MARKETING MODERN

آموزش بازاریابی ومدیریت بازارحرفه ای

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انواع_ارایه» ثبت شده است

چگونه کسب‌وکار خود را توسعه دهیم؟

چگونه کسب‌وکار خود را توسعه دهیم؟

پیاده‌سازی توسعه کسب‌وکار فرآیندی گام‌به‌گام است که به شما کمک می‌کند تا به طور موثر فرصت‌های جدید برای رشد و سودآوری شرکت خود ایجاد کنید.

اجرای فرآیند رشد کسب و کار در چند مرحله انجام می‌شود. شرکت‌های متوسط و بزرگ حداقل یک نیروی توسعه کسب‌وکار دارند که این مراحل را انجام می‌دهد. بعضی شرکت‌ها هم واحدی برای این کار دارند که چند نفر روی برنامۀ رشد شرکت کار می‌کنند.

در شرکت‌های کوچک و نوپا، این کار معمولاً توسط مدیرعامل یا با همکاری واحدهای مختلف انجام می‌شود. برخی از کسب‌وکارها هم از شرکت‌های مشاوره‌ای که در این زمینه فعالیت دارند، کمک می‌گیرند. در هرکدام از این موارد، برای رشد تجارت باید مراحلی را طی کرد که در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شویم:

 

تعیین اهداف و استراتژی:

اولین قدم در پیاده‌سازی توسعه کسب‌وکار، تعیین اهداف و استراتژی واضح و قابل‌اندازه‌گیری است. شما باید به طور مشخص تعیین کنید که چه چیزی می‌خواهید با توسعه کسب‌وکار به دست آورید: مانند افزایش فروش، ورود به بازارهای جدید یا توسعه محصولات جدید. پس از تعیین اهداف، باید استراتژی‌هایی را برای دستیابی به آنها تدوین کنید.

 

تحقیق بازار:

هر شرکتی برای موفقیت به اطلاعات کاملی از مشتریان، رقبا و بازاری که در آن فعالیت می‌کند، همینطور فرصت‌های بازار احتیاج دارد. برای اینکه بتوانید کسب‌وکارتان را با موفقیت گسترش دهید، باید درک درست و دقیقی از بازار کارتان داشته باشید. پس باید گفت که انجام تحقیقات بازار یا مارکت ریسرچ، قدم اساسی در مسیر رشد تجارت است.

تحقیقات بازار را از مشتریان و مخاطبان فعلی خودتان شروع کنید. با استفاده از نظرسنجی و مطالعه روی رفتار مشتریان، به علاقه، خواسته و نیاز آن‌ها پی ببرید و سپس روی رقبای فعلی و روند گسترش آن‌ها تحقیق کنید. در نهایت، بازارهایی را پیدا کنید که با ورود به آن‌ها، شانس بیشتری برای موفقیت دارید.

این تحقیق باید شامل موارد زیر باشد:

    • تحقیق بازار: شناسایی نیازها و خواسته‌های مشتریان، رشد صنعت و رقبا.
    • تحقیق رقابتی: تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف رقبا و وجه تمایز شرکت شما از آنها.
    • تحلیلSWOT : شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای شرکت شما.

 

ایجاد یک برنامه عملی:

پس از انجام تحقیقات بازار، باید یک برنامه‌ی عملی برای اجرای استراتژی‌های توسعه کسب‌وکار خود ایجاد کنید. این برنامه باید شامل موارد زیر باشد:

    • فعالیت‌های خاص: اقداماتی که باید برای دستیابی به هر یک از اهداف خود انجام دهید.
    • مسئولیت‌ها: افراد یا تیم‌هایی که مسئول اجرای هر فعالیت هستند.
    • جدول زمانی: زمان‌بندی برای تکمیل هر فعالیت.
    • بودجه: هزینه‌های مرتبط با هر فعالیت.

 

اجرا و نظارت:

پس از ایجاد برنامه عملی، باید آن را اجرا و به طور منظم پیشرفت خود را رصد کنید. باید به طور مداوم داده‌ها را جمع‌آوری کرده و تجزیه و تحلیل کنید تا مطمئن شوید که در مسیر رسیدن به اهدافتان قرار گرفته‌اید.

 

اندازه‌گیری نتایج:

در نهایت، باید نتایج تلاش‌های توسعه کسب‌وکار خود را اندازه‌گیری کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا بفهمید که آیا استراتژی‌های شما مؤثر هستند یا خیر و در صورت لزوم باید چه تغییراتی ایجاد کنید.

اثربخشی تلاش‌های توسعه کسب‌وکار را به طور پیوسته ارزیابی کنید. معیارهای عملکرد را تجزیه‌وتحلیل کنید و از مشتریان بازخورد بگیرید تا زمینه‌های پیشرفت و اصلاح را شناسایی نمایید.

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢قانون جهانی مذاکره

💢قانون جهانی مذاکره
@bazaryabimodern1987
👈خریداران حرفه‌ای یک ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید: قیمت‌ها و شرایط فروش توسط یک انسان تنظیم شده‌اند، بنابراین می‌توانند توسط یک انسان دیگر تغییر کنند
👈طبق این ضرب‌المثل، همیشه شانسی برای تغییر شرایط از طریق مذاکره وجود دارد که ما به این واقعیت، اصطلاحاً قانون جهانی مذاکره می‌گوییم
👈بر اساس این قانون، باید زندگی را همانند یک فرایند طولانی و وسیع مذاکره ببینیم. آن گاه متوجه می‌شویم که تقریباً در تمام شرایط و موقعیت‌ها، می‌توانیم روی موضوعات گوناگون مذاکره کنیم و شرایط را به نفع خودمان و دیگران بهبود بدهیم
👈اما در واقعیت، بسیاری از مردم این قانون را نادیده می‌گیرند و برای شرایط بهتر و منافع بیشتر، مذاکره نمی‌کنند
👈عدم تمایل به مذاکره ریشه در ضمیر نیمه‌هوشیار انسان‌ها دارد، چون تمام ما ترس عمیقی از تایید نشدن و رد شدن درخوا‌ست‌مان داریم
👈تنها راه غلبه بر این ترس، روبه‌رو شدن با آن است. پس از این به بعد تلاش کنیم در هر شرایطی، با اعتماد به نفس کامل، درخواست‌مان را مطرح و دربارۀ آن مذاکره کنیم
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود

💢فروش روز به روز سخت‌تر می‌شود
@bazaryabimodern1987
👈موفقیت در فروش به این دلایل روز به روز سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود:
1️⃣تعداد رقبا روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه مشتریان گزینه‌های بیشتری برای انتخاب دارند
2️⃣با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان راه‌های بیشتری برای بررسی پیشنهادات فروشندگان دارند. در نتیجه حرف‌ها و ادعاهای فروشندگان را به راحتی باور نمی‌کنند
3️⃣به دلیل تلاش رقبا برای تمایز خلاقانه از یکدیگر، انتظارات مشتریان روز به روز افزایش می‌یابد و برآورده کردن این انتظارات روز به روز سخت‌تر می‌شود
4️⃣به دلیل تشابه رقبا به یکدیگر، میزان وفاداری مشتریان به یک برند یا محصول روز به روز کاهش می‌یابد
5️⃣فشارهای مدیران ارشد شرکت‌ها به فروشندگان برای افزایش فروش روز به روز بیشتر می‌شود
6️⃣سرعت تغییرات بازارها روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه فروشندگان باید مرتب تلاش کنند خودشان را با شرایط روز بازار تطبیق بدهند
7️⃣با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات در دسترس مشتریان روز به روز بیشتر می‌شود و در نتیجه، فروشندگان اطلاعات کمتری برای تاثیرگذاری بر مشتریان در اختیار دارند
8️⃣با توجه به افزایش تعداد رقبا و تلاش آنها برای تعامل مستقیم با افراد تصمیم‌گیر اصلی در سازمان‌ها، دسترسی به این افراد روز به روز سخت‌تر می‌شود
👈با این شرایط، مهم‌ترین کاری که یک فروشنده می‌تواند انجام بدهد تا موفق باشد، چیست؟
👈خیلی از فروشندگان به اشتباه تصور می‌کنند باید روی مواردی مثل روابط دوستانه‌تر با مشتریان یا تغییر شرکت و صنعتی که در آن هستند، تمرکز کنند
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ؟

ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ؟
@bazaryabimodern1987
1⃣ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ!!!
ﺍﻏﻠﺐ ﮐﺴﯽ ﺭ ﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﯾﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﺩ. 
ﺍﻣﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺣﺲ ﻫﺎﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ، اختلالات ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ، ﺗﻌﺎﺑﯿﺮ ﻏﻠﻂ، ﺟﻮ ﺯﺩﮔﯽ ﻭ ... ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ... 
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ، ﺁﻥ ﺣﺲ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺖ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺗﻮﯼ ﺳﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺯﺩﻥ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺗﻮﯼ ﺳﺮ ﺁﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ!!! 
" ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺏ " ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ بیشترین ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭﮎ را ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻄﻤﺎﻥ. ﻭ ﻣﺘﻘﺎﺑﻼ، ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺩﺭﮎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ. 
ﻭ ﺷﺒﺎﻫﺖ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
2⃣ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﻣﻄﻠﻖ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ!!! 
ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻣﺎ، از آنچه هستیم و دوست داریم باشیم، ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.
ﺩﻣﺪﻣﯽ ﻣﺰﺍﺝ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺗﻼﺷﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ!!!
ﺍﺯ ﻋﻼﺋﻖ ﺧﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ، ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، شناختی نداریم. 
ﺍﯾﻦ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺍﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﻢ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺍﺯ ﺣﺲ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ.
3⃣ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ!!!
ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﯾﻢ.
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺮﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﻔﺴﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﻣﯿﺎﯾﺪ.
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺧﺮﺝ می کنیم، ﺗﻮﻗﻊ طرف مقابل ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺎﺗﺮﯾﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ...
" ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ " ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﯾﺘﻤﯽ ﻣﻼﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﻢ ، ﻭ ﻧﯿﺰ، ﻧﯿﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯿﻢ. 
ﻧﻪ ﺧﻔﻪ ﺍﺵ ﮐﻨﯿﻢ و ﻧﻪ ﻭﺍﺩﺍﺭﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﻔﻪ ﻣﺎﻥ ﮐﻨﺪ.
4⃣ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ!!! 
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ، ﺟﺰﺋﯽ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻧﺪ.
ﻣﺜﻼ" ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ در ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ بفهمیم ﻣﺮﺩﯼ ﯾﺎ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭیم، ﻋﺎﺩﺗﯽ ﯾﺎ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ما ﺗﺤﻤﻠﺶ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ. 
آیا ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﯽ کنیم؟ 
البته که نه.... چرا که ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺁﻧﯽ ﻭ ﺳﻠﺒﯽ از خود ﻧﺸﺎﻥ می دهیم.
ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞ، ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩ ﭘﺨﺘﮕﯿﺴﺖ ﻭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﺎﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﻏﻠﻂ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻏﻠﺒﻪ می کند ﻭ ﺍجازه نمی دهد ﮐﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﺩﺭﮎ ﺩﺭﺳﺖ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺑﺮﻭﺯ ﺗﻨﺸﻬﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺷﻮﺩ.
5⃣ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ!!! 
ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ، ﺧﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ. حتی ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎ، ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻋﻼﺋﻖ ﺍﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﻢ. 
ﻏﺮﻭﺭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻭ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻭ ﺩﺭﮐﺶ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﺍﻭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺳﺎﺧﺘﻪ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ؛ ﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ی ﻣﺎ، ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺴﺎﺯﺩ.
ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ 
6⃣ ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ از نظر: روحی، جسمی، مالی، خانوادگی و غیره ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﻢ. 
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﺎﺩﻝ، ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻭ خوب تر ﺁﻥ ﮐﻪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ: ﻗﺎﻟﺐ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ 
و ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

💢همه را در هدف‌گذاری مشارکت ندهید

💢همه را در هدف‌گذاری مشارکت ندهید
@bazaryabimodern1987
👈مدیران معاصر در دوره‌های دانشگاهی خود با مفهوم «مشارکت دادن دیگران در هدف‌گذاری» آشنا شده‌اند. برای مثال، پیتر دراکر، دخالت دادن دیگران در تعیین اهداف سازمان را امری لازم می‌داند و از آن با عنوان «مدیریت بر مبنای هدف» نام می‌برد
👈برای همین، طی 40 سال گذشته مدیریت یک جانبه و مستبدانه رو به زوال گذاشته و جای خود را به مدیریت مشارکتی داده است
👈اما وقتی با نتایج تحقیقاتی که در این حوزه انجام شده، مواجه می‌شوید، کمی شگفت‌زده خواهید شد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که تفاوت زیادی بین تعیین اهداف توسط یک مدیر و تعیین اهداف با مشارکت کارمندان وجود ندارد
👈در حقیقت، تحقیقات نشان می‌دهد که تعیین اهداف با مشارکت و اعمال نظر کارمندان، تاثیر ناچیزی روی عملکرد، تعهد و انگیزۀ آنها دارد
👈برای همین، در بعضی شرایط، اهدافی که به صورت مشارکتی تعیین می‌شوند، بهتر اجرا می‌شوند و در برخی از شرایط دیگر، اهدافی که صرفاً توسط مدیر تعیین و به کارمندان ابلاغ می‌شوند، بهتر نتیجه می‌دهند
👈برای همین این سوال پیش می‌آید که چرا وقتی افراد در تعیین اهداف دخالت دارند، برای دستیابی به آن بیشتر تلاش نمی‌کنند؟
👈دلیل این اتفاق را می‌توان در شرایطی دانست که جزء شرایط ضروری برای اثربخشی مدیریت مشارکتی هستند. در حقیقت، برای این که مدیریت مشارکتی اثربخش باشد، باید برای این کار به اندازه کافی وقت در نظر گرفته شود
👈همچنین موضوعاتی که نظر کارمندان در آن دخیل است، باید با منافع و علاقه آنها سازگار باشد
👈علاوه بر آن، کارمند مذکور نیز باید از لحاظ هوشی، علمی، تجربی و مهارتی در سطح خوبی قرار داشته باشد
👈واقعیت این است که شرایط مذکور در بسیاری از محیط‌های کاری فراهم نیستند و برای همین، بسیاری از کارمندان ترجیح می‌دهند سهم‌شان از سازمان، انجام کار باشد نه مشارکت در تعیین اهداف
@bazaryabimodern1987

موافقین ۰ مخالفین ۰

🔴▪️ برای سخنرانی هایتان به چهار نسخه ارائه‌ی مختلف فکر کنید

🔴▪️ برای سخنرانی هایتان به چهار نسخه ارائه‌ی مختلف فکر کنید
@bazaryabimodern1987
⭕️ مهم است که بتوانید سخنرانی خود را به شکل سریع، فشرده و مفصل و مشروح انجام دهید. پس کمی وقت بگذارید و نسخه‌های مختلفی از سخنرانی خود را آماده کنید. پیشنهاد ما این‌هاست:
🌀 ارائه‌ی پنج ثانیه‌ای (معرفی کل ایده / محصول / کسب و کار در یک جمله و به کمک شش یا هفت کلمه)
🌀 ارائه‌ی پانزده‌ثانیه‌ای (معرفی در قالب دو تا سه جمله)
🌀 ارائه‌ی سه دقیقه‌ای (یک معرفی تقریباً آسانسوری؛ البته نه داخل آسانسور، بلکه برای کسی که منتظر رسیدن آسانسور است)
🌀 ارائه‌ی پانزده دقیقه‌ای (با جزئیات و داده‌ها و اطلاعات کامل‌تر)
👈 حتی اگر می‌دانید برای ارائه‌ی اصلی ده یا پانزده دقیقه زمان دارید، باز هم از تمرین ۵ / ۱۵ / ۱۸۰ ثانیه غفلت نکنید. این تمرین‌ها به شما کمک می‌کنند که با قدرت و تسلط بیشتر، سخنرانی کرده و مخاطب خود را متقاعد کنید. مثلاً شاید ارائه‌ی پنج ثانیه‌ای در نهایت، به تیتر اسلاید اول شما در ارائه‌ی ده دقیقه‌ای تبدیل شود
@bazaryabimodern1987
#انواع_ارایه

موافقین ۰ مخالفین ۰