرۀ طناب‌کشی، معمولاً مساوی دو و نیم برابر جمع نیروی اعضای تیم بود
👈اعضای تیم معمولاً به این دلیل از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند که فکر می‌کنند اعضای دیگر در حال انجام این کار هستند
👈علاوه بر این تصور، دو عامل دیگر هم باعث افزایش از زیر کار در رفتن می‌شود: اعضای تیم احساس می‌کنند وظایف‌ تیم به درستی بین اعضا تقسیم نشده و از سوی دیگر، اعضای تیم احساس می‌کنند رابطۀ مشخصی بین تلاش‌شان و میزان پاداشی که دریافت می‌کنند، وجود ندارد
@bazaryabimodern1987

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️برای شاد کردن همکارانتان تلاش کنید.

🔴▪️برای شاد کردن همکارانتان تلاش کنید.
@bazaryabimodern1987
🔸وجود اطرافیان شاد در محیط کار باعث شادی شما می‌شود‌‌. هر چه شما به افراد شاد نزدیک‌تر باشید، درصد بالاتری از شادی و انرژی مثبت ناشی از آن نصیبتان می‌شود و در نتیجه تداوم یافتن این محیط شاد و پرانرژی است که بهره‌وری هم به نحو چشمگیری افزایش می‌یابد‌‌. اگر در اطراف ما افراد شاد حضور ندارند بکوشیم با تشویق دیگران به شاد بودن، بر شادی خودمان بیفزاییم‌‌.
🔹راه‌های زیادی برای شادتر کردن دیگران وجود دارد:
1⃣تعریف و تمجید از آنها
2⃣دادن هدیه‌های کوچک و نه‌چندان گران‌قیمت
3⃣داستان تعریف کردن
4⃣انجام کار گروهی
5⃣پیشنهاد روش‌هایی برای مقابله با استرس
6⃣گوش فرا دادن به مشکلات دیگران
🔸وقتی دیگران را به خندیدن و شاد شدن وادار می‌کنید، به طور غیرمستقیم از او می‌خواهید از نگرانی و ناراحتی درباره کار و زندگی‌اش خودداری کند. اگر چنین شود، احساس رضایت و شادکامی شما نیز چند برابر خواهد شد‌‌.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢7 استراتژی جایگاه‌یابی

💢7 استراتژی جایگاه‌یابی
@bazaryabimodern1987
👈برای جایگاه‌یابی (Positioning) درست برند یا محصول‌مان در ذهن مشتریان، می‌توانیم یکی از این هفت استراتژی را انتخاب کنیم:
1️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ یک ویژگی مهم محصول
برای مثال، ولوو خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: ایمن‌ترین خودروی دنیا
2️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ منفعت محصول
برای مثال، تاید خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: لباس شما را بهتر از همه تمیز می‌کند  
3️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ کاربرد محصول
برای مثال، آرم اَند هَمِر خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: وقتی می‌خواهید بوی بد را از زندگی‌تان حذف کنید، کافی است آرم اَند هَمِر بخرید
4️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ کاربران محصول
برای مثال، اپل لپ‌تاپ‌های خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: بهترین لپ‌تاپ برای طراحان حرفه‌ای
5️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ رقبای محصول
برای مثال، شرکت کرایۀ خودروی آویس خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: ما شرکت دوم بازار هستیم، برای همین بیشتر از رقیب‌مان تلاش می‌کنیم
6️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ طبقۀ محصول
برای مثال، زیراکس خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: زیراکس یعنی دستگاه فتوکپی
7️⃣جایگاه‌یابی بر پایۀ کیفیت/قیمت محصول
برای مثال، شَنِل خودش را این گونه جایگاه‌یابی کرده است: بهترین و گران‌ترین عطر دنیا
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢با مشتری ارتباط مستمر داشته باشیم

💢با مشتری ارتباط مستمر داشته باشیم
@bazaryabimodern1987
👈داشتن یک سیستم منظم یا یک استراتژی مدون برای ارتباط مستمر با مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی، یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت روابط‌مان با مشتریان است

👈به همین دلیل، فروشندگان موفق، فروشندگانی هستند که به ارتباط مستمر با مشتریان با کمک تلفن، ایمیل، نامۀ رسمی، یادداشت دست‌نویس، ملاقات حضوری یا هر ابزار دیگری اهمیت می‌دهند

👈این فروشندگان به خوبی می‌دانند که ارتباط اصولی با مشتریان این منافع را به دنبال دارد:

1️⃣ارتباط مستمر، مشتری را به یاد ما می‌اندازد چون از قدیم گفته‌اند از دل برود هر آن که از دیده برفت

2️⃣ارتباط مستمر، این پیام را به مشتری منتقل می‌کند که با یک فروشندۀ حرفه‌ای مواجه است

3️⃣تماس و ارتباط مستمر با مشتری، این پیام را به او منتقل می‌کند که فقط برای فروش با او در تماس نیستیم بلکه خواهان ارتباطی قوی با او هستیم

4️⃣ارتباط مستمر با مشتری، او را از گزند رقبا محفوظ می‌دارد و تا حدود زیادی مانع جذب او توسط مشتریان می‌شود

5️⃣ارتباط مستمر با مشتری، به ویژه برای اهدافی غیر از فروش، به مشتری القاء می‌کند که ما بهتر از رقبا هستیم

👈برای ارتباط مستمر و منظم با مشتریان‌مان می‌توانیم از این ایده‌ها کمک بگیریم:

1️⃣پس از اولین ملاقات با مشتری یا اولین تماس او با ما، از او برای وقتی که برای‌مان گذاشته، تشکر کنیم

2️⃣بعد از هر بار خرید مشتری، از او بابت داد و ستد با شرکت‌مان تشکر کنیم

3️⃣پس از حل مشکلات مشتری، با او تماس بگیریم تا مطمئن شویم توانسته‌ایم رضایتش را به دست بیاوریم

4️⃣وقتی مشتری کنونی‌مان یک مشتری جدید به ما معرفی می‌کند، با او تماس بگیریم و بابت این کار از او تشکر کنیم

5️⃣بعد از دادن هر نوع قول و تعهدی به مشتری، با او تماس بگیریم و پیشرفت کار را به او گزارش کنیم تا بداند که قول‌مان را فراموش نکرده‌ایم

6️⃣پس از ملاقات و آشنایی با یک مشتری در نمایشگاه تجاری، به او پیام بدهیم و از آشنا شدن با او ابراز خوشحالی کنیم

7️⃣بعد از ارسال اقلام بازاریابی مثل کاتالوگ، نمونۀ محصول و غیره، با مشتری تماس بگیریم و نظرش را جویا شویم

8️⃣پس از دریافت سفارش از یک مشتری، با او تماس بگیریم و ضمن تایید دریافت سفارش، جزئیات آن را با مشتری چک کنیم

9️⃣بعد از دادن آدرس وب‌سایت و شبکۀ اجتماعی‌مان به مشتری، با او تماس بگیریم و بپرسیم آیا موفق شده به وب‌سایت‌ یا شبکۀ اجتماعی‌مان سر بزند یا نه و اگر سر زده، نظرش چیست؟

@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

✅وظایف ویزیتور در بازار

✅وظایف ویزیتور در بازار
@bazaryabimodern1987
ویزیتور کسیه که پل ارتباطی بین شرکت و مشتریان بازاره.
وظایف اصلی او فراتر از «فروش محصول» هستند و شامل ایجاد اعتماد، جذب مشتری و تثبیت برند می‌شن.

🔴 وظایف کلیدی ویزیتور
🔸شناسایی و بازاریابی مشتریان جدید
ویزیتور باید مغازه‌ها و فروشگاه‌های هدف رو شناسایی کنه، با آن‌ها ارتباط برقرار کنه و مشتریان جدید جذب کنه.
🔸معرفی و ارائه محصول
محصول رو به شکل حرفه‌ای معرفی کنه، مزایا و تفاوت‌ها رو توضیح بده و نیاز مشتری رو برطرف کنه.
🔸مدیریت سفارش‌ها و موجودی
سفارش مشتریان رو ثبت کنه، موجودی مغازه‌ها رو بررسی کنه و اطمینان حاصل کنه که مشتری همیشه محصول در دسترس داشته باشه.
🔸پاسخ به اعتراض و حل مشکل
اعتراض‌ها، سوالات و نگرانی‌های مشتریان رو با حوصله و دقت پاسخ بده و مشکلات آن‌ها رو حل کنه.
🔸پیگیری و نگهداری رابطه بلندمدت
بعد از فروش، با مشتریان در ارتباط باشه، رضایت آن‌ها رو بررسی کنه و برای فروش‌های آینده آماده باشه.
🔸جمع‌آوری اطلاعات بازار و رقبا
قیمت‌ها، رفتار رقبا، ترندها و نیازهای جدید بازار رو گزارش بده تا شرکت بتونه تصمیمات درست بگیره.
🌱 جمع‌بندی:
وظایف ویزیتور فقط فروش نیست؛ بلکه شامل:
شناسایی مشتریان، ارائه محصول، حل مشکل، پیگیری و جمع‌آوری اطلاعات بازاره.
یک ویزیتور حرفه‌ای، با انجام دقیق این وظایف، اعتماد مشتری، تثبیت برند و افزایش فروش رو تضمین می‌کنه.
💬 جمله پایانی:
«ویزیتور موفق کسیه که فروشنده ساده نیست، بلکه نماینده حرفه‌ای برند، مشاور مشتری و مدیر بازار همزمان است.»
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

22 قانون بازاریابی:

22 قانون بازاریابی:
@bazaryabimodern1987
1:قانون رهبری (اول بودن بهتر از برتر بودن است.)
2:قانون طبقه (اگر در یک طبقه نمی توانید اول باشید،طبقه دیگری درست کنید که در آن اول باشید)
3:قانون ذهن ( وارد شدن به دنیای ذهن مشتریان بهتر از ورود به بازار است.)
4:قانون تصورات (بازاریابی جنگ محصولات نیست،جنگ تصورات است.)
5:قانون توجه (اثرگذارترین مفهوم در بازاریابی،داشتن کلمه ای در ذهن مشتریان است.)
6:قانون انحصار ( دو شرکت نمی توانند یک کلمه مشترک در ذهن مشتری داشته باشند.)
7:قانون نردبان (استراتژی مورد استفاده شما،به پله ای بستگی دارد که در نردبان روی آن ایستاده اید.)
8:قانون مسابقه دو نفره (در بلند مدت هر بازاری به محل مسابقه دو اسب تبدیل می شود.)
9:قانون عکس (اگر هدفتان جایگاه دوم است،استراتژی شما را رهبر بازار تعیین می کند.)
10:قانون تقسیم (در طول زمان مقوله تقسیم،و به دو یا چند مقوله تبدیل می شود.)
11:قانون چشم انداز (آثار بازاریابی در گستره زمان نمایان می شود.)
12:قانون توسعه خط (فشار غیر قابل مقاومتی برای توسعه محصولات با نام تجاری پیشین وجود دارد.)
13:قانون قربانی (برای به دست آوردن چیزی،به ناچار باید چیز دیگری را از دست بدهید.)
14:قانون ویژگی ها (در برابر هر ویژگی،یک ویژگی اثر گذار دیگر وجود دارد.)
15:قانون صداقت (هنگامی که شما امتیاز منفی را می پذیرید،مشتری یک امتیاز مثبت به شما می دهد.)
16:قانون حرکت جسورانه (در هر موقعیت،تنها یک حرکت نتیجه غایی را تعیین می کند.)
17:قانون غیر قابل پیش بینی بودن (اگر نتوانید برنامه رقبای خود را بنویسید،نمی توانید آینده را پیش بینی کنید.)
18:قانون موفقیت (موفقیت معمولا غرور می آفریند و غرور به شکست می انجامد.)
19:قانون شکست (باید در انتظار شکست بود و آن را پذیرفت.)
20:قانون سر و صدا (شرایط در بیشتر موارد بر عکس چیزی است که در مطبوعات درج می شود.)
21:قانون شدت (برنامه های موفق مبتنی بر مد نیستند،بلکه بر پایه روند ها تنظیم می شوند.)
22:قانون منابع (بدون پول کافی هیچ ایده ای به نتیجه نمی رسد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون آینده

💢قانون آینده
@bazaryabimodern1987
👈این قانون در مورد مذاکراتی مصداق دارد که قرار است در آن بارها و بارها با یک سری فرد مشخص مذاکره کنیم
👈طبق این قانون، مذاکره با یک سری فرد مشخص برای دفعات متعدد و زمان طولانی، یک امر کاملاً طبیعی و رایج است، برای همین، هنگام ورود به چنین مذاکراتی باید «آینده‌نگری بنیادین» داشته باشیم
👈برای اجرای این قانون، باید به یاد داشته باشیم که هدف ما از مذاکرات طولانی مدت، صرفاً بستن قرارداد و فروش نیست، بلکه حفظ رابطه با طرف مذاکره است. پس اگر در یک یا چند مذاکره به نتیجه نرسیدیم، نباید روابط‌مان را به هم بزنیم
👈از طرف دیگر، رابطه‌ای در بلندمدت حفظ می‌شود که در آن طرفین احساس کنند برنده هستند. بر این اساس، اگر طرف مقابل‌مان احساس کند که بازنده شده، قطعاً در مذاکرات بعدی وارد نمی‌شود یا با ذهنیت منفی وارد می‌شود
👈وقتی هر دو طرف مذاکره احساس کنند برنده هستند، تلاش می‌کنند مفاد تفاهم را اجرا کنند. برای همین، نباید صرفاً به برنده شدن در مذاکره فکر کنیم، بلکه باید تمام تلاش‌مان را برای اجرای دقیق، سروقت و تمام و کمال تعهدات‌مان به‌کار بگیریم
👈پس در مجموع می‌توانیم قانون آینده را به این صورت خلاصه کنیم: باید با ذهنیت حفظ روابط با مشتریان، تامین منافع آنها در هر مذاکره و معامله و انجام تمام تعهدات‌مان در قبال مشتریان، با آنها مذاکره کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

❤️رفتار خود را تغییر دهید، لازم نیست احساسات خود را تغییر دهید.

❤️رفتار خود را تغییر دهید، لازم نیست احساسات خود را تغییر دهید.
@bazaryabimodern1987
⭕️این کاملا طبیعی است که نسبت به کسی، احساس ناراحتی یا نفرت داشته باشید. لااقل فعلا تلاش نکنید که آن احساس را تغییر دهید. در عوض بکوشید رفتار خود را تغییر دهید. 
✅ به برخی از این کارها فکر کنید: 
🔸شاید بتوانید در دفتر او توقفی کوتاه داشته و در کنار هم چای بنوشید.
🔸شاید بتوانید برای کارمند آن شخص، یک ایمیل بفرستید و از یکی از رفتارهای تحسین برانگیز او تشکر کنید.
🔸شاید بتوانید با رییس آن شخص صحبت کرده و از خوبیهای او بگویید.
🔸یک بار می توانید بدون هدف کاری و صرفا با هدف دیدار یکدیگر، او را به یک نهار یا شام دعوت کنید.
🔸فیلم یا کتابی که فکر میکنید موردعلاقه اش است را برایش ارسال کنید.
حتی میتوانید یک گام بیشتر در مسیر مسئولیت پذیری بردارید: دفعه بعد که با آن شخص صحبت میکنید، با او در مورد اینکه چطور می توان روابط موجود را بهتر کرد، صحبت کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💪 بالاترین میزان فروش در مذاکرات حضوری اتفاق می‌افته.

💪 بالاترین میزان فروش در مذاکرات حضوری اتفاق می‌افته.

چرا؟
چون در مذاکره‌ی رو در رو، مشتری فقط محصول یا خدمت رو نمی‌بینه…
بلکه اعتماد، زبان بدن، نگاه و صداقت فروشنده رو هم احساس می‌کنه.

👀 جایی که کلمات کافی نیستن، جزئیات کوچیک مثل لبخند، توجه به نیاز مشتری و حتی طرز نشستن، فروش رو رقم می‌زنن.

🎯 فروشنده‌ای موفقه که بدونه در مذاکره حضوری،
«ارتباط» ارزشمندتر از هر تخفیف و پیشنهاده.

 یاد بگیر روی این جزئیات تمرکز کنی؛
چون فروش‌های بزرگ، همین‌جا شکل می‌گیرن.

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️اگر میخواهید برند شخصی‌تان را بزرگ کنید، ابتدا روی محتوا و سوادتان کار کنید، سپس روی توان ارتباطات بین فردی کار کنید.

🔴▪️اگر میخواهید برند شخصی‌تان را بزرگ کنید، ابتدا روی محتوا و سوادتان کار کنید، سپس روی توان ارتباطات بین فردی کار کنید.
@bazaryabimodern1987
🔅مواردی چون توان مذاکره، مهارت کلامی، مهارت گوش دادن، مدیریت نگاه، مهارت‌های غیر کلامی، ظاهر مناسب، بهره گیری از رسانه‌ها خصوصا فضای مجازی و... از این موارد هستند.
🔺حالا باید فلسفه حضور را جدی بگیرید و در مجامع، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، مطبوعات و... حضور فعال داشته باشید.
🔻گرانترین الماس جهان هم تا در ویترین مناسب قرار نگیرد دیده نمی‌شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️5 روش که بازاریابی کسب و کار کوچک شما را بهتر می‌کند.

🔴▪️5 روش که بازاریابی کسب و کار کوچک شما را بهتر می‌کند.
@bazaryabimodern1987
1⃣از رقبا یاد بگیرید.
 وقتی که راه‌های جدیدی برای پیشرفت بازاریابی خود جست و جو می‌کنید، به رقبای خود نگاه کنید.
2⃣گواهی نامه بگیرید.
قبل از این‌که افراد چیزهایی را بخرند، اغلب بررسی‌هایی می‌کنند که اعتبار خرید آن‌ها را تضمین کند.
3⃣رسانه‌های اجتماعی خود را به روز کنید.
بازاریابی رسانه‌های اجتماعی برای کسب و کار کوچک اهمیت دارد.
4⃣از فروشگاه خارج شوید.
برای مشتریان بالقوه مهم است که شما و کسب و کار شما را بشناسند، آن‌ها باید شما را ببینند.
5⃣به یک متخصص تبدیل شوید.
می‌توانید بازاریابی کسب و کار خود را به عنوان کارشناس محلی، ارتقا دهید. 
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢آیا واقعاً به بازاریابی نیاز داریم؟

💢آیا واقعاً به بازاریابی نیاز داریم؟
@bazaryabimodern1987
👈برخی از صاحبان کسب و کار خودشان را این گونه فریب می‌دهند که: ما محصول خوبی داریم، پس مشتری حتماً آن را می‌خرد و به همین دلیل نیازی به بازاریابی نداریم! تاریخ تجارت پر از محصولاتی است که از نظر فنی عالی بودند ولی در بازار شکست خوردند
👈داشتن محصول خوب، یا حتی محصول عالی، برای موفقیت در بازار ضروری است، ولی کافی نیست. این بازاریابی است که می‌تواند به عنوان مکملِ «محصول خوب» عمل کند و باعث موفقیت آن در بازار بشود
👈در حقیقت، می‌توان گفت «محصولی خوب است که فروخته شود، محصولی که از نظر فنی عالی است ولی فروش نمی‌رود را نمی‌توان یک محصول خوب به حساب آورد»
👈به بیان دیگر، محصول خوب باعث می‌شود تا «رضایت و وفاداری مشتریان» افزایش یابد و مشتریان فعلی، محصول را به بقیه معرفی و توصیه کنند
👈وقتی می‌توانیم از این فواید بهره‌مند شویم که بتوانیم «مشتری را جذب و او را به خرید محصول راضی کنیم». این وظیفه، اولین و مهم‌ترین وظیفۀ بازاریابی است
👈پس می‌توانیم نتیجه بگیریم که برای موفقیت در بازار، حتی اگر محصولی عالی داشته باشیم، باز هم به بازاریابی نیاز داریم و بدون داشتن یک برنامۀ بازاریابی خوب، احتمال شکست‌مان به شدت افزایش می‌یابد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️تکنیک بازاریابی و فروش

🔴▪️تکنیک بازاریابی و فروش
@bazaryabimodern1987
🔅تکنیک بوم‌رنگ:
ترجمه یا تبدیل اعتراض مشتری به دلیلی برای خرید و انتخاب محصول است. مثلا مشتری به دلیل راکد بودن بازار از خرید محصول ما امتناع می‌کند در این شرایط ما می‌گویم که دقیقا به این خاطر که بازار راکد است این محصول را به شما معرفی می‌کنم چون تنها چیزی  که الان فروش دارد محصول ما است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢اثر بارنوم

💢اثر بارنوم
@bazaryabimodern1987
👈اثر بارنوم (Barnum effect) به آمادگی روانی انسان‌ها برای پذیرش توصیف‌ها یا جملاتی گفته می‌شود که با شرایط آنها همخوانی دارد
👈مثلا فالگیرها کسانی هستند که از اثر بارنوم به خوبی استفاده می‌کنند و بعد از توجه به شرایط کلی مشتری‌شان، فال را تغییر می‌دهند
👈برای مثال، اگر مشتری‌شان یک زن جوان است، از یک ازدواج رویایی و زندگی مشترک خوب در آینده سخن می‌گویند 
👈اثر بارنوم به فروشندگان و بازاریاب‌ها پیشنهاد می‌کند که روش توصیف و معرفی محصول‌شان را با شرایط کلی مشتری تطبیق بدهند
👈مثلا اگر نرم‌افزار حسابداری می‌فروشیم و مشتری‌مان یک شرکت تازه تاسیس است، در توصیف محصول‌مان باید بیشتر روی «سادگی کار با نرم‌افزار حتی برای شرکت‌های تازه تاسیس» یا «قیمت مناسب محصول‌مان حتی برای شرکت‌های تازه تاسیس» تمرکز کنیم تا ذهن مشتری را آماده پذیرش پیشنهادمان کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️اصلاح نظام فکری

🔴▪️اصلاح نظام فکری
@bazaryabimodern1987
«وقتی با مساله‌ای مواجه می‌شویم، به نظر می‌رسد که باید از فکرمان برای حل مساله استفاده کنیم. اما در واقع مساله اصلی خود فکر است».
🔺ما با فکر غلط مشکلاتی درست می‌کنیم و بعد از همان فکر می‌خواهیم که راه چاره‌ای برای این مشکلات ارایه دهد.
🔻طرز فکری که مشکلات را به وجود آورده، نمی‌تواند راه حلی برای آن‌ها ارایه دهد. راه‌حل‌هایی که به این روش به دست آیند، مشکلات بزرگتری ایجاد خواهند کرد.
🔺اولین قدم برای حل مشکلات، اصلاح فکر است. و موثرترین اقدام برای اصلاح فکر، گفتگو است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

❤️در نظر گرفتن تصویر ذهنی دیگران از شما به‌عنوان برند شخصی بسیار مهم است.

❤️در نظر گرفتن تصویر ذهنی دیگران از شما به‌عنوان برند شخصی بسیار مهم است. 
@bazaryabimodern1987
🔻در هر مجموعه‌ای محبت و صمیمیت بیش از حد، جنبه‌هایی از ابهت شما را کاهش می‌دهد، اما افراط در اقتدار نیز مشکلات خودش را دارد. 
🔺همواره سعی کنید که تعادلی بین احترام و محبت پیدا کنید و برای خلق شخصیتی که می‌خواهید به‌عنوان رهبر نمایش دهید، از هر دو جنبه استفاده کنید.
 @bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود
@bazaryabimodern1987
👈موفقیت در فروش به این دلایل روز به روز سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود:
1️⃣تعداد رقبا روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه مشتریان گزینه‌های بیشتری برای انتخاب دارند
2️⃣با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان راه‌های بیشتری برای بررسی پیشنهادات فروشندگان دارند. در نتیجه حرف‌ها و ادعاهای فروشندگان را به راحتی باور نمی‌کنند
3️⃣به دلیل تلاش رقبا برای تمایز خلاقانه از یکدیگر، انتظارات مشتریان روز به روز افزایش می‌یابد و برآورده کردن این انتظارات روز به روز سخت‌تر می‌شود
4️⃣به دلیل تشابه رقبا به یکدیگر، میزان وفاداری مشتریان به یک برند یا محصول روز به روز کاهش می‌یابد
5️⃣فشارهای مدیران ارشد شرکت‌ها به فروشندگان برای افزایش فروش روز به روز بیشتر می‌شود
6️⃣سرعت تغییرات بازارها روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه فروشندگان باید مرتب تلاش کنند خودشان را با شرایط روز بازار تطبیق بدهند
7️⃣با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات در دسترس مشتریان روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه، فروشندگان اطلاعات کمتری برای تاثیرگذاری بر مشتریان در اختیار دارند
8️⃣با توجه به افزایش تعداد رقبا و تلاش آنها برای تعامل مستقیم با افراد تصمیم‌گیر اصلی در سازمان‌ها، دسترسی به این افراد روز به روز سخت‌تر می‌شود
👈با این شرایط، مهم‌ترین کاری که یک فروشنده می‌تواند انجام بدهد تا موفق باشد، چیست؟
👈خیلی از فروشندگان به اشتباه تصور می‌کنند باید روی مواردی مثل روابط دوستانه‌تر با مشتریان یا تغییر شرکت و صنعتی که در آن هستند، تمرکز کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢رفتار ما موثرتر از گفتارمان است

💢رفتار ما موثرتر از گفتارمان است
@bazaryabimodern1987
👈مدیران حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که: صدای رفتارشان بلندتر از گفتارشان است
👈به بیان دیگر، کارمندان بیشتر از آن که به سخنان یک مدیر توجه کنند، به رفتار او دقت می‌کنند و آن را ملاک ارزیابی‌شان از آن مدیر قرار می‌دهند
👈در حقیقت، مدیران، الگوی کارمندان‌شان هستند به این معنا که کارمندان از رفتارهای واقعی مدیرشان تقلید می‌کنند
👈این واقعیت بدین معنا نیست که کارمندان به حرف‌ها و نظرات مدیرشان گوش نمی‌دهند، بلکه در کنار گوش دادن به حرف‌ها و نظرات مدیر، رفتار او را هم زیرنظر می‌گیرند و بیشتر از حرف‌های مدیر به رفتار او اهمیت می‌دهند
👈برای مثال، مدیری را در نظر بگیرید که در جلسات مرتب می‌گوید: کارکنان، ارزشمندترین سرمایۀ سازمان ما هستند
👈اما وقتی این مدیر از جلسه خارج می‌شود، به شکایات کارمندان گوش نمی‌دهد، به مشکلات شخصی کارمندان اهمیت نمی‌دهد یا برای حفظ کارمندان خوب شرکت هیچ تلاش نمی‌کند
👈کاملاً طبیعی است که بعد از مدتی، این مدیر هر چقدر هم که دربارۀ ارزشمند بودن کارمندان سخنرانی کند، دیگر کسی باور نمی‌کند
👈پس یادمان باشد که تضاد بین گفتار و رفتار ما، مهم‌ترین عامل نابودکنندۀ اعتماد متقابل بین مدیر و کارمندانش است
👈وقتی که اعتماد بین یک مدیر و کارمندانش از بین برود، آن مدیر دیگر نمی‌تواند کارمندانش را مدیریت کند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

قانون انگیزه مفرط

💢قانون انگیزۀ مفرط
@bazaryabimodern1987
👈هیچ کسی دوست ندارد در یک مذاکره بازنده شود. بر همین اساس، هیچ کدام از مشتریان‌مان هم دوست ندارند فکر کنند مذاکرۀ فروش را باخته‌اند و مجبور به خرید محصول یا خدمتی شده‌اند
👈به بیان دیگر، مشتریان دوست دارند حس کنند خودشان و بر اساس اطلاعات خوبی که به آنها ارائه شده، تصمیم گرفته‌اند محصول یا خدمتی را بخرند
👈اگر نتوانیم این ذهنیت را در مشتریان‌مان ایجاد کنیم، قطعاً نمی‌توانیم در فروش موفق شویم. برای همین، باید کاری کنیم تا مشتری حس کند می‌خواهیم به او کمک کنیم، نه این که چیزی به او بفروشیم
👈در حقیقت، اگر از نظر مشتری، آموزگار، مشاور و راهنمای او باشیم، از ما استقبال می‌کند و پیشنهادمان را می‌پذیرد
👈اما اگر احساس کند قصد فروش چیزی را به او داریم، مخصوصاً چیزی که به آن نیاز ندارد، بلافاصله عقب‌نشینی می‌کند

@bazaryabimodern1987

موافقین ۱ مخالفین ۰

🔴▪️اصول کاری یک فروشنده موفق

🔴▪️اصول کاری یک فروشنده موفق
@bazaryabimodern1987
1⃣تا حد ممکن کمتر صحبت کنید و با طرح سوالات مناسب خریدار را ترغیب به صحبت کنید.
2⃣به لباس و سر و وضع خود اهمیت بدهید. لباس رسمی ذهنیت بهتری ایجاد می‌کند. 
3⃣هیچگاه حرف خریدار را قطع نکنید یا نگویید متوجه منظورتان شدم، بگذارید خریدار جملاتش را تمام کند. 
4⃣نام خریدار را بپرسید و مرتب در صحبت‌‌هایتان از نامش استفاده کنید. 
5⃣برای خریدار یک مشاور واقعی باشید، حتی گاهی پیشنهاد کنید از شما خرید نکند چون محصول شما مناسب او نیست.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢دو برداشت نادرست از بازاریابی

💢دو برداشت نادرست از بازاریابی
@bazaryabimodern1987
👈یکی از مشکلات بسیاری از مدیران بازاریابی، استناد آنها به این دو برداشت نادرست ولی رایج از بازاریابی است:
1️⃣بازاریابی برابر است با فروش
👈یادمان باشد، هر چند فروش، بخشی از مدیریت بازاریابی است، ولی بازاریابی مفهومی بس گسترده‌تر از فروش است. برای همین است که پیتر دِراکِر، پدر مدیریت مدرن، معتقد است: هدف بازاریابی، از بین بردن فروش است
👈منظور دِراکِر این است که باید با کشف نیازهای برآوردۀ نشدۀ مشتریان، محصول یا خدمتی را طراحی کنیم که آن قدر جذاب باشد که خودش بتواند خودش را بفروشد
👈بنابراین، بازاریابی برخلاف فروش، قبل از طراحی و عرضۀ محصول آغاز می‌شود و با فروختن آن به مشتری هم تمام نمی‌شود بلکه با تمرکز بر حفظ رابطه با مشتریان، ادامه می‌یابد
2️⃣بازاریابی یک واحد اداری مثل بقیۀ واحدهاست
👈درست است که بیشتر فعالیت‌های بازاریابی در واحدی به نام بازاریابی متمرکزند، ولی چنان چه بازاریابی را به یک واحد اداری محدود کنیم، شرکت‌مان صدمۀ جبران‌ناپذیری را متحمل می‌شود
👈برای همین است که دیوید پاکارد، هم‌بنیانگذار شرکت اِچ‌پی، معتقد بود: بازاریابی چنان با اهمیت است که نمی‌توان آن را به یک واحد سازمانی واگذار کرد
👈منظور پاکارد این بود که همۀ واحدهای شرکت می‌توانند روی موفقیت یا شکست بازاریابی و به ویژه روی رضایت یا نارضایتی مشتریان شرکت اثر بگذارند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢به شبکه‌های غیررسمی اهمیت بدهیم

💢به شبکه‌های غیررسمی اهمیت بدهیم
@bazaryabimodern1987
👈چند وقت پیش بود که کوکاکولا مجبور شد یک برنامۀ بزرگ تغییر ساختار را اجرا کند و برای این منظور، تصمیم گرفت تا بیش از 5200 نفر از کارمندان خود در سراسر جهان را اخراج کند
👈در میانۀ این برنامه، شایعات زیادی در شرکت رواج پیدا کرد و در نتیجه، با پخش این شایعه‌ها، انگیزۀ کارکنان شرکت به شدت کاهش یافت
👈مدیرعامل کوکاکولا برای متوقف کردن این ماشین شایعه‌سازی تصمیم گرفت تا کاملاً صادقانه، شفاف و مستقیم برخورد کند
👈برای همین پذیرفت که مدیریت ارشد در زمینۀ اطلاع‌رسانی در مورد تغییر ساختار، خوب عمل نکرده و از مدیران ارشد خواست تا در زمینۀ اطلاع‌رسانی بهتر و سریع‌تر عمل کنند
👈همان‌گونه که مدیران کوکاکولا آموختند، شبکه‌های غیررسمی در سازمان‌ها که منشأ بسیاری از شایعه‌ها و درگیری‌های سازمانی هستند، عامل مهمی در انحراف توجه کارکنان و کاهش اثربخشی آنها به شمار می‌آیند
👈برای همین، اگر می‌خواهیم یک مدیر موفق شویم، باید به حرف‌ها، شایعه‌ها و درگیری‌هایی که در شبکه‌های غیررسمی سازمان‌مان وجود دارد، اهمیت بدهیم و با آنها به شیوۀ مناسب برخورد کنیم
👈فقط باید این واقعیت را بپذیریم که هیچ وقت نمی‌توانیم شبکه‌های غیررسمی، شایعه‌پراکنی و درگیری‌های غیرعلنی در سازمان‌مان را از بین ببریم
👈پس نباید انرژی‌مان را صرف از بین بردن شبکه‌های غیررسمی کنیم، بلکه باید کاری کنیم این شبکه‌ها خوراکی برای شایعه‌سازی و اختلاف‌افکنی نداشته باشند
👈مدیران حرفه‌ای با در نظر گرفتن این واقعیت، اخبار مدنظرشان را به این شبکه‌های غیررسمی می‌دهند تا هم آنها را مشغول کنند و هم از قدرت آنها به نفع خودشان استفاده کنند
👈از سوی دیگر، مدیران حرفه‌ای معمولاً گوش‌های شنوایی در این قبیل شبکه‌های غیررسمی دارند و شایعات و درگیری‌ها در این شبکه‌ها را زودتر از بقیه متوجه می‌شوند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

شش نشانه گذاری برای فروشندگی

شش نشانه گذاری برای فروشندگی

 

🔶 لبخند دوستانه و مشتاق تحویل مشتری بدهید. با مشتری دم در ملاقات کنید. اگر نام مشتری را می‌دانید، آن را به‌کار گیرید.

🔹 کارهایتان را نفروشید. به شواهدی که احتمالا کمک می کند تا نیازهای وی را بشناسید توجه نمایید. سوال‌هایی بپرسیدکه درباره شخص مشتری است و به او بفهمانید مسایل او برایتان جالب است.

🔹 برای شرکت‌تان ایجاد اعتماد و اطمینان کنید. مدارک یا هر چیز دیگری راکه ثابت می‌کند متعلق به شرکتی معتبر هستید به او نشان دهید. اگر به مصرف‌کننده محصولاتی می‌فروشیدکه احتیاج به لوازم یدکی دارند، اطلاعات کافی درباره این لوازم در اختیار او بگذارید.

🔹 مشتری را آماده کنید. او را راهنمایی کنیدکه درباره نیازهایش صحبت کند. کاری کنید بداند به محصول شما نیاز دارد.

🔹 امکانات و تجهیزات را به مشتری نشان دهید. این کار در مورد هر محصولی موثر است. بگذارید مشتری اهمیت داشتن محصول شما راحس کند.

🔹 به سوالات او پاسخ دهید. نیازهای مشتری را بشناسید. سوال‌های او را یکی یکی پاسخ دهید. در‌صورت امکان با مشتری در شرایط کاملا آرام بدون سر‌و‌صدا صحبت کنید. برای فروش خود برنامه ریزی کنید...

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢همیشه عملکردمان را خودمان ارزیابی کنیم

💢همیشه عملکردمان را خودمان ارزیابی کنیم
@bazaryabimodern1987
1️⃣فهرست مهارت‌هایی را بنویسیم که باید به دست بیاوریم تا بتوانیم نقاط ضعف‌مان را کاهش و نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم

2️⃣فهرست رفتارهایی را بنویسیم که باید تکرار کنیم تا بتوانیم نقاط ضعف‌مان را کاهش بدهیم و نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم

3️⃣فهرست‌ رفتارهایی را بنویسیم که باید کنار بگذاریم یا تغییر بدهیم تا بتوانیم نقاط ضعف‌مان را کاهش بدهیم و نقاط قوت‌مان را تقویت کنیم

👈برای آن که بتوانیم عملکردمان را بهتر ارزیابی کنیم، می‌توانیم در پایان هر روز، هفته، ماه و سال به این سوالات فکر کنیم:

1️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان فعلی‌ام را حفظ کنم یا بیشتر به آنها بفروشم؟
2️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان بالقوه‌ام را به مشتریان واقعی تبدیل کنم؟
3️⃣چقدر توانسته‌ام فهرست مشتریان بالقوه‌ام را افزایش بدهم و موارد جدیدی را به آن اضافه کنم؟
4️⃣چقدر توانسته‌ام محصولم را بهتر و جذاب‌تر معرفی کنم؟
5️⃣چقدر توانسته‌ام به سوالات و مخالفت‌های مشتری به درستی پاسخ بدهم؟
6️⃣چقدر توانسته‌ام میزان شناخت و اطلاعاتم از مشتری، رقبا، محصولات شرکت و وضعیت بازار را به‌روز کنم؟
7️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان از دست رفته‌ام را برگردانم؟
8️⃣چقدر توانسته‌ام مشتریان کنونی‌ام را راضی کنم مشتری جدید معرفی کنند؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️برای فروش بیشتر از مشتری بپرسید.

🔴▪️برای فروش بیشتر از مشتری بپرسید. 
@bazaryabimodern1987
🔸به دیدن نحوه استفاده از محصول خود بروید.
🔸پرسش هایی درباره معایب و مزایای آن بپرسید.
🔸بپرسید چه چیزی را بیشتر دوست دارند.
🔸بپرسید چه چیزی را کمتر دوست دارند.
🔸بپرسید چه چیز را باید تغییر دهند و چگونه باید تغییر دهند. 
🔸درباره خدمات پس از فروشی که دریافت کرده اید، بپرسید.
🔸اقدامات انجام شده به وسیله هر فرد مرتبط را مشاهده کنید.    
🔸بپرسید که آیا دوباره همان را می خرند؟
🔸بپرسید که آیا آن را به واحد تجرای دیگری پیشنهاد میدهند؟
🔸تمام چیزهایی را که می گویند ثبت و ضبط کنید.
🔸دیدن محصول در عمل و پرسش درباره ان دیدگاه جدیدی از نحوه فروش آن ارائه می دهد. 
✅ اگر این مرحله را انجام دهید، نه تنها فرصتی برای یادگیری، بلکه فرصتی برای فروش نیز مهیا می شود.
 @bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

❤️اهمیت تاثیر اولیه در متقاعدسازی

❤️اهمیت تاثیر اولیه در متقاعدسازی
@bazaryabimodern1987
1️⃣لبخند را فراموش نکنید
لبخند و روی گشاده نیرومندترین ابزار برای ایجاد برداشت اولیه خوب و مثبت است. وقتی دیگران لبخند و روی باز شما را می‌بینند، احساس می‌کنند با فردی دوست‌داشتنی و قابل اعتماد مواجه‌ شده‌اند
2️⃣رفتار خود را کنترل کنید
باید تمام جزئیات رفتار شما در لحظه ورود به اتاق یا صحنه سخنرانی یا آغاز یک گفتگو، کاملاً حساب شده، جذاب، دوستانه و احترام‌آمیز باشد
3️⃣محکم و استوار دست بدهید
دست دادن یکی از سریع‌ترین و موثرترین راه‌های برقراری ارتباط است. دست دادن محکم، شما را مطمئن و مورد اعتماد نشان می‌دهد
4️⃣ارتباط چشمی برقرار کنید
در هنگام مکالمه، نگاه کردن به چشم طرف مقابل در ایجاد ارتباط و جلب اعتماد او بسیار موثر است
5️⃣نشان دهید که شنونده خوبی هستید
به طرف مقابل‌تان نشان بدهید که می‌خواهید حرف‌ها، نظرات و خواسته‌های او را به طور دقیق و کامل بشنوید. وقتی خودتان را مشتاق شنیدن نشان می‌دهید، گام موثری در ایجاد برداشت اولیه مطلوب برمی‌دارید
6️⃣هرگز تأخیر نکنید
به هیج وجه دیر سر قرار حاضر نشوید چون تاخیر باعث می‌شود قبل از این که ارتباط شروع شود، به بی‌ملاحظه بودن، بی‌توجهی، بی‌نظمی و بی‌دقتی متهم شوید
7️⃣تمرکز کنید
به هیچ وجه نگذارید مسائل حاشیه‌ای و افکار نامربوط، فرصت حیاتی تاثیرگذاری اولیه را از شما بگیرند. قبل از شروع ملاقات، نفسی عمیق بکشید و تمام توجه و تمرکز خود را صرف نحوه برقراری ارتباط با طرف مقابل بکنید
8️⃣در مراسم معرفی عجله نکنید
هنگام معرفی، با دقت به اسامی و عنوان‌های طرف مقابل‌تان توجه کنید و آنها را خوب به خاطر بسپارید
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢منابع اصلی فرصت‌یابی

💢منابع اصلی فرصت‌یابی 
@bazaryabimodern1987
1️⃣عرضۀ محصولات و خدمات کمیاب
ساده‌ترین فرصت در بازاریابی، تولید و عرضۀ محصول یا خدمتی است که در حال حاضر کمیاب است یا در آیندۀ نزدیک کمیاب می‌شود. برای مثال، وقتی شرایط اقتصادی به سمت رکود پیش می‌رود، تقاضا برای قطعات یدکی خودرو و تعمیر لوازم خانگی بیشتر و بیشتر می‌شود. در نتیجه، هر شرکتی که بتواند این قبیل محصولات و خدمات را زودتر عرضه کند، برنده خواهد شد
2️⃣تولید محصولات و خدمات موجود به روشی جدید یا بهتر
برای این منظور باید تغییراتی اساسی در محصولات و خدمات موجود ایجاد کنیم تا بتوانیم عملکرد آنها را ارتقا بدهیم و مشکلات‌شان را کمتر کنیم. برای مثال، شرکت پرینگلِز به این دلیل به بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ چیپس در دنیا تبدیل شد که توانست چیپسی تولید کند که برخلاف محصولات موجود در بازار، خرد نمی‌شود و بوی ماندگی نمی‌گیرد. یا شرکت داکِرز با عرضۀ لباس‌هایی که چروک نمی‌شوند، به یکی از بزرگ‌ترین برندهای بازار مُد تبدیل شد
3️⃣تولید محصولات و خدمات کاملاً جدید و بی‌سابقه
در این روش، روی فرصت‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنیم که زندگی و کسب و کار مشتریان‌مان را دگرگون می‌کنند. برای مثال، تولید و عرضۀ تفلون توسط شرکت چیمورس، صنعت وسایل پخت و پز را دگرگون کرد و شرکت را به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های شیمیایی در دنیا تبدیل نمود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

یک توصیه برای مذاکره

یک توصیه برای مذاکره
به جای "چه" از "چرا" استفاده کنید.
@bazaryabimodern1987
🔺تمرکز روی "آن‌چه" طرف دیگر مذاکره تقاضا دارد می‌تواند کار را به بن بست برساند، به جای آن پرداختن به "چرایی" تقاضاهای وی می تواند کارسازتر باشد. با فهمیدن دلیل اصلی خواسته‌ها می‌توان بیشتر به موفقیت مذاکره امید داشت. 
🔻برای مثال، وقتی طرف مقابل تقاضای زمان بیشتری می‌کند و شما تمایل به بستن سریع‌تر قرارداد دارید، با شناسایی دلیل این تاخیر(مثلا نبود منابع مالی و نه عدم تمایل به خرید) می‌توانید امکان رسیدن به توافق را بیشتر کنید. گاهی به جای "چه می‌خواهی" استفاده از "چرا می‌خواهی" مناسب‌تر است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢کاربرد کارت امتیازی متوازن در بازاریابی

💢کاربرد کارت امتیازی متوازن در بازاریابی
@bazaryabimodern1987
👈کارت امتیازی متوازن (Balanced Score Card) ابزاری نوین برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد یک شرکت است که توسط دو دانشمند به نام‌های کاپلان و نورتون توسعه یافته است
👈فلسفه کارت امتیازی متوازن این است که عملکرد یک شرکت را باید بر اساس چهار معیار اصلی زیر ارزیابی کرد:
1️⃣عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر مالی
2️⃣عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر میزان رضایت مشتریان داخلی و بیرونی
3️⃣عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر فرآیندهای کاری 
4️⃣عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر رشد و خلاقیت
👈کاپلان و نورتون کارت امتیازی متوازن را برای ارزیابی عملکرد کل شرکت پیشنهاد داده‌اند، ولی امروزه از این ابزار برای ارزیابی عملکرد تمامی واحدها، فعالیت‌ها و حتی برندها و محصولات شرکت هم استفاده می‌شود
👈برای مثال، فرض کنید می‌خواهید عملکرد یک محصول‌تان را بر اساس فلسفه کارت امتیازی متوازن بسنجید. برای این منظور باید محصول مورد نظرتان را از چهار بُعد زیر ارزیابی کنید:
1️⃣محصول مورد نظر از نظر مالی چه عملکردی دارد؟ آیا توانسته به اهداف مالی مورد نظر برسد؟ آیا توانسته هزینه‌هایش را پوشش بدهد و به سودآوری برسد؟
2️⃣محصول مورد نظر تا چه میزان توانسته انتظارات و رضایت مشتریان را برآورده کند؟
3️⃣فرآیندهای کاری مرتبط با محصول تا چه حد رضایت‌بخش، ساده، سریع و بدون اشکال هستند؟  
4️⃣محصول مورد نظر تا چه حد جای رشد دارد؟ آیا می‌توانیم نسخه‌های خلاقانه‌تری از آن را عرضه کنیم؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

اصول کاری یک فروشنده موفق

اصول کاری یک فروشنده موفق

1⃣تا حد ممکن کمتر صحبت کنید و با طرح سوالات مناسب خریدار را ترغیب به صحبت کنید.

2⃣به لباس و سر و وضع خود اهمیت بدهید. لباس رسمی ذهنیت بهتری ایجاد می‌کند. 

3⃣هیچگاه حرف خریدار را قطع نکنید یا نگویید متوجه منظورتان شدم، بگذارید خریدار جملاتش را تمام کند. 

4⃣نام خریدار را بپرسید و مرتب در صحبت‌‌هایتان از نامش استفاده کنید. 

5⃣برای خریدار یک مشاور واقعی باشید، حتی گاهی پیشنهاد کنید از شما خرید نکند چون محصول شما مناسب او نیست.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈تایم استاندارد ویزیت مشتری در مسیر نویسی و تور های ویزیت روزانه

👈تایم استاندارد ویزیت مشتری در مسیر نویسی و تور های ویزیت روزانه 

 

👌بر اساس برنامه ریزی 8 ساعت کاری مدون برای هر بازاریاب در طول روز 
با فرض اینکه، 8صبح شروع واقعی ویزیت مشتری و 4 بعدازظهر پایان کاری ویزیت مشتری باشد. 
8 ساعت در مجموع 480 دقیقه در روز
اگر 20 دقیقه تایم ویزیت ( حضوری برای مشتری جدید)، بعلاوه طی مسافت در طول مسیر، برای هر مشتری  در نظر بگیریم مجموعا روزانه 24 مشتری را می‌توانیم ویزیت و سرکشی نماییم
پیشنهاد می‌شود شرکتها، بیش از 24 مشتری در مسیر روزانه را برای بازاریابها در نظر نگیرند. تخطی از این تایم و تعداد مشتری ، حتی به ضرر شرکتها و در نهایت، به از دست دادن تدریجی مشتری هایش، بخاطر کاهش تمرکز بر مشتری خواهد انجامید.
تورهای ویزیت جهت سرکشی از هر مشتری بر اساس کالاهای تند فروش و کند فروش، متفاوت است
مثلا لبنیات شاید هر روز یا یک روز در میان باید سرکشی صورت پذیرد 
یا
خشکبار شاید ماهی 3 بار سرکشی را بطلبد و اقلام دیگر بنا بر نیاز مشتری متفاوت است.
قرار دادن تعداد مشتری های بیش از حد مجاز، در مسیر روزانه، برای هر بازاریاب، عملا نیرو و انگیزه و تاثیر گذاری بازاریاب را بر مشتری و مسیر، بتدریج کم خواهد کرد و در نهایت مایوس شدن اورا در پی خواهد داشت
باید توجه داشته باشیم که فعالیت در هر کسب و کاری، اگر برای اعضا ، لذت بخش باشد، کارایی و بازدهی کاری پرسنل آن مجموعه را بطور چشمگیری بالا خواهد برد 
زمانی شما از یک بازاریاب بیشترین بهره را خواهید برد که او به شغلش احساس علاقه کند و از آن لذت ببرد.


👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢فرایند پذیرش تغییر

💢فرایند پذیرش تغییر
@bazaryabimodern1987
1️⃣مرحلۀ انکار: در این مرحله، کارمندان سازمان تغییر را نمی‌پذیرند و در مقابل آن مقاومت می‌کنند
2️⃣مرحلۀ عصبانیت: در این مرحله، کارمندان سازمان متوجه می‌شوند که باید با تغییر کنار بیایند و چاره‌ای جز پذیرش تغییر ندارند. برای همین، رفتارهای عصبانی‌گونه از خودشان نشان می‌دهند 
3️⃣مرحلۀ سرزنش: در این مرحله، کارمندان سازمان شروع به تحلیل دلایل بروز تغییر می‌کنند و دنبال مقصری می‌گردند که بتوانند لزوم تغییر را گردن او بیاندازند
4️⃣مرحلۀ چانه‌زنی: در این مرحله، کارمندان سازمان شروع به چانه‌زنی می‌کنند تا بلکه بتوانند دامنۀ تغییر را کاهش بدهند یا زمان آن را عقب بیاندازند
5️⃣مرحلۀ ناامیدی: در این مرحله، کارمندان سازمان از محدود کردن تغییر یا عقب انداختن آن ناامید و متوجه می‌شوند که چاره‌ای جز پذیرش تغییر ندارند
6️⃣مرحلۀ پذیرش: در این مرحله، کارمندان سازمان می‌پذیرند که باید با تغییر کنار بیایند و آن را اجرا کنند
7️⃣مرحلۀ تجدید حیات: در این مرحله، کارمندان سازمان تغییرات مدنظر را اعمال می‌کنند و می‌پذیرند که باید با این تغییرات به جلو حرکت کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

👈 افزایش فروش محصولاتتان

#فروش 
#افزایش_فروش 

👈  افزایش فروش محصولاتتان
@bazaryabimodern1987
⚫اخبار داخلی هیجان‌انگیز خود را در اختیار مشتریان قرار دهید.
اگر قصد دارید که به زودی محصول خود را به حراج بگذاری، به مشتریان خود اطلاع دهید. 
▫️آن‌ها از شنیدن آن خوشحال می‌شوند و این کار باعث ایجاد اعتماد در آن‌ها می‌شود. 
▫️حتی ممکن است به دلیل این کار بیشتر خرید کنند.

⚫ پیام فروشتان باید روشن و واضح باشد.
یک یا دو مزیت محصول خود را انتخاب کنید و آن را در تیتر فروش خود بگذارید. 
▫️به دقت برای مشتریان خود توضیح دهید که محصولتان قرار است چه کاری برای آنان انجام دهد. 
▫️خاص باشید، اگر محصولتان مزایای متعددی دارد، پیام فروش خود را مخصوص مشتریان مختلفی که آن مزایا به آن‌ها مربوط می‌شود آماده کنید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢سوابق مشتری را نگه داریم

💢سوابق مشتری را نگه داریم
@bazaryabimodern1987
👈با توجه به پیشرفت‌های بسیار زیادی که در حوزۀ پایگاه داده صورت گرفته است، نگهداری سوابق تماس‌ها و فروش‌ها به یک مشتری، اصلاً کار دشواری نیست
👈در حقیقت، با وجود انواع و اقسام نرم‌افزارهای مختلف برای جمع‌آوری و نگهداری سوابق تعامل با مشتریان، تنها کاری که باید انجام بدهیم این است که نوع اطلاعات مدنظرمان و کاربرد آنها برای تعامل بهتر با مشتریان را مشخص کنیم
👈به عنوان فردی که سال‌های سال است در فروشندگی حضور دارم، پیشنهاد می‌کنم این دسته از اطلاعات را ذخیره و تحلیل کنید:
1️⃣میزان فروش واقعی و بالقوه به هر مشتری
2️⃣میزان انرژی، زمان و منابع اختصاص یافته برای جذب، حفظ و ارتقاء مشتری
3️⃣پنج دلیل اصلی عدم جذب یک مشتری
4️⃣تعداد جلسات و تماس‌ها با هر مشتری بالقوه برای تبدیل او به مشتری واقعی
5️⃣تعداد مشتریان جدید معرفی شده توسط مشتری فعلی
6️⃣پتانسیل مشتری فعلی برای افزایش فروش به او
7️⃣تعداد مشتریان جدید جذب شده از هر کانال بازاریابی؛ مثلاً تعداد مشتریان جدید جذب شده از اینستاگرام، وب‌سایت و غیره
8️⃣میزان و هزینۀ خدمات پس از فروش مورد نیاز مشتری
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢چگونه خودمان را مشتاق نشان بدهیم؟

💢چگونه خودمان را مشتاق نشان بدهیم؟
@bazaryabimodern1987
1️⃣مرحلۀ آشنایی با مشتری
👈در این مرحله، تازه می‌خواهیم با مشتری آشنا شویم یا اگر او را از قبل می‌شناسیم، میزان شناخت‌مان از وضعیت کنونی‌اش را افزایش بدهیم
👈برای همین، مهم‌ترین اصل در این مرحله، اعتمادسازی است. در نتیجه، اگر خودمان را بیش از حد مشتاق نشان بدهیم، نمی‌توانیم اعتمادسازی کنیم
👈بنابراین، هنگام آشنایی و معارفه با مشتری باید این رفتارها را نشان بدهیم: حفظ تماس چشمی، زبان بدن مبتنی بر راحت بودن، راه رفتن و حرف زدن آرام و متین و تلاش برای شکستن یخ فضا
2️⃣مرحلۀ خودمانی شدن با مشتری
👈این مرحله زمانی آغاز می‌شود که مشتری با ما آشنا شده و به ما اعتماد کرده است. در نتیجه، با ما راحت است و این راحت بودن خودش را در زبان بدن و ادبیات مشتری نشان می‌دهد
👈در نتیجه، هر وقت متوجه تغییر رفتار مشتری شدیم، می‌توانیم شیوۀ مشتاق نشان دادن خودمان را هم تغییر بدهیم
👈برای این منظور می‌توانیم این رفتارها را در پیش بگیریم: تقلید از ادبیات و واژگان مشتری، تقلید از پوشش ظاهری مشتری، تقلید از زبان بدن مشتری و رفتار خودمانی‌تر با مشتری
👈با این حال، یادمان باشد که نباید اشتیاق‌مان برای کار با مشتری را با لودگی و جلف‌بازی اشتباه بگیریم، چون به هر حال رابطۀ ما با مشتری، یک رابطۀ کاری است نه یک رابطۀ شخصی
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون مشکلات

💢قانون مشکلات
@bazaryabimodern1987
👈به عنوان یک فروشنده زمانی موفق می‌شوید که به این قانون عمل کنید: ما دنبال افرادی هستیم که مشکل خاصی دارند و می‌توانند آن مشکل را با کمک محصول یا خدمت ما حل کنند
👈طبق این قانون، هر چقدر مشکل مشتری و شیوۀ حل آن به وسیلۀ خریدن محصول یا خدمت‌مان را بهتر شناسایی کنیم، احتمال موفقیت‌مان در فروش بیشتر و بیشتر می‌شود
👈این قانون به ما یادآوری می‌کند که: مردم به شما یا آن چه می‌فروشید، اصلاً اهمیت نمی‌دهند، آنها به فکر خودشان و مشکلات‌شان هستند
👈برای همین است که حتی استیو جابز، بنیانگذار اپل، همواره به کارمندان و مدیران شرکت یادآوری می‌کرد: هیچ کسی عاشق برند و محصولات ما نیست، همه عاشق نیازهای خودشان هستند و این هنر ماست که محصول‌مان را به نیازهای مشتری مرتبط کنیم
👈اگر بتوانیم به این توصیۀ استیو جابز گوش کنیم و محصول یا خدمت‌مان را به یک نیاز مهم، فوری و پیچیدۀ مشتری متصل کنیم، آن گاه قیمت برای مشتری مهم نخواهد بود و مشتری با ما سر قیمت چانه نمی‌زند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

چگونه می‌توان ارائه خوب را تاثیرگذارتر کرد؟

چگونه می‌توان ارائه خوب را تاثیرگذارتر کرد؟
@bazaryabimodern1987
اشتیاق خود را نشان دهید و با مخاطب ارتباط برقرار کنید

وقتی که مضطرب هستید، آرام بودن کار مشکلی است. اما زمان نشان داده که مهترین چیز برقراری رابطه با مخاطب است و بهترین راه برای این کار آن است که اشتیاق خود را نسبت به موضوع نشان دهید. با مخاطب تان در مورد چیزی که مهم است و چرایی آن صادقانه صحبت کنید. هر چقدر صادق تر باشید بازخورد مثبت بیشتری دریافت خواهید کرد.

بر روی نیازهای مخاطبتان متمرکز شوید
باید ارائه‌تان را حول محور مخاطب بنا کنید.
در زمان آماده شدن همیشه باید نیازهای مخاطب و خواسته هایش را درنظر بگیرید.در زمان ارائه باید بر روی واکنش مخاطب متمرکز بوده و به آن واکنش نشان دهید.لازم است که درک و پاسخ را برای او آسان سازید.

بر روی پیام اصلی متمرکز شوید
وقتی در حال برنامه ریزی ارائه تان هستید، باید همیشه این سوال را در ذهن داشته باشید:

پیام اصلی برای مخاطب من چیست؟
باید بتوانید این پیام را به درستی منتقل نمایید. بعضی متخصصان پیشنهاد می‌دهند که خلاصه ی ۳۰ ثانیه‌ای در نظر بگیرید، خلاصه‌ای که بتوان آن را در پشت کارت تجاری نوشت یا بیشتر از ۱۵ کلمه نباشد.

لبخند بزنید و با مخاطبتان ارتباط چشمی برقرار کنید
اینکار به نظر آسان می آید اما ارائه دهندگان زیادی در آن موفق نبوده‌اند. اگر لبخند بزنید و ارتباط چشمی برقرار کنید، رابطه صمیمانه‌ای را شکل داده‌اید که به مخاطب کمک خواهد کرد با شما و موضوع‌تان مرتبط شود. همچنین به شما کمک می کند تا از استرس خود بکاهید زیرا شما با افراد به صورت تک به تک در حال صحبت هستید نه فقط یک جمعیت از مردم.
با قدرت شروع کنید
آغاز ارائه بسیار مهم است. لازم است که بتوانید توجه مخاطب را جلب کرده و آنرا حفظ کنید.
داستان سرایی کنید
انسان ها به گونه ای هستند که به داستان واکنش می‌دهند.داستان‌ها به ما کمک می کنند تا توجه کنیم و همه چیز را بخاطر بیاوریم. پس با رعایت اختصار داستانی کوتاه بگویید.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢سه نوع اصلی بازاریابی

💢سه نوع اصلی بازاریابی
@bazaryabimodern1987
1️⃣بازاریابی واکنشی (Responsive marketing)
در این نوع از بازاریابی، روی نیازها و خواسته‌های آشکار مشتریان‌مان تمرکز و آنها را بهتر از رقبا برآورده می‌کنیم. برای مثال، شرکت‌های لوازم خانگی با تمرکز روی نیاز آشکار خانم‌های خانه‌دار به «راحتی بیشتر در انجام کارهای خانه»، محصولاتی مثل ماشین لباس‌شویی، ماشین ظرف‌شویی و مایکروویو را به بازار عرضه کردند
2️⃣بازاریابی پیش‌بین (Anticipative marketing)
در این نوع بازاریابی، نیازهای آیندۀ مشتریان را زودتر از رقبای‌مان کشف و برآورده می‌کنیم. برای مثال، کوچک شدن مستمر خانواده‌ها و افزایش تعداد خانواده‌های یک نفره، نیاز به غذاهای آماده ولی با طعم خانگی را افزایش داده است. برای همین، شرکت‌های تولیدکنندۀ مواد غذایی به سمت عرضۀ محصولاتی که آماده کردن آنها خیلی زمان‌بر و سخت نیست، ولی طعم غذاهای خانگی می‌دهند، حرکت کرده‌اند
3️⃣بازاریابی نیازآفرین (Need shaping marketing)
در این نوع بازاریابی، روی عرضۀ محصول یا خدمتی تمرکز می‌کنیم که ایدۀ آن به ذهن هیچ کسی نمی‌رسد. برای مثال، شرکت‌هایی مثل سونی و اپل برای عرضۀ محصولاتی مثل واکمن و تلفن هوشمند، از بازاریابی نیازآفرین کمک گرفتند و محصولاتی را عرضه کردند که هیچ کسی به فکر آنها نبود
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢استراتژی طعمه

💢استراتژی طعمه
@bazaryabimodern1987
👈استراتژی طعمه (Bait strategy) استراتژی است که در آن یک محصول یا خدمت پرطرفدار را با قیمتی بسیار مناسب، یا حتی با زیان به مشتریان عرضه می‌کنیم، به این امید که بتوانیم در کنار آن محصول یا خدمت، سایر محصولات‌مان را هم به آنها بفروشیم
👈برای مثال، یک شرکت نرم‌افزاری را در نظر بگیرید که نرم‌افزار حسابداری‌اش را با قیمتی بسیار پایین‌تر از رقبا عرضه می‌کند تا بعد از وابسته کردن مشتریان به آن، سایر نرم‌افزارهایش را هم به آنها بفروشد
👈هنگام بکارگیری استراتژی طعمه، باید مراقب تاکتیک طعمه و شلاق (Bait and Switch) باشیم. در این تاکتیک، شرکت محصول یا خدمتی که می‌خواهد آن را با قیمتی بسیار مناسب عرضه کند، به شدت تبلیغ می‌کند تا توجه مشتریان را جلب کند، ولی بعد از تماس مشتری به او اعلام می‌کند که محصول یا خدمت مورد نظر تمام شده و او می‌تواند محصولات یا خدمات دیگر را بخرد
👈تاکتیک طعمه و شلاق شاید در کوتاه‌مدت جواب بدهد ولی در بلندمدت باعث سلب اعتماد مشتریان به شرکت می‌شود
@bazaryabimodern1987

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

برای فروش بیشتر از مشتری بپرسید

🔴▪️برای فروش بیشتر از مشتری بپرسید.
@bazaryabimodern1987
🔸به دیدن نحوه استفاده از محصول خود بروید.
🔸پرسش هایی درباره معایب و مزایای آن بپرسید.
🔸بپرسید چه چیزی را بیشتر دوست دارند.
🔸بپرسید چه چیزی را کمتر دوست دارند.
🔸بپرسید چه چیز را باید تغییر دهند و چگونه باید تغییر دهند.
🔸درباره خدمات پس از فروشی که دریافت کرده اید، بپرسید.
🔸اقدامات انجام شده به وسیله هر فرد مرتبط را مشاهده کنید.   
🔸بپرسید که آیا دوباره همان را می خرند؟
🔸بپرسید که آیا آن را به واحد تجرای دیگری پیشنهاد میدهند؟
🔸تمام چیزهایی را که می گویند ثبت و ضبط کنید.
🔸دیدن محصول در عمل و پرسش درباره ان دیدگاه جدیدی از نحوه فروش آن ارائه می دهد.
✅ اگر این مرحله را انجام دهید، نه تنها فرصتی برای یادگیری، بلکه فرصتی برای فروش نیز مهیا می شود.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

تفکر مبتنی بر صفر

💢تفکر مبتنی بر صفر
@bazaryabimodern1987
👈برای موفقیت در دنیای پرتلاطم امروزی باید تفکرات، مبانی فکری، مهارت‌ها و تجربه‌های دیروزی‌تان را کنار بگذارید و هر روز از صفر شروع کنید، به گونه‌ای که انگار هیچ چیزی در ذهن‌تان وجود ندارد
👈تنها در این صورت است که می‌توانید انعطاف‌پذیری سازمان‌تان را افزایش بدهید و در شرایط بسیار متغیر امروزی موفق شوید
👈به بیان دیگر، با کمک تکنیک «تفکر مبتنی بر صفر»، ذهن‌تان را آزاد می‌کنید و در نتیجه، تمام اقداماتی که باید در آینده انجام بدهید تا موفق شوید را کشف می‌کنید
👈برای همین است که جِف بِزوس، بنیانگذار آمازون، همواره به کارمندان خود تاکید می‌کند: فکر کنید روز اولی است که آمازون را تاسیس کرده‌ایم و هیچ موفقیت و شکستی در گذشته نداشته‌ایم. حالا به این موضوع فکر کنید که برای موفقیت در آینده باید چه اقداماتی را انجام بدهیم؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۱ مخالفین ۰

💡۷ رفتار اصلی انسان‌های دارای اعتمادبه‌نفس بالا

💡۷ رفتار اصلی انسان‌های دارای اعتمادبه‌نفس بالا
@bazaryabimodern1987
۱. از مسئولیت فرار نمی‌کنند. برای نمونه زمانی که با تاخیر به سرکار می‌رسند، ترافیک را بهانه نمی‌کنند.
۲. از انجام کارهای ترسناک خودداری نمی‌کنند و اجازه نمی‌دهند ترس زندگی‌‌شان را دربرگیرد و مانع تجربه کردن امور جدید توسط آن‌ها شود.
۳. همواره در راحتی و رفاه به سر نمی‌برند. زیرا می‌دانند ماندن در این وضعیت باعث ناکامی در رسیدن به آرزوهایشان خواهد شد و در صورتی که بخواهند موفق شوند باید راحت طلبی را کنار بگذارند.
۴. هرگز هیچ‌کدام از کارهایشان را به زمان مناسب، شرایط مناسب، هفته بعد، هر زمان که وقت کافی وجود داشت موکول نمی‌کنند.
۵. تلاش نمی‌کنند بر دیگران سلطه یابند و به واکنش‌های منفی توجه نمی‌کنند.
۶. درباره مردم قضاوت و پیش‌داوری نمی‌کنند. زیرا آن‌ها با خودشان به حدی مهربان هستند که نیازی به این ندارند که برای احساس برتر بودن در غیاب اطرافیانشان به آن‌ها توهین کنند.
۷. خودشان را با هیچ‌کس مقایسه نمی‌کنند و هرگز با هیچ کسی جز خودشان در گذشته رقابت نمی‌کنند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

پرزنت کردن شرکت جلوی مشتری

📌 هنگام پرزنت مشتری سعی کنید با هیجان و با اعتماد به نفس کامل حرف بزنید.

📍 اگر برای سوال مشتری جوابی ندارید، لطفا جواب را حدس نزنید.

📍 قبل از پرزنت مشتری جدید سعی کنید اطلاعاتی در مورد آن از جاهای مختلف بدست آورید.

📍 حتما اکثر واقعیت ها در مورد محصول و سرویس خود را ارائه بدهید. هیچ محصول و سرویسی بی عیب و نقص نیست.

📍 مشتری را با پیشنهاد های گوناگون گیج نکنید. در هر جلسه سعی کنید تعدادی  محصول یا خدمات را معرفی کنید.

📍 بهترین بازاریاب و مدیر فروش شهر را انتخاب کنید و با هر قیمتی آن را استخدام کنید.

📍 بابت خدمات خود، شرایط توهمی و پرت ندهید. مشتری از شرایط بازار  خبر دارد.

📍 با همکار خود در مقابل مشتری بحث و جدال نکنید. 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰

مراحل سخنرانی

 
1-آمادگی (تسلط کافی بر موضوع درس)
2- مقدمه سخنرانی
 
3- ارائه سخنرانی
4- جمع بندی و نتیجه گیری
موافقین ۰ مخالفین ۰

چرا باید نفوذ کلام بیاموزیم؟

چرا باید نفوذ کلام بیاموزیم؟
@bazaryabimodern1987
1️⃣تقریبا هر کسی در زندگی‌اش در شرایطی قرار می‌گیرد که باید برای جمعی صحبت کند، بخواهد از عقایدش دفاع کند یا لازم باشد کسی را متقاعد کند. پس بهتر است خودمان را برای آن روز آماده کنیم.
2️⃣کارمندان با هر سمتی که داشته باشند، بر اساس توانایی سخنرانی در جمع و مهارت‌های ارتباطی به عنوان یکی از مهمترین مهارت‌هایی که باید کسب کنند رتبه بندی می‌شوند و پیشرفت می‌کنند.
3️⃣نفوذ کلام و توانایی متقاعد کردن دیگران با هر موقعیت اجتماعی که داشته باشید می‌تواند در کار شما، در زندگی‌تان یا حتی در دنیا تغییرات بزرگی ایجاد کند.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢تلاش‌های لحظۀ آخری در مذاکره

💢تلاش‌های لحظۀ آخری در مذاکره
@bazaryabimodern1987
👈بسیاری از مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای وقتی به پایان مذاکره نزدیک می‌شوند، به تلاش‌های لحظۀ آخری برای گرفتن امتیازهای بیشتر روی می‌آورند
👈برای مثال، خریدار یک ماشین را در نظر بگیرید که پس از توافق بر سر تمام موارد با فروشندۀ ماشین، از او می‌خواهد که به عنوان شیرینی، یک سری کفی نو روی ماشین بیاندازد
👈یا خریدار یک خانه که بعد از توافق بر سر همۀ موارد با فروشنده، از او می‌خواهد تا بعضی از اقلام موجود در خانه مثل اجاق گاز و یخچال را با خودش نبرد
👈برخلاف آن چه به نظر می‌رسد، تلاش‌های لحظۀ آخری به هیچ وجه آنی و فی‌البداهه نیستند، بلکه کاملاً برنامه‌ریزی شده و دقیق هستند
👈دلیل موفقیت تلاش‌های لحظۀ آخرین این است که انسان‌ها اصولاً زمانی که مطمئن می‌شوند مذاکره به نتیجۀ دلخواه‌شان رسیده، ناخودآگاه دست و دلبازتر می‌شوند
👈بعضی وقت‌ها هم احساس می‌کنند اگر امتیاز لحظۀ آخری را به طرف مقابل ندهند، کل امتیازهایی که گرفته‌اند از بین می‌رود
👈اما اگر به این نکته دقت کنیم که تلاش‌های لحظۀ آخری اصولاً یک تاکتیک مذاکراتی هستند، بنابراین نباید با دست و دلبازی و ترس با این تاکتیک مقابله کنیم
👈از طرف دیگر، یادمان باشد مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای زمانی از این تاکتیک استفاده می‌کنند که طرف مقابل‌شان زمان زیادی را برای مذاکره صرف کرده است
👈پس نباید اجازه بدهیم با طولانی شدن بیش از حد مذاکره، طرف مقابل هوس کند با تلاش‌های لحظۀ آخری از ما امتیازهای بیشتری بگیرد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢از دست دادن و به دست آوردن

💢از دست دادن و به دست آوردن
@bazaryabimodern1987
👈همه ما نسبت به «از دست دادن چیزی» حساس هستیم و از آن نفرت داریم. این طبیعت انسان است و نمی‌شود با آن مبارزه کرد
👈دقیقا به همین دلیل است که در بسیاری از مواقع صرفاً برای از دست ندادن و نباختن، تصمیمات غیرعقلانی می‌گیریم
👈برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که صرفاً برای نباختن یک مزایده به رقبا، قیمتی را پیشنهاد می‌کند که کاملاً غیرمنطقی است و به شرکت زیان هنگفتی وارد می‌کند
👈در یک پژوهش گسترده، به نیمی از شرکت‌کنندگان یک لیوان هدیه داده و از آنها خواسته شد تا این لیوان را به گروهی که لیوان نداشتند، بفروشند
👈پس از آن از صاحبان لیوان خواسته شد قیمت پیشنهادی‌شان را مشخص کنند و از طرف دیگر، از کسانی که لیوان نداشتند هم خواسته شد تا حداکثر قیمتی که حاضرند بپردازند را اعلام کنند
👈دارندگان لیوان به طور میانگین قیمت 7 دلار را برای لیوان‌ها تعیین کردند، ولی گروهی که لیوان نداشتند، اعلام کردند تا نهایتاً 2 و نیم دلار حاضرند برای خرید لیوان بپردازند
👈این پژوهش بار دیگر ثابت کرد انسان‌ها ارزش چیزی که در اختیار دارند را بیشتر از واقعیت آن ارزیابی می‌کنند، چون اصولاً دوست ندارند آن را از دست بدهند
👈برای همین است که یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: یک پرنده در دست، بهتر از دو پرنده روی درخت است
👈این ضرب‌المثل به ما تاکید می‌کند که نباید هنگام تصمیم‌گیری صرفاً به از دست دادن چیزی که داریم، فکر کنیم، بلکه باید به این موضوع بپردازیم که در قبال چیزی که از دست می‌دهیم، چه چیزی به دست می‌آوریم؟
👈در حقیقت، یادمان باشد که هر تصمیمی که می‌گیریم، نوعی «بده بستان» در آن نهفته است که مجموع آن «بده بستان» باید به نفع‌مان باشد نه صرفاً چیزی که از دست می‌دهیم یا به دست می‌آوریم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ چرا هوش کلامی مهم است؟

🔴▪️ چرا هوش کلامی مهم است؟
@bazaryabimodern1987
⭕️ بخش مهمی از ارتباطات ما در طول روز، کلامی است. ما در طول روز با خانواده، سرکار، همکاران، هم کلاسی ها، همسر و بچه هایمان و آدم های اطرافمان (مثلاً در اتوبوس و مترو و تاکسی) و همجنین فروشندگان و مشتریان صحبت می کنیم.
✅ بنابراین لازم است برای تقویت این مهارتمان وقت بگذاریم و تمرین کنیم.
برایان تریسی می گوید: 85%  موفقیت افراد به این دلیل هست که آنها ارتباطات و نوع مهارت‌های ارتباطی خودشان را به شدت ارتقا دادند.
👈 بنابراین می بینیم که یکی از ارکان موفقیت افراد موفق، همین ارتباطات خوب کلامی شان است.
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢در باب اهمیت مشتری‌یابی

💢در باب اهمیت مشتری‌یابی
@bazaryabimodern1987
👈تلاش مستمر برای یافتن مشتریان جدید، یکی از رموز اصلی موفقیت در فروش است. برای همین، اگر در این کار شکست بخوریم، در مابقی ابعاد فروشندگی هم شکست می‌خوریم
👈برای درک بهتر این واقعیت، فروشنده‌ای را فرض کنید که توانایی بالایی در مذاکره و معرفی محصولات شرکت دارد، اما حوصلۀ مشتری‌یابی را ندارد
👈به نظرتان وقتی تعداد مشتریان جدیدی که این فروشنده باید با آنها وارد تعامل بشود، به اندازۀ کافی زیاد نیست، آیا مهارت بالای فروشنده در مذاکره و معرفی محصول به دردش می‌خورد؟ 
👈برای همین است که فروشندگان حرفه‌ای، بیش از هر مهارتی، روی تقویت مهارت مشتری‌یابی‌شان تمرکز می‌کنند و هیچ وقت تلاش‌شان برای مشتری‌یابی را کاهش نمی‌دهند
👈در حقیقت، فروشندگان آماتور وقتی تعداد مشتریان کنونی‌شان افزایش می‌یابد و پورسانت خوبی گیرشان می‌آید، دست از مشتری‌یابی بر می‌دارند
👈ولی فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که فروش مثل جریان آب از یک سد است و مخزن این سد به وسیلۀ مشتری‌یابی پر می‌شود
👈برای همین هر چقدر هم که در تبدیل مشتری بالقوه به بالفعل موفق باشند، باز هم می‌دانند که نباید اجازه بدهند مخزن سد فروش‌شان خالی شود. به همین دلیل، هیچ وقت از مشتری‌یابی غافل نمی‌شوند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

فروشندگی نیازمند مهارتهای اساسی زیر است:👇

فروشندگی نیازمند مهارتهای اساسی زیر است:👇
@bazaryabimodern1987
مهارت فروش اول ⬅️ علاقه به ماهیت فروش
مهارت فروش دوم ⬅️ شخصیت برونگرا و اجتماعی
مهارت فروش سوم ⬅️ اعتماد به نفس در سخنوری
مهارت فروش چهارم ⬅️ قدرت ارائه قوی
مهارت فروش پنجم ⬅️ درجه ای بالا از خود انگیختگی
مهارت فروش ششم ⬅️ جاه طلبی
مهارت فروش هفتم ⬅️ انعطاف پذیری بالا
مهارت فروش هشتم ⬅️ روابط عمومی در حد عالی
مهارت فروش نهم ⬅️ قابلیت شنود دقیق
مهارت فروش دهم ⬅️ شخصیت فردی و گروهی
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢همیشه آماده باشیم

💢همیشه آماده باشیم
@bazaryabimodern1987
1️⃣تقویت دیدگاه مثبت و امیدواری نسبت به آینده
2️⃣افزایش تمرکز روی یادگیری از شکست‌ها به جای ناامید شدن از شکست‌ها
3️⃣خواندن روزانۀ مطالب علمی، آموزشی و انگیزشی دربارۀ فروشندگی
4️⃣بررسی مستمر وضعیت بازار، مشتریان و رقبا
5️⃣افزایش مستمر شناخت از محصول و شرایط شرکت
6️⃣تقویت روابط با مشتریان
7️⃣تمرکز روی یافتن پاسخ‌های جدیدتر به این سوال مهم: «چگونه می‌توانم وظایفم در فروشندگی را بهتر و متمایزتر از گذشته انجام بدهم؟»
8️⃣کمک به مشتریان در مسائل به ظاهر بی‌ربط به فروشنده
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢ترفندهای غیراخلاقی برای اعتمادسازی

💢ترفندهای غیراخلاقی برای اعتمادسازی
@bazaryabimodern1987
1️⃣معامله صوری
در این ترفند، فروشنده با انجام معاملات صوری، اعتماد طرف مقابل را جلب می‌کند. برای مثال، زمین‌خواران در مناطق دور افتاده، برای افزایش قیمت زمین‌هایشان از معاملات صوری کمک می‌گیرند، به این معنا که زمین‌ها را با قیمت بسیار بالا در روزنامه و اینترنت آگهی می‌کنند، سپس یکی از هم‌دستان‌شان آن زمین را با قیمت بالا می‌خرد تا بتوانند سر مشتریان واقعی را کلاه بگذارند
2️⃣دارم ولی نمی‌فروشم
در این ترفند، فروشنده از فروش محصولی که چشم مشتری را گرفته، خودداری می‌کند تا بتواند محصولی که خودش می‌خواهد را به او بفروشد. برای مثال، فرض کنید بعد از کلی بررسی، یک مدل پرینتر را انتخاب کرده‌اید، ولی فروشنده به شما می‌گوید: پرینتر خوبی را انتخاب کرده‌اید، اما اگر بخواهم صادق باشم، اگر خودم می‌خواستم پرینتر بخرم، این را نمی‌خریدم
3️⃣فرم رسمی
در این ترفند، فروشنده با دادن فرم‌های به ظاهر رسمی، اطلاعات افراد را می‌گیرد و حتی آنها را تشویق می‌کند تا مبلغی به او پرداخت کنند، ولی بعد از مدتی غیبش می‌زند. برای مثال، چند وقت پیش فردی به یک هتل لوکس در لس‌آنجلس رفت و یک آگهی رنگی برای استخدام تعدادی بازیگر محلی برای بازی در یک سریال را در روزنامه‌ای معتبر چاپ کرد. بعد از آن، تعداد زیادی از افراد به هتل مراجعه کردند و آن فرد از آنها خواست تا فرمی را تکمیل کنند. سپس به تعداد زیادی از آنها گفت: اگر می‌خواهید در این سریال بازی کنید، ابتدا باید عضو انجمن بازیگران لس‌آنجلس بشوید و برای این کار مبلغ 275 دلار بپردازید. این فرد پس از گرفتن پول از صدها نفر، هتل را برای همیشه ترک کرد
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

چهار نوع زندگی شغلی

🅱️ چهار نوع زندگی شغلی
@bazaryabimodern1987

1️⃣کارمندی

⭕️ما برای دیگران کار میکنیم

2️⃣کار فرمایی

⭕️دیگران برای ما کار میکنند

3️⃣خوش فرمایی

⭕️ما برای خودمان کار میکنیم

4️⃣سرمایه گذاری

⭕️سرمایه برای ما کار میکند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون تمایز

💢قانون تمایز
@bazaryabimodern1987
👈بسیاری از شرکت‌ها این قانون بسیار بدیهی ولی مهم را فراموش می‌کنند: برای موفقیت در تجارت، کالا یا خدمت شما باید منحصر به فرد، بهتر و به طور کلی متمایز از رقبایتان باشد تا به مقدار کافی بفروشید و موفق شوید
👈اگر این قانون را رعایت نکنیم، مشتری هیچ دلیلی نمی‌بیند که محصول یا خدمت ما را جایگزین محصولات و خدمات رقبا کند و به جای آنها از ما بخرد
👈برای مثال، فروشگاه زنجیره‌ای نورداِستورم به این دلیل موفق شده که بهترین خدمات ممکن را به مشتریانش ارائه می‌کند و از این جهت خودش را از رقبایش متمایز کرده است
👈بی‌اِم‌و هم به این دلیل از رقبایش متمایز شده که افراد از رانندگی با خودروهای این شرکت لذت می‌برند
👈این مثال‌ها، سخن بسیار ارزشمند و مهم جَک وِلش، مدیرعامل افسانه‌ای جنرال الکتریک را به ما یادآوری می‌کند: «اگر از رقبایتان متمایز نیستید، اصلاً رقابت نکنید»
👈جک وِلش معتقد بود: در هر بازاری که حضور دارید، باید روی عاملی متمایز از رقبا تمرکز کنید، نه این که تلاش کنید شبیه رقبایتان بشوید
👈برای همین است که تویوتا به جای تمرکز روی لذت رانندگی، روی کیفیت خودروهایش تمرکز کرده تا بتواند از بی‌اِم‌و متمایز شود
👈یا والمارت برای رقابت با نورداِستورم، به جای تمرکز بر خدمات مشتریان، روی کاهش قیمت‌ها تمرکز و از این طریق خودش را متمایز کرده است
👈پس اگر می‌خواهید موفقیت‌تان در تجارت را پیش‌بینی کنید، به این سوال به ظاهر ساده، در یک جمله جواب بدهید: در چه عاملی از رقبایتان متمایز هستید؟
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰